تاریکی تکه تکه از هم می‌پاشد
شب سیاه قیرگون در حال آغاز است
موج به موج به ابدیت می‌رسد
رویاهای فراموش شده ما کجا هستند؟ 
زندگی‌ای که با عشق آغاز میشود،
وقتی روزی تو را فرا میخواند،
جهان آرام آرام آهنین شد،
رویاها به بادبان‌ها سپرده شدند،
جهان آرام آرام تغییر کرد 
و طناب‌هایش را در بندرگاه‌ها رها کرد،
تمام مرزها یکی یکی در حال فروپاشی هستند،
شب سیاهی در حال به پایان رسیدن است،
قلب‌هایی که به دریاها گشوده می‌شوند 
شاید همین الان، شاید همین روزها،
زندگی‌ای که با عشق آغاز میشود،
وقتی روزی تو را فراخواند،
جهان، آرام آرام آهنین شد ،
رویاها به بادبان‌ها سپرده شدند،
جهان آرام آرام دگرگون شد،
و طناب‌هایش را در بندرگاه‌ها رها کرد ×۲