رئال مادرید دچار به حس فرسودگی و دل‌مردگی در طول مسیر اخیرش شده است، ولی در مقابل وضع این تیم در جدول لالیگا و در سایر رقابت‌ها نسبتاً مطلوب است. اما این واقعیت دیگر به عنوان توجیه پذیرفته نمی‌شود. افت فوتبالی تیمِ ژابی آلونسو جای شک و تردید ندارد و دلایل این مورد هم آن‌قدر متعدد است که هیچ چشم‌اندازی برای راه‌حل‌های فوری در این زمینه دیده نمی‌شود. میزان تعهد جمعی بازیکنان تیم در کارهای بدون توپ تقریباً از بین رفته است. ناهماهنگی‌های تاکتیکی در هر بازی‌ای تشدید می‌شود و کمبود خلاقیت هجومی بازیکنان وقتی که هیچ فضایی برای دویدن وجود ندارد، دامنه گزینه‌های این تیم را بیش‌تر از پیش محدود کرده است. رئال مادرید در یک دو راهی واقعی قرار گرفته است. شک و تردیدها پیرامون رئال مادرید افزایش یافته است و ناتوانی این تیم در اصلاح این مسیر مقابل سویا هم تأیید شد. از آن‌جایی که این آخرین مسابقه سال برای رئال مادرید بود، شایسته است که به همه اشتباهاتی که رئال مادرید مرتکب شد پرداخته شود، هر چند که این خطاها به زمان گذشته باز می‌گردد. تیمِ ژابی آلونسو از نظر دفاعی دچار به خون‌ریزی بود، هر چند که در نهایت دروازه‌اش را بسته نگه داشت. با این حال ضعیف بودن ساختار تیم با بی‌توجهی‌های جدی در پوشش‌ها، پرسینگ بدون محتوا و شدت لازم و فاصله‌های زیاد میان خطوط و بازیکنان ویم به خوبی نمایان شد؛ فاصله‌هایی که هر تیم حرفه‌ای‌ای قادر به استفاده از آن است. در آن طرف سویا از کمبود ضربه نهایی رنج می‌برد و در مقابل، حضور کورتوا برای ژابی آلونسو همانند آنچلوتی یک نقش معجزه‌آسا داشت؛ این موضوع باز هم تناقض‌های تیم را پنهان نمی‌کند. رئال مادرید کاملاً دارای آشفتگی فردی و تاکتیکی است.

نه پرس و نه بازگشت: سویا مثل بسیاری از تیم‌های دیگرِ پیش از خود بار دیگر توانست بدون فشار جدی بازی‌سازی از عقب زمین را انجام دهد. رئال مادرید هم بدون اشتیاق و سازمان‌دهی مناسب مقابل سویا پرس می‌کرد و میان خطوط از هم‌دیگر گسسته بود؛ به ویژه به دلیل حضور دو بازیکن که در این بخش عملاً خودشان را درگیر نمی‌کنند. امباپه و وینی جونیور به وظایف دفاعی بی‌اعتنا هستند و ساختار این تیم مانند یک حبه قند در آب حل می‌شود. وینیسیوس و امباپه اعتراض می‌کنند و از فشار آوردن شانه خالی می‌کنند. آگوئمه در وسط زمین تنها است و بلوک سفیدپوش از هم گسسته است. سویا با کمک ۳ مدافع وسط و ۲ هافبک دفاعی همواره راه خروج پیدا می‌کرد اما رئال مادرید از بستن فضاها در داخل و کناره‌ها ناتوان بود. پشت سر شوامنی و گولر همواره فضا وجود داشته بود؛ فضایی که رودیگر و هاوسن هرگز آن را پوشش ندادند. این مشکلات در زمانی حادتر می‌شود که تیم حریف از یک خط عبور می‌کند. هیچ عقب‌نشینی هماهنگی وجود ندارد، بازیکنان تیم رها می‌شوند و آن‌چه باقی می‌ماند نیز برای پوشش کافی نیست. پرس «نمایشی» برای رئال مادرید حکم محکومیت را دارد. این تیم در ۵ بازی اخیرش به‌طور میانگین فقط ۵ توپ‌گیری در مناطق پیش رفته زمین داشته است؛ ۴ مورد کم‌تر از میانگین قبلی. در نهایت تغییر عمیقی که ژابی آلونسو در بدو ورود وعده می‌داد، عملاً فرو پاشیده است و چرخش به سوی پراگماتیسم با بلوک منسجم‌تر و کم‌هیجان‌تر نیز هیچ چیز را سامان نداده است.

سهل‌انگاری در یارگیری: به این پرس آشفته، بی‌دقتی در پوشش نفرات نیز اضافه می‌شود که خود یک بخشی از توضیح این ماجرا است. رئال مادرید نه در جلو فشار می‌آورد، و نه گیرنده‌های بالقوه را به خوبی مهار می‌کند. این موضوع مقابل الچه و ارسال‌های بلند گهگاهی ادر سارابیا دیده شد و مقابل سلتاویگو نیز در حمایت‌های بورخا ایگلسیاس تکرار شد، و مقابل سویا هم با حرکات بین خطوط الکسیس سانچز یا ایساک رومرو تشدید شد و رودیگر و هاوسن همواره فاصله‌ای با یار مستقیم خود باقی می‌گذاشتند؛ هم‌چنین رائول آسنسیو و فران گارسیا. هافبک‌های رئال مادرید واکنش و مسئولیت‌پذیری لازم برای بازگشت پس از عبور حریف را نداشتند. رودیگر دیر برای مهار دریافت توپ ایساک رومرو اقدام می‌کند تا یک خروجی آسان برای سویا ایجاد شود. ایساک رومرو یک حرکت بدون توپ را آغاز می‌کند و رودیگر هم با قدم‌های آهسته عقب می‌رود. هاوسن به الکسیس سانچز فضا می‌دهد و هیچ‌کدام از هافبک‌ها مسیر حرکت سو را پوشش نمی‌دهند. سویا رئال مادرید را به زمین خودش کشاند و با پاس‌های عمودی هم امکان انتقال سریع و سپس حمله به فضای پشت خط دفاعی رئال مادرید را فراهم کرد؛ این الگو در طول بازی اخیر این دو تیم بارها تکرار شد.

فاصله‌گذاری در خط آخر: عیوب و مشکلات رئال مادرید فراتر از عملکرد فردی خط دفاع تیم است، ولی درباره افت محسوس مدافعان تخصصی این تیم نیز تردید چندانی وجود ندارد. با این حجم از مصدومیت‌ها، نبود توان اصلاح اشتباهات میلیتائو و تجربه کارواخال، میزان اطمینان در مورد دفاع رئال مادرید به شدت کاهش یافته است. رودیگر و هاوسن هم نمایشی چنان بد و نامناسب مقابل سویا ارائه دادند که شایسته یک بررسی دقیق است؛ تقریباً همه چیز را اشتباه و با تأخیر انجام دادند. انتقادها بیش‌تر متوجه هاوسن شد، اما رودیگر هم در صحنه‌های متعددی از بازی بی‌تفاوت بود و نشان داد که از نظر بدنی هنوز برای بازی در فضای باز آماده نیست. فاصله میان این دو مدافع وسط نسبت به بازی‌های قبلی افزایش یافت و پوشش‌ها هم عملاً وجود نداشت. شاید حتی تعجب‌آور باشد که سویا ۱۳ بار یا حتی تالاورا هم ۱۶ بار به سوی دروازه رئال مادرید شوت زد اما مرور روند بازی‌های اخیر رئال مادرید همین شگفتی را کاهش می‌دهد.