زندگینامه موفق بن حمدالله قونوی:
https://www.tarafdari.com/node/2695547
به کانال فیسبوک اشعار موفق بن حمدالله قونوی بپیوندید:
Facebook https://share.google/1y0ZG0GIlldqmTnkR
---
سبک: عصیان(کج)
به هم میریزم این نظمِ دنیا و دین
که خاطر نخواهد ز دانش یقین
هوس شعلهای زد، چو پروانه شدیم
به بادهفروشیِّ جان قانعیم
نه پیمانه ما، که اقیانوس عشق
فنا گشته در باده، شد نورِ صبح
در این مزرعه جز گلِ عشق نیست
ریا، خاک راهیست که هیچش نیست
چو زلفت به آشوب آمد جهان
دلم چون شرر سوخت، شد صد نشان
دلی نیست جز خانهٔ سوخته را
که یابد سرِ مویی از زلفِ او
چو بر خاستیم، دیگر آنجا نماندیم
که ما سایهایم و از خویش راندیم
نه در شهرِ زاهد، نه در خانقاه
به صحرایِ حیرت، رها کرده راه
عاشق همه جا به مستیست رام
که پروانهٔ شمعِ او شد تمام
غبارِ کدورت، که همرهِ ماست
شکوهیست زین درد، کز ما رواست
کلیمِ فنا، درد اندر دل است
که این گنجِ اسرار، از او حاصل است
تو ای موفّق! رها کن سخن
که در عشق، جز رازِ حق نی سخن
« موفق بن حمد الله قونوی »