تو را چه بنامم؟ تا دریچه را رو به باغی بگشاید که صدای پرپر شدنش به زمزمه­ های تو در عصرهای دلتنگی می­ ماند نامت، رازی است که سنگ را به نسیم و نسیم را به توفان بدل می­کند و آتش در گلستانِ ابراهیم می­افکند مرا زهره­ی آن نیست که نامت را به زبان آرم در تو می­نگرم و می­میرم. "حسین منزوی"