به نام خدا
قالب:غزل
وزن:بحر هزج مثمن اخرب
.
امروز صدای عشق ، در نغمهٔ فریاد است
امروز تو گویی که ، در زمرهٔ اعیاد است
.
ویرانی و ویرانی ، اندوه و پریشانی
صد قِسم پشیمانی ، مختومه و بر باد است
.
امروز برای من ، امروز برای تو
امروز برای ما ، پیدایش و میلاد است
.
امروز گلِ زخمی ، در بارشِ طوفانی
یک بار دگر در باغ ، پر خنده و دلشاد است
.
گر نفرت و غم داری ، از سبزی و آبادی
تلخ است ولی گویم ، در قلبِ تو ایراد است
.
وقتی که قفس ها را ، نابود کند باران
سیمرغ دلت از نو ، آزاده و آزاد است
.
از بوی خوش گندم ، از شادی این مردم
از بودنِ رویا ها ، صد خاطره در یاد است
.
ای لحظهٔ بارانی ، وقت است که بازآیی
که خاک کهن بی تو ، بی قدر ز بنیاد است
.



