ماجرا یکم پیچیده هست . ما سه نفر هستیم من و احسان و یه رفیق دیگمون معمولا با هم هستیم . البته دوس دختر احسان هم درگیره
خب من خیلییییی با احسان اوکیم رابطه خاصی داریم اونم واقعا همه جوره کمکم میکنه . من واقعا حس میکنم بهش وابسته شدم چون گاهی به خودم میگم کاشکی اون رفیق دیگمون زیاد دوربرمون نباشه چون اون خوابگاهیه به احسان نزدیک تره طبیعتا . جفتشون بهم علاقه دارن ولی رابطهام با احسان تو یه لول دیگست
حالا در رابطه با دوس دختر احسان. خاک تو سرم واقعا قبلا بهش علاقه داشتم ولی الان به چشم رفیق بهش نگاه میکنم اینقد خوشحال میشم میبینم اینقدر رابطه خوبی دارن راستش کمی هم حسادت میکنم !
قطعا توجهی احسان به رلش میکنه به رفیقای پسرش نمیتونه بکنه میدونید چی میگم؟
چاره من چیه از این وضعیت در بیارم؟


