زندگینامه سلطان سلیم عثمانی:
https://www.tarafdari.com/node/2686922
دیوان سلطان سلیم عثمانی:
https://www.tarafdari.com/node/2686927
---
روزی سلطان سلیم در ایوان قصر نشسته بود و سکههای تازهای را که ضرب شده بودند، در دست میچرخاند. یکی از وزرا پرسید:
— «ای سلطان! چرا سکهها طلا و نقرهاند و نه سبز یا آبی؟»
سلطان لبخندی زد و گفت:
— «نگاه کن! رنگ سکه نشانگر ارزش حقیقی آن نیست، بلکه نشانه توافق انسانهاست. طلا و نقره به چشم ما زیبا و قابل اعتمادند، اما ارزش واقعی، در دل مردمان و صداقت معاملاتشان است.»
سپس دستور داد تا یکی از بازارهای شهر را بازدید کنند. او مشاهده کرد که مردم، حتی با سکههای کمارزش، وقتی صداقت داشتند، معاملات درست و آرامش در زندگی برقرار میشد. سلطان گفت:
— «پس بدان، هرچند رنگ و ظاهر مهم است، ولی ارزش واقعی در اعتماد، انصاف و اخلاق است، نه در فلز و رنگ سکه.»
و از آن روز، سلطان سلیم همیشه قبل از ضرب هر سکه، نه تنها به کیفیت فلز، بلکه به اهمیت صداقت و عدالت در معاملات مردم فکر میکرد.
---
غزل در بیان اعتبار و معنا
سیم و زر در دست ما جُز نقش رویِ آب نیست
باطنِ پاکیزه را، حاجت به رنگ و لعاب نیست
گـر سلیم از نـقـشِ سـکّه، سـرِّ معـنا میکـشد
قصد او جز عدل و احسان در دلِ احباب نیست
رنگِ سبز و آبیِ گـوهر، فـریبِ چـشمهـاست
ارزشِ دل در عـیارِ جـوهـرِ نـایاب نیست
اعـتـبارِ نـقدِ عالـم، از وفـایِ مـردم است
ورنه این فلزات را، فـرّ و شکوهِ ناب نیست
بـازارِ صـدق و صـفـا را جـوی، ای صـاحبنظر!
کآنچه در اخلاق باشد، در تـنِ اربـاب نیست
مهر و انـصاف است بـنیادِ فـلاحِ مـلک و دیـن
ورنه در ضربِ درم، جز فتنه و آشوب نیست
در گدازِ توبه، خود را صـیقلی کن ای سلیمی!
زان که در درگاهِ حق، جـز قـلبِ خوشتـاب نیست
« سلطان یاووز سلیم »



