چشمامو بستم رو خودم ، از مرز تقدیرم بری با اینکه میدونی خودت ، اینبار می میرم بری چشمامو بستم رو خودم ، مغلوب این تصمیم شم یک عمر جنگیدم نری ، نه وقتشه تسلیم شم

تسلیم شم از دست می ری ، به بن بست میری دلتنگیام تکرار میشه ، آوار میشه با فکر تو همخونه میشم ، دیوونه می شم

چیزی نگو از مقصدت ، تا من نرم دنبال تو اما بگو وقتی بدم ، از کی بپرسم حالتو آوار این تنهاییو ، کم کم نگاه کن تو خودت چشمامو می بندم بری ، چشماتو وا کن رو خودت

تسلیم شم از دست می ری ، به بن بست میری دلتنگیام تکرار میشه ، آوار میشه با فکر تو همخونه میشم ، دیوونه می شم