مطلب ارسالی کاربران
اثبات قضا و قدر و تقدیر
من اصلا دیگه خودم رو با کسی مقایسه نمیکنم، شاید اینکاری که من میکنم خیلی کار نادری باشه بین انسان ها، ولی خودم رو از شر همه حسرت ها، حسادت ها و مقایسه ها رها کردم و به آرامش و قدرتی عجیب رسیدم، چون ذات آدم ها فرق داره، طبیعت واسه هرکسی یه سیستم عامل و همچنین سخت افزار و ویژگی های فنی گذاشته، من نمیتونم و نباید جای کسی باشم، من باید همینجا باشم، من نتیجه گرفتم که باید بر اساس ذاتم رفتار کنم، اگه برونگرا هستم اوکی، اگه درونگرا هستم بازم راضی ام، اگه ظاهرم هر طوری که هست، خانواده و اخلاقم هر طوری که هست، من تاحدی به این معتقدم که سرنوشت از قبل تعیین شده، نه اینکه اختیاری نداشته باشیم، بلکه اختیارات ما در محدوده خاصی است، از اون زمان که نطفه تو بسته شده خیلی چیز ها تعیین شده که دست خودت نیست، محل تولدت، محیطی که قراره توش بزرگ بشی، وضعيت خانواده ات، همه ویژگی های فردی اعم از ظاهر، هیکل، تمام ویژگی های اخلاقی و ذهنی، اعم از میزان تلاش و پشتکار، درونگرایی و برونگرایی، استعداد بیماری ها، شجاعت یا ترسو بودن، استعدادها و .... یعنی پکیجی از ویژگی ها بهت داده میشه، یعنی معتقدم که سرنوشت از قبل تعیین شده، نه اینکه اختیاری نداشته باشیم، بلکه اختیارات ما در محدوده خاصی است. تو وقتی در ایران متولد شدی، یک سری تجربیاتی رو خواهی کرد که مختص به این محیط هست، تو تجربیاتی که یک فرد در فرانسه میکنند رو نخواهی کرد، درونگرایی و برونگرایی و ظاهر و شخصیت و استعدادها هم که بخش بزرگی اش ارثی است، یعنی همون نرم افزاری که طبیعت بهت داده، بر تمام جوانب زندگیت اعم از شغل و مسیر زندگیت و روابطت و ... تاثیر میزاره. یک فرد خجالتی با ظاهر غیر جذاب نمیتونه مثل یک فرد برونگرا و جذاب روابط متعددی رو تجربه کنه و این از همون ابتدای بسته شدن نطفه تعیین شده چون ویژگی های ظاهری و ذهنی اکثرشان ژنتیکی است، این یعنی همان تقدیر، ولی همان فرد غیر جذاب هم میتونه با تصمیمات صحیح و مسیر صحیح رابطه خوبی رو تشکیل بده ولی هیچوقت نمیتونه مثل اون باشه، این یعنی اختیار هست ولی محدود. اینکه اختیاراتت محدود است یعنی تو نمیتوانی ایلان ماسک شوی، چون ویژگی ها، محیط و ... او را از ابتدا طبیعت به تو نداده است. برخی ویژگی های ذاتی را هم اصلا نمیتوان تغییر داد، تو میتوانی قدت را کوتاه کنی؟ میتوانی دماغت را بزرگ کنی؟ همین مطلب و طرز فکری که من نوشتم به صورت غریزی و از ذهن من و نوعی از هوش خاصی که من دارم اومده و به ذهن هر کسی این طرز فکر خطور نمیکند، من با همین ذهن و طرز فکر زندگی را پیش میبرم، دیگری ممکن است این طرز فکر به ذهنش خطور نکند و با مقایسه و حسادت خودش را نابود کند، ولی من این استعداد ذهنی بهم داده شده، ولی دست خودم نبوده، چرا به دیگری مثلا نوع مغز و ذهنی که من دارم داده نشده؟ این یعنی همان تقدیر. زندگی افراد چرا باهم اینقدر تفاوت دارد؟ چرا؟ چون یکی در خانواده ای ثروتمند به دنیا می آید یکی فقیر، یکی استعداد اجتماعی دارد یکی ندارد، یکی استعداد کسب ثروت دارد یکی ندارد، یکی ظاهری زیبا دارد یکی ندارد، یکی استعداد ابتلا به بیماری یا اعتیاد دارد و ... و اکثر اینها از بدو تولد به هر کسی داده شده، این یعنی تقدیر، البته حق انتخاب هم دارند انسان ها، ولی در چارچوب مشخص، اینگونه نیست که هر کس اراده کند ایلان ماسک بشود ، حتما خواهد شد، حتی اراده و پشتکار هم ویژگی ذهنی و ژنتیکی است!
خلاصه اینکه من نه به کسی حسادت میکنم، نه از کسی تقلید میکنم، نه حسرت زندگی کسی رو میخورم، نه حسرت گذشته ام رو میخورم و حتی ترسی از آینده ندارم.
دیدگاه من استراتژیک است، سعی هم نمیکنم به کسی بیاموزم چون کسی نمی فهمد و باید خودش عمیقا آنرا درک کند که کار هر کسی نیست، من الان با این طرز فکر، ریشه حسادت و حسرت را در خودم خشکانده ام، هر آنچه هست تقدیر من بوده، حتی نوع تصمیماتم یا تربیت و تجربیاتی که شخصیتم را شکل داده باز هم وابسته به ژنتیک و شیمی مغز و محیطی بوده که در آن بزرگ شدم. این همان مفهوم قضا و قدر در ادیان است.
وقتی به کودکی خودم تا الان نگاه میکنم بیشتر به قضا و قدر پی میبرم، میفهمم که همه چیز که تا الان پیش رفته طبق برنامه و ذات خودم پیش رفته و همون قضا و قدر بوده، حتی اگه تصمیماتی هم که تا الان گرفتم با تاثیراتشون رو هم فاکتور بگیرم، باز هم کم و بیش در همین جایگاه و وضعیتی که الان دارم میبودم، این یعنی از زمانی که نطفه ما بسته شده، ظاهر، محل تولد، خانواده و ... تعیین شده، اینها شکل دهنده بخشی از تجربیات و زندگی هستند، حتی نوع ذهن و استعدادها و شخصیت هم که باعث تصمیمات میشه به شیمی مغز بستگی داره که اون هم ژنتیکیه و بخش بزرگیش همون موقع تعیین شده.
توضیح زیاده دیگه خیلی پراکنده اش نمیکنم ...