راجع به پتروشیمی ها نوشتم. جایی که ما از آن انرژی میگیریم.

چشمانتان را باز کنید و به اطرافتان نگاه کنید. آیا می‌توانید ۱۰ چیز اسم ببرید که پتروشیمی در آن دخیل نبوده؟ از تصادفی ترین چیزها مثل پتو، صابون، دارو، حتی قاب گوشی که در دست دارید تا بنزین و گاز و پلاستیک های گوناگونی که می‌بینیم، همه‌ی این ها حاصل دست رنج کارمندان و کارگران و زحمتکشانی است که در صنایع پتروشیمی کار میکنند.

با نفسشان، نفس پتروشیمی را نگه میدارند. آنها طلای سیاه را به هر چه که ما نیاز داریم تبدیل میکنند. کاری که در قدیم به آن کیمیاگری میگفتند.

اگر کسی را بشناسید که در پتروشیمی کار بکند حتما به گوشتان خواهد رسید که امروز در فلان قسمت آتش سوزی شد. دیروز در فلان جا کسی از برج سقوط کرد و پریروز لوله ها شکستند و....

کارمندان پتروشیمی گرچه نفت سیاه را به چیز های سفید و رنگی تبدیل می‌کنند ولی این به قیمت سفید شدن موهای سیاهشان است.

کار در پتروشیمی همینقدر خطرناک هست. همانطور که مردم ماهشهر و ایلام و شیراز و دیگر شهر هایی که پتروشیمی های بزرگی دارند اطلاع دارند. گاهی صدای آژیر خطر آنقدر بلند است که تا شهر هم صدای آن می‌رسد.

همه بزرگترین حادثه‌ی صنعت پتروشیمی در تیر ۱۳۹۵ را شاید به خاطر نداشته باشند ولی شهر آن را به یاد دارد. شهر تمام آتش نشان ها و کارمندان آن روز را به یاد دارد. ماهشهر هنوز صدای آژیر ها را به خاطر دارد.

پس امروز همان روزی است که با حضور تمام خانواده‌ی پتروشیمی و با یاد از دست رفتگان در راه این صنعت، فریاد می‌زنیم: ما از شما انرژی می‌گیریم.

با تشکر از تمام کارمندان، کارگران و زحمتکشان واقعی تمامی پتروشیمی های ایران

 

فرنوش اصل جعفری ??