میشکفه رو دامنت این لاله‌ها، نذار پژمرده شن باز

این زمستونو بیار طاقت بهار نزدیکه و جشن و آواز

روح من ایران‌خانوم جون من ناقابله، صبح میشه این‌ شب

درد تو درد منه، زخمت کنن می‌سوزم از ته

 

تا خود مرگ کنارتم، بباره سنگ کنارتم

با دست تنگ کنارتم، تا بشی قشنگ کنارتم

تا خود مرگ کنارتم، بباره سنگ کنارتم

با دست تنگ کنارتم، تا بشی قشنگ کنارتم