بسم الله رحمان رحیم

در این مطلب قراره به 7 تا از رایج ترین عوامل وقت کشی و اتلاف وقت که باعث کمبود وقت در انجام کار های روزمره مون میشه اشاره کنم

مطلب نه با بیان پیچیده یا ادبی ای نوشته شده و نه چندان بلنده ولی شاید بتونه کمکی باشه برای کسی که با این مشکل رو به رو هست و احساس میکنه روزش رو نمیتونه زندگی کنه و برنامه هاش رو به درستی جلو ببره ...

_______________________

خرده‌خورِ زمان

https://s6.uupload.ir/files/2_zlic.png

خیلی وقت‌ها ما فکر می‌کنیم کارهای بزرگ وقت ما رو می‌گیرن، ولی در عمل کارهای کوچیک هستن که روز رو می‌بلعن. جواب دادن به پیام، چک کردن گوشی، درست کردن چای یا حتی مرتب کردن میز، هرکدوم چند دقیقه بیشتر نیست. اما وقتی در طول روز بارها تکرار بشن، جمعشون می‌شه چند ساعت. آخر شب می‌گی کار اصلی رو نکردم، ولی کلی وقت رفته. این کارهای ریز مثل دزدای نامرئی هستن، چون تو فکر می‌کنی داری فقط یه لحظه خرج می‌کنی. در واقع همون لحظه‌ها وقتی کنار هم قرار می‌گیرن، می‌شن دلیل اصلی اینکه حس می‌کنی وقت کم آوردی.

ترافیک ذهنی

https://s6.uupload.ir/files/3_nxx1.png

وقتی ذهن پر از فکر باشه، تمرکز سخت می‌شه. می‌خوای یه کار انجام بدی، یهو یاد یه چیز دیگه می‌افتی: بدهی، خاطره، یا نگرانی. همین پرش‌های ذهنی باعث می‌شن هیچ کاری درست جلو نره. زمان هست، ولی چون ذهن پخش و پلاست، نتیجه نمی‌گیری. مثل وقتی می‌خوای کتاب بخونی، اما هر چند دقیقه یه بار حواست پرت می‌شه و دوباره باید برگردی به همون صفحه. این رفت و برگشت‌ها خودش کلی وقت می‌خوره. ذهن شلوغ یعنی انرژی هدررفته، یعنی حس اینکه روز گذشت ولی هیچ‌چیز درست پیش نرفت.

پیش بینی غلط

https://s6.uupload.ir/files/4_6967.png

خیلی‌ها برنامه می‌نویسن: ساعت هشت مطالعه، ساعت ده ورزش، ساعت دوازده خرید. ولی زندگی واقعی معمولاً طبق نقشه پیش نمی‌ره. یه تماس غیرمنتظره، یه کار فوری یا حتی بی‌حوصلگی خودت کافی‌ست تا همه چیز بهم بریزه. برنامه روی کاغذ می‌مونه، ولی روزت می‌ره سمت چیزایی که اصلاً پیش‌بینی نکرده بودی. همین فاصله بین «برنامه» و «واقعیت» باعث می‌شه حس کنیم وقت کم آوردیم. چون ذهن ما به نقشه دل بسته، ولی روز راه خودشو می‌ره. اینجاست که آخر شب می‌گی من همه‌چی رو نوشته بودم، پس چرا هیچ‌کدوم درست انجام نشد؟

توقع بیش از حد 

https://s6.uupload.ir/files/5_us3t.png

خیال می‌کنیم می‌تونیم همه کارها رو تو یه روز انجام بدیم: درس، کار، ورزش، خانواده، کتاب، فیلم. ولی انرژی آدم محدوده. وقتی توقع زیاد داریم، طبیعی‌ست که آخر روز حس کنیم وقت کم آوردیم. حتی اگر نصف کارها رو انجام داده باشیم، باز هم ناراضی می‌شیم چون به همه نرسیدیم. این توقع زیاد مثل یه لیست بلندبالاست که هیچ‌وقت کامل نمی‌شه. ذهن دنبال کماله، ولی واقعیت دنبال امکان. همین فاصله بین خیال و توان باعث می‌شه آخر شب حس کنیم شکست خوردیم، در حالی که واقعاً کلی کار انجام دادیم.

وقت‌های مرده

https://s6.uupload.ir/files/6_2gm1.png

زمان‌هایی مثل ایستادن در صف، رفت‌وآمد یا منتظر موندن برای کسی، کوتاه به نظر میان. ولی وقتی جمع بشن، می‌شن چند ساعت. این وقت‌های مرده بی‌صدا زمان رو می‌خورن. مثل وقتی نیم‌ساعت توی تاکسی یا اتوبوس می‌نشینی و هیچ کاری نمی‌کنی. آخر روز می‌بینی چند بار این اتفاق افتاده و جمعش شده چند ساعت. اگر بلد نباشیم این لحظه‌ها رو زنده کنیم، آخر روز می‌بینیم بخش بزرگی از زمان دود شده. همین وقت‌های مرده باعث می‌شن حس کنیم روز کوتاه‌تر از چیزی بود که باید باشه.

جذابیت‌های حاشیه‌ای

https://s6.uupload.ir/files/7_hbzs.png

یه ویدئو کوتاه، یه مقاله جالب یا یه گفت‌وگوی بی‌برنامه، همه شیرین و وسوسه‌کننده‌ان. می‌گی فقط پنج دقیقه نگاه می‌کنم، ولی ناگهان نیم‌ساعت یا یک ساعت گذشته. این حاشیه‌ها مثل دزدای نامرئی زمان عمل می‌کنن. چون فکر می‌کنی داری استراحت می‌کنی، ولی در واقع داری وقت اصلی رو خرج چیزی می‌کنی که هیچ فایده‌ای نداره. مثل وقتی می‌خوای یه کلیپ ببینی، ولی بعدش می‌ری سراغ کلیپ بعدی و همین‌طور ادامه پیدا می‌کنه. آخر شب می‌گی من فقط خواستم یه ذره استراحت کنم، ولی نصف روزم رفت.

 بی‌پایانی کارها

https://s6.uupload.ir/files/8_0fnm.png

کارها هیچ‌وقت تموم نمی‌شن. هر کاری رو که انجام بدی، یکی دیگه جاش سبز می‌شه. انگار زمان همیشه کمتر از کارهاست. همین حس باعث می‌شه فکر کنیم وقت کم آوردیم، حتی اگر کلی کار کرده باشیم. مثل لیستی بی‌انتهاست؛ هر خطی رو که خط بزنی، دو خط تازه اضافه می‌شه. این بی‌پایانی خودش یه توهم بزرگه که نمی‌ذاره احساس رضایت کنیم. ذهن دنبال پایان می‌گرده، ولی زندگی پایان نداره. همین باعث می‌شه آخر شب حس کنیم هیچ‌وقت به ته کارها نمی‌رسیم، حتی وقتی واقعاً خیلی کار انجام دادیم.

کمبود وقت بیشتر از اینکه به ساعت ربط داشته باشه، به ذهن، توقع و سبک زندگی ما مربوطه. دنیایی که توش زندگی می‌کنیم پر از حواس‌پرتی و کارهای ریزه‌میزه‌ست. اگر کارهای کوچیک رو مدیریت کنیم، توقع‌هامون رو واقعی کنیم و حاشیه‌ها رو کمتر دنبال کنیم، آخر روز کمتر حس می‌کنیم وقت کم آوردیم. ولی تا وقتی ذهن شلوغ باشه و کارها بی‌پایان، هر روز مثل مسابقه‌ایه که خط پایان نداره.

_______________________

پایان