طرفداریتساوی اخیر ایران مقابل ازبکستان، بار دیگر یک واقعیت روشن را یادآور شد: مشکل اصلی نه توانایی بالای حریف است و نه شرایط مسابقه؛ مسئله این است که تیم ملی ایران با امیر قلعه‌نویی «برنامه مشخصی در زمین» ندارد.

در دقایقی از مسابقه که ازبکستان حتی ده‌نفره شد، هیچ نشانی از طرح و نقشه در بازی ایران دیده نمی‌شد. تیمی که باید با تغییر شکل، افزایش سرعت پاس‌کاری و استفاده از برتری عددی بازی را در دست می‌گرفت، عملاً سردرگم بود. توپ از خط دفاع شروع می‌شد، چند پاس بی‌هدف رد و بدل می‌گردید و سپس دوباره همه‌چیز به عملکرد فردی ختم می‌شد. این دقیقاً همان فقدان ساختاری است که در بازی‌های قبلی نیز وجود داشت.

ایران نه الگوی مشخصی برای پرس دارد، نه طرحی برای بازی‌سازی از عقب، نه سازوکاری برای حمله در برتری عددی. مشکل ازبکستان یا هر حریف دیگری نیست؛ مشکل جایی است که ایران به شکل سیستماتیک نمی‌داند می‌خواهد چگونه بازی کند. تیم نه شتاب کنترل‌شده دارد، نه ریتم مشخص، نه تغییر فرم تاکتیکی به تناسب شرایط بازی.

تصمیم‌های فنی نیز بیشتر حالت «دیرهنگام» و «واکنشی» دارند. وقتی نیاز به تغییر است، زمان از دست رفته؛ وقتی برتری عددی به دست می‌آید، نقشه‌ای برای استفاده از آن وجود ندارد. این الگو فقط در یک بازی دیده نمی‌شود؛ در چندین مسابقه مشابه تکرار شده و نشان می‌دهد ریشه مشکل در نداشتن برنامه‌ی روشن برای حمله، مالکیت، جلو رفتن و کنترل جریان مسابقه است.

بازیکنان تیم ملی کیفیت بالایی دارند، اما بدون طرح مشخص، هر تیمی چه ده‌نفره، چه یازده‌نفره، می‌تواند ایران را متوقف کند. فوتبال امروز با اتکا به توان فردی اداره نمی‌شود؛ تیمی موفق است که از دقیقه یک بداند چه می‌خواهد، چگونه می‌خواهد و با چه الگوهایی پیش می‌رود.

مشکل ایران این است: سرمربی برنامه‌ی قابل‌اجرا و هماهنگ ندارد و تا زمانی که این مسئله حل نشود، نتیجه‌ای متفاوت از همین روندهای تکراری به دست نخواهد آمد.