۱۷ سالم بود گیر دادم به بابام بریم خواستگاری اولش مخالفت کرد بعد با اصرار رفتیم اونجا، پدر عروسخانوم گفت سیامک جان فردا دخترم ازت ماشین خواست تو چجوری میخوای فراهم کنی؟ گفتم زنگ میزنن اژانس میگیرم براش با احترام پرتمون کردن بیرون
فکر کنم به آژانس اعتماد ندارن !


