طرفداری | میکی هارگیتی (Mickey Hargitay) زاده شش ژانویه 1926 در شهر بوداپست امپراتوری سابق مجارستان است. فرانک و ماریا هارگیتی، پدر و مادر میکی و سه فرزند دیگر بودند. از آن‌جایی که فرانک، خود یک ورزشکار بود، فرزندانش را همانند خودش به ورزش علاقه‌مند کرد. میکی به همراه برادران خود به نمایش‌های آکروبات در سراسر مجارستان مشغول بود و با همین ترفند، درآمد خوبی را به دست می‌آورد. او از دوران نوجوانی با اسکیت سرعتی آشنا شد و توانست تا در سال 1946، قهرمانی رشته‌های 500 متر و 1500 متر اروپای مرکزی را به دست بیاورد. شروع جنگ جهانی دوم، میکی را از موطن خود دور کرد زیرا او برای فرار از خدمت سربازی و جنگ، عازم ایالات متحده شد.

میکی هارگیتی

شروع زندگی هارگیتی در آمریکا با غرب میانه و مشاغلی همانند لوله‌کشی و نجاری همراه بود. او در بدو ورود به این کشور با زنی به نام مری بیرج ازدواج کرد و به همراه او در کلوپ‌های شبانه، حرکات آکروباتیک همراه با رقص را انجام می‌داد. اجراهای شبانه مینیاپولیس، اگرچه جذابیت بسیاری داشت و برگرفته از تجربیات هارگیتی در مجارستان بود، اما جذابیت‌های رقابت را برای میکی، حفظ نمی‌کرد. نقطه عطفی که هارگیتی منتظر آن بود، دیدن عکس‌های جذاب استیو ریوز در مجلات بدن‌سازی بود. به مرور، علاقه میکی به بدن‌سازی، جدی‌تر از قبل شد و او از روی کنجکاوی، وارد یک باشگاه ورزشی شد. میکی در حالی که وزنی در حدود 70 کیلوگرم داشت، در نخستین تمرینات بدن‌سازی، وزنه‌ای به سنگینی 110 کیلوگرم را بالای سر برد تا خیلی زود، استعدادش در کار با آهن سرد را نشان دهد. پس از این بود که این مرد مجارستانی، راهش را در بدن‌سازی پیدا کرد و تصمیم به حضور در مسابقات رقابتی آن گرفت. 

میکی هارگیتی

در روزهایی که بدن‌سازی، فعالیتی عجیب و غریب در میان اهالی کشور آمریکا و حتی جهانیان بود، میکی هارگیتی با غلبه بر عادات مرسوم زمان خود، با تمرینات وزنه‌برداری خود را مهیای حضور در مسابقات کرد؛ در آن زمان، مربیان بدن‌سازی چندان علاقه‌ای به تمرینات وزنه برای افزایش حجم عضلات نداشتند و آن را سفت‌کننده فرم بدن می‌دانستند. رتبه سوم مسابقات آقای آمریکای میانه در سال 1951، نخستین تجربه میکی در مسابقات بدن‌سازی بود. او در ادامه، رتبه هفتم رده‌بندی کلی مستر ورلد و رتبه نهم آقای آمریکا (هر دو در AAU) در سال 1952، رتبه دوازدهم آقای آمریکا در سال 1953 و رتبه هشتم آقای آمریکا و رتبه سوم بخش جوانان آن در سال 1954 را به دست آورد. قهرمانی مستر یونیورس (NABBA) در سال 1955، میکی را به نقطه اوج بدن‌سازی آمریکا رساند. او با این قهرمانی، یکی از نخستین بدن‌سازهای خارجی شد که توانسته بر قدرت بومیان آمریکا در مسابقات داخلی بدن‌سازی این کشور، غلبه کند. رتبه سوم نشنال کپیتال و رتبه ششم آقای آمریکا، از دیگر تجربیات هارگیتی در سال 1955 بود. او پس از این سال درخشان، از دنیای بدن‌سازی خداحافظی کرد و تنها در سال 1963، با رتبه پنجم یونیورس پرو، بازگشت کوتاهی را به آن داشت.

میکی هارگیتی

و اما یک تغییر مسیر دیگر، هارگیتی را به دنیای جدیدتری رساند. عکس‌های جذاب این بدن‌ساز در مجلات مختلف، ستاره سال‌خورده هالیوود یعنی می وست را تحت تأثیر قرار داد. وست که در حال ورق‌زدن مجله «قدرت و سلامت» بود، پس از دیدن عکس هارگیتی، او را برای ورود به عرصه نمایش و سینما، مناسب دید. نمایش کلوپ شبانه وست، نخستین آزمون هارگیتی برای بازیگری بود که با درخشش‌اش در سال 1956 همراه بود. این نمایش در نیویورک، بیننده‌ای ویژه داشت؛ جین منسفیلد، بلوند پرحاشیه هالیوود که از رقبای مریلین مونرو در هنر هفتم محسوب می‌شد، پس از نمایش هارگیتی، به شدت شیفته او شد. این علاقه از آن‌جایی عیان شد که منسفیلد در جواب گارسون، یک استیک و مردی که در سمت چپ استیج حضور دارد را درخواست کرد. این مرد مجار که پیش از قهرمانی مستر یونیورس، از بیرج، همسر نخستش جدا شده بود، پس از آشنایی با منسفیلد، این ستاره هالیوودی را به همسری خود برگزید. این دو در سال 1958 ازدواج کردند و به شدت مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفتند. حتی کوچک‌ترین جزئیات از روند آشنایی هارگیتی و منسفیلد نیز در مجلات و روزنامه‌های آمریکایی، پوشش داده می‌شد.

میکی هارگیتی

در حالی که قرار بود مراسم ازدواج این مرد مجارستانی و همسر بلوندش، یک مراسم جمع و جور باشد، هجوم صدها نفر از مردم آمریکا، آن را بسیار جنجالی و شلوغ کرد تا کنترل جمعیت، تنها با آمدن هلیکوپتر میسر شود. پس از ازدواج، نخستین حضور سینمایی میکی با همراهی همسر جدیدش، جین منسفیلد در فیلم «آیا موفقیت، شکارچی سنگ را لو می‌دهد؟»، تولید سال 1957 شکل گرفت. همکاری او با منسفیلد در سه فیلم دیگر به نام‌های «عشاق هرکول»، «قول‌ها.....قول‌ها» و «عشق اولیه» ادامه داشت. در این میان، در سال 1957، حضور در فیلمی بدون منسفیلد با نام «سلاخی در خیابان دهم»، به کارنامه هارگیتی افزوده شد. در ادامه موفقیت‌های روزافزون این زوج محبوب آمریکایی، خانه‌ای به ارزش 76 هزار دلار در بلوار سانست، تبدیل به محلی برای زندگی آن‌ها شد. این دو به مرور، خانه را بازسازی کردند و با تم صورتی نمای آن، نام «کاخ صورتی» را بر آن نهادند. میکی برای ساختن کاخ رویایی خود، شخصاً نقاشی، گچ‌کاری و تعمیرات آن را انجام می‌داد. او حتی برای خوشحالی همسرش، استخر را به شکل قلب بنا نهاد. این دو پس از ساخت کاخ خود، سه فرزند را به دنیا آوردند و زندگی مرفهی را تجربه کردند.

میکی هارگیتی و جین منسفیلد
میکی هارگیتی و جین منسفیلد

با وجود خوش‌بینی‌های نخستین، در سال 1964، راه این زوج از یکدیگر جدا شد تا کاخ صورتی، پس از شش سال، بدون سکنه شود. شرکت‌های فیلم‌سازی، چندان متاهل بودن ستاره‌ای چون منسفیلد را برنمی‌تابیدند و به مرور، باعث شدند تا طلاق رقیب مونرو، رسمی شود. با این وجود، زندگی منسفیلد، پس از طلاق، چندان دوامی نداشت و این بازیگر مشهور بلوند، در سال 1967، پس از یک تصادفی سنگین، دار فانی را وداع گفت. هارگیتی پس از مرگ همسر سابقش، نخستین کسی بود که برای شناسایی بقایایش، فراخوانده شد و سپس، با توجه به فوت منسفیلد، حضانت فرزندانش را برعهده گرفت. او برای پر کردن جای خالی مادر در خانواده با الن سیانو، سومین همسرش مزدوج شد. تجربیات بعدی هارگیتی در سینما شامل حضورش در چندین فیلم ایتالیایی و آمریکایی تا سال 1973 می‌شد. هارگیتی در این سال‌ها، حضور در یک قسمت سریال مشهور «غرب وحشی وحشی» را نیز تجربه کرد. یکی از فرزندان منسفیلد و میکی یعنی ماریشکا هارگیتی نیز ترجیح داد تا راه والدین خود را در پیش گیرد و به مرور، با بازی در نقش اصلی سریال «نظم و قانون؛ واحد قربانیان ویژه»، تبدیل به یک ستاره در عرصه سریال‌های تلویزیونی شود. هارگیتی در یکی از اپیزودهای این سریال در سال 2003، هم‌بازی دخترش شد. بعدها و در سال 2025، ماریسکا فاش کرد که میکی، پدر بیولوژیکی او نبوده و خواننده‌ای ایتالیایی، پدر واقعی‌اش بوده است. 

میکی هارگیتی و ماریسکا هارگیتی
میکی هارگیتی و دختر خوانده‌اش، ماریشکا در سریال «نظم و قانون؛ واحد قربانیان ویژه»

میراث هارگیتی در بدن‌سازی آمریکا، بسیار ویژه بوده است زیرا او باعث شد تا بدن‌سازهای اروپایی نیز شانس موفقیت و قهرمانی در مسابقات معتبر آمریکایی را داشته باشند. آرنولد شوارتزنگر اتریشی، یکی از بدن‌سازهایی بود که از موفقیت‌های این ورزشکار مجارستانی، الهام گرفت و به اسطوره این ورزش تبدیل شد. آرنولد، هارگیتی را یکی از نخستین افرادی در آمریکا نامید که در بدو ورود، مایل به ملاقاتش بود. آرنولد در سال 1980، نقش «میکی هارگیتی» را در فیلم سینمایی «داستان جین منسفیلد»، ایفا کرد تا بدین‌گونه، علاقه‌اش را به او، اثبات کند. یکی دیگر از بدن‌سازهای آمریکایی، خدمات میکی به دنیای بدن‌سازی را با خدمات دوایت آیزنهاور، رئیس جمهور پیشین آمریکا به طلا و سکه، یکسان می‌دانست. میکی در 14 سپتامبر 2006، بر اثر ابتلا به بیماری «میلوم متعدد»، پس از 80 سال زندگی، دار فانی را وداع گفت.

میکی هارگیتی


از سری خاطرات ورزشی