بعضی روزها معنای متفاوتی رو به تقویم می بخشند، بعضی روزها در تاریخ درخشانند. برای شکل گیری این روزها وقوع یک اتفاق مهم یا وجود یک انسان منحصر به فرد لازمه. و اون فرد خاص بودن صرفا به معنای بهترین بودن در حرفه، قدرت و یا استعداد نیست. اگر انسان بزرگی باشی، تو اون فرد هستی... امروز، 26 ژانویه تولد یکی از اون آدمهاست... ژوزه مورینیو مهم نیست طرفدار فوتبال باشی یا نه... مهم نیست حس عشق یا تنفر نسبت به اون فرد داشته باشی یا نه... و حتی اهمیت نداره امروز در خاطرت بوده یا نه... اون چیزی که مهم هست اینه که هر کسی در سرتاسر این دنیا زمانی که بفهمه این روز متعلق به چه فردیه، صرف نظر از هر احساسی نسبت به اون فرد، تصویری از اون آدم در ذهنش شکل میگیره که اون تصویر کوچیک نیست...بزرگه...و همین برای برجسته شدن این روز کافیه. وقتیکه یک شخصی رو مربی بزرگ یا بهترین مربی خطاب می کنیم در واقع بهای زیادی رو بهش می دیم، در این حالت با "بهترین مربی" خوندن داریم خیلی خیلی بالا میبریمش. اما این زمانی هست که اون فرد تنها یک مربی بزرگ باشه.... ژوزه مورینیو یک انسان بزرگ و نه صرفا یک مربی بزرگه... گاهی وقتا اگه فردی رو در سطحی حتی عظیم و بزرگ قرار بدیم و بالا ببریم در واقع اونو پائین میاریمش... و این زمانیه که اون به این سطح هم محدود نشه و در این هم نگنجه تاکید بر این موضوع به این دلیله که یک مربی بزرگ ممکنه انسانی بزرگ نباشه اما یک انسان بزرگ میتونه یک مربی بزرگ هم باشه... اگر برای چند دقیقه مورینیو رو در ذهن به عنوان یک مربی فراموش کنیم و اون رو از پوسته ی ساخته شده ی مربیگری بیرون بیاریم میتونیم با کمی تامل شخصیت قوی و مستحکم یک انسان رو ببینیم. انسانی که بعد از تمام دعواهاش در کنار زمین، یک پدر خوبه... انسانی که بعد از تمام کنایه های شیطنت آمیزش یک همسر خوبه، یک دوست خوبه... پدری که تمام زندگیش رو متعلق به همسر و فرزندانش میدونه و میگه تنها برای اونهاست که تلاش میکنه. اونها رو دلیل موفقیتش میدونه و معتقده هرکاری میکنه برای اونهاست. اگر از لایه بیرونی عبور کنیم و کمی به عمق وارد شیم مردی رو میبینیم که همه ی دوستانش از صمیم قلب دوستش دارند. بازیکنهاش با عشق ازش یاد می کنند و براش اشک می ریزند. میتونیم فردی رو ببنیم که در چهارچوب فوتبال سخته، سفته اما در زندگی برای هیچ کس بدی رو نمیخواد. از بین هزاران خبرنگاری که هرروز، هرهفته میبینه و باهاشون صحبت میکنه اون یکی که مریض بوده در خاطرش می مونه... با داوری که در گذشته یه زمانی برای بازهای تیمش قضاوت کرده در ارتباطه، بهش زنگ میزنه، چون اون فرد بیماره... برای مربیایی که کنار زمین باهاشون دست به یقه میشه کارت تبریک کریسمس میفرسته و ناراحت میشه اگه از کار برکنار بشن... اون بازیکنی ازتیم حریف رو که سرطان داره در درجه اول یک انسان میدونه و برای بهبودش دعا میکنه و بعد یه حریف تنها برای90 دقیقه... مردی که به مراسم خداحافظی رقیب چندساله منچستریش نمیره... نه به این خاطر که اون یک حریفه همیشه دشوار و مشکل بوده براش... چون نگرانه که اونجا خیلی سخت گریه اش بگیره آدمی که روراسته، صادقه... از اینکه کسی از روراستیش، از اون چیزی که هست، از اون چیزی که فکر میکنه متنفر باشه یا ناراحت بشه نمی ترسه... بلکه نگرانیش اینه که به این جور دوریی ها، به این ناپاکی های فراگیر آلوده بشه... همون آدمی که تو بغل بازیکن هاش بغض میکنه، اشک میریزه..همونی که گروه رو به خودش ترجیح میده و همه نگاه ها و استرس ها و فشارها رو به سمت خودش میاره تا گروهش آرامش داشته باشند. فردی که داشته هاش رو میبینه و اونا روبهترین میدونه. سعی میکنه نقاط ضعف و کاستی ها رو بهبود ببخشه اما در درونش باور داره که بهترین ها رو داره. همون انسانی که دعا میکنه... همیشه به کلیسا میره... همونیکه میگه از هیچ چیز نمیترسه جز قدرت خدا. همون مردی که نگاهش به زمین دوخته شده از ابتدا تا انتهای حرکات رقاصه ایتالیایی... اونی که میگه هنگام دریافت جوایز گاهی احساس میکنه از خجالت سرخ میشه. انسانی که همسرش رو دلیل پیشرفتش میدونه و معتقده رئیس اول و آخر خونه اش اونه... همون فردی که باید روز کریسمس به کشورش بره و با خانوادش در کنار پدر و مادرش باشه. همه ی اینها در یک انسان معمولی، یک آدم روزمره و حتی در یک مربیه بزرگ نمی گنجه... و من باور دارم وقتی تو انسان خوبی باشی همه ی اینها معنا پیدا میکنه، و در اون حد که برسی می فهمی که در واقع همه ی اینهاس که هر روز بهت کمک میکنه... این خوب بودن بزرگ، قدرتمند و خاصه... مهم نیست امروز رو باختی، دیگه نمی ترسی... مهم فرداست... مهم تلاش برای فرداست. تلاش برای بردن، خوب بودن، انسان بودن و بهتر بودن از امروز. برای انسان بزرگ بودن باید یک انسان خوب باشی... و ژوزه مورینیو یک انسان خوبه... تولد مبارک آقای خاص