طرفداری | در سرمای استخوان‌سوز شبی در شرق لندن، راه رفتن از ایستگاه استراتفورد زیر برف و سوز و باران یخ‌ زده و عبور از دلِ پارک المپیکِ یخ‌ بسته تا استادیوم بی‌روح لندن، شاید هیچ‌وقت به اندازهٔ سه‌ شنبه‌ شب این‌قدر برای هواداران وست هم دلگیر نبوده است.

خبرها حاکی از آن بود پانزده‌ هزار بلیت توسط هواداران دلسرد وست هم یونایتد سر از سایت‌های فروش مجدد درآورده و درون ورزشگاهی که زمانی صحنهٔ «شنبهٔ افسانه‌ای» و سه‌گانهٔ تاریخی «مو فرح» رقم خورده بود، دریاچه‌ای از صندلی‌های خالی فریاد می‌زد. هواداران وست هم این شب را «سه‌شنبهٔ شوم» خود می‌دانند و نمی‌خواهند شاهد سقوط تیم خود باشند؛ زمانی که چکش‌ها بیش از هر زمانی به دستان گرم و پشتیبانی آن‌ها محتاج بودند. سرانجام همین سرنوشت شوم یقهٔ تیم محبوب آن‌ها را گرفت.

فوتبال گاهی خیلی سنگدل است و ظالمانه عمل می‌کند؛ جایی‌که بازی می‌توانست ۰-۲ به سود میزبان باشد، بعد از تصمیم VAR خیلی سریع به ۱-۱ تبدیل شد!

وست هم، از وقتی که در هشتم نوامبر برنلی را شکست داده بود، دیگر رنگ پیروزی را ندیده بود. از آن زمان، آن‌ها مثل سنگی در حال سقوط به قعر آب هستند. آن‌ها خوب می‌دانستند دیدار سه‌ شنبه‌ شب، در جدال با همسایه‌های قعر جدولی‌شان، ناتینگهام فارست، شبی است که باید اوضاع را تغییر دهند؛ قبل از آن‌که خیلی دیر شود و همراه با دیگر تیم‌های انتهای جدول، برنلی و وولوزِ قعرنشین، برای همیشه از اینجا تا آخر فصل از قافله جدا شوند.

آن‌ها جنگیدند و جنگیدند و برای مدتی به نظر می‌رسید که نونو اسپیریتو سانتو، سرمربی‌شان، در آستانهٔ گرفتن انتقام شیرینی از اوانجلوس ماریناکیس، مالک فارست، قرار دارد؛ همان مردی که فقط بعد از سه بازی در همین فصل، او را از کار برکنار کرده بود.

وست هم پیش افتاد و بعد گمان کردند که گل دوم را هم زده‌اند؛ برای چند لحظه‌ای شادی بی‌وصفی در زمین و سکوها جاری شد، اما گل دوم مردود شد. و چون فوتبال بی‌رحم است، تنها یک دقیقه بعد فارست گل تساوی را زد، جریان بازی عوض شد و پنج دقیقه مانده به پایان، فارست گل برتری را هم به ثمر رساند. همدردی نکردن با آن‌ها سخت بود!

این شکست، وست هم را هفت امتیاز پایین‌تر از منطقهٔ امن جدول نگه داشت و تصور آن سخت است نونو مدت زیادی دیگر در پست خود دوام بیاورد.

آن‌ها حالا در ده بازی پیاپی طعم برد را نچشیده‌اند و آخر هفتهٔ قبل، در زمین تیم قعر جدولی وولورهمپتون، شکستی فاجعه‌بار و سه بر صفر را تجربه کردند. چکش‌ها حقیقتاً مثل سنگ در آب فرو می‌روند.

هواداران فارست، برخلاف طرفداران وولوز که به تشویق مربی سابق خود پرداختند، با طعنه فریاد می‌زدند: «فردا صبح اخراج می‌شی!»؛ شعاری که در برابر نونو اندکی بی‌رحمانه به نظر می‌رسید، آن هم با توجه به قله‌هایی که فصل پیش فارست را به آن رسانده بود. فوتبال نه‌ تنها بی‌رحم است، بلکه شریکی است بسیار دمدمی‌ مزاج و بی‌ثبات. اما نمی‌توان کتمان کرد؛ نونو شاید برای دومین بار در عرض چند ماه، در آستانهٔ اخراج در لیگ برتر باشد.

وقتی پیش از بازی از نونو دربارهٔ اهمیت این دیدار سؤال شد، او جای چندانی برای تردید باقی نگذاشت: «این بازی بزرگی است. خیلی بزرگ و بسیار مهم.»

وست هم
کار از انکار گذشته است؛ وست هم تحت فشار شدیدی قرار دارد

نونو بر اساس تأکید بر همین پیام، تاتی کاستیانو، مهاجم آرژانتینی که دوشنبه با رقم ۲۶ میلیون پوند از لاتزیو جذب شده بود را، مستقیماً در ترکیب اصلی قرار داد.

زمان، زمان تعلل نبود. جایی برای دودلی وجود نداشت. نونو می‌دانست وست هم در سراشیبی سقوط است و خوب می‌دانست این افت و نزول، زوال و فروپاشی، باید هرچه زودتر متوقف شود؛ پیش از آن‌که فاصلهٔ وست هم با منطقهٔ امن به شکافی غیرقابل جبران تبدیل شود و هر مسابقه تا پایان فصل به فینال مرگ و زندگی مبدل شود.

شروع بازی برای میزبان خوب نبود. آن‌ها مدیون واکنشی آکروباتیک از آلفونس آرئولا بودند؛ جایی که دروازه‌بان فرانسوی با شیرجه‌ای تماشایی به سمت چپ، شوت نکو ویلیامز را که راهی گوشهٔ بالایی دروازه‌اش می‌شد، با نوک انگشتان به بیرون فرستاد و مانع گلی حتمی شد.

کاستیانو و کریسنسیو سامرویل در خط حمله شروعی امیدوارکننده داشتند و وقتی وست هم در دقیقهٔ سیزده صاحب یک کرنر شد، از آن نهایت استفاده را برد. سامرویل توپ را از سمت چپ با قوسی تیز روی دروازه فرستاد، توماش سوچک در تیر اول با ضربهٔ سر توپ را به پشت انداخت و در حالی که موریلو تلاش می‌کرد با ضربهٔ سر توپ را دور کند، ناخواسته توپ را از فاصلهٔ نزدیک، از کنار مت سلز به تور دروازهٔ خودی دوخت.

بعد از آن، بازی مطابق انتظار به یک نبرد فرسایشی تبدیل شد، اما فارست آن‌قدر بی‌برنامه و بد کار می‌کرد که وست هم در قیاس با آن‌ها تیمی نسبتاً منسجم و قابل‌قبول به نظر می‌رسید. در این شرایط، دایچ هم در وضعیت بدی در برابر مالک یونانی خود قرار داشت. هر وقت فارست جلو می‌آمد، توپ‌های ارسالی از کناره‌ها به‌ شدت ضعیف بود و بیشتر حملات‌شان پیش از آن‌که آغاز شود، از هم می‌پاشید.

برای وست هم، کاستیانو و سامرویل در خط حمله پرتحرک و خطرناک بودند، ماتئوس فرناندس در میانهٔ میدان سریع‌تر از همه به توپ می‌رسید و جرد بوون استعدادی درخشان بود که در دریایی از بی‌کیفیتی و بی‌مایگی گیر افتاده است. اما چهار دقیقه مانده به پایان نیمهٔ اول، فارست تا آستانهٔ زدن گل تساوی پیش رفت. کالوم هادسون اودوی، که تا آن لحظه یک موش ساکت و خاموش بود، ناگهان جان گرفت. او توپ را برداشت، از کنار کایل واکر پیترز به داخل محوطه پیچید، توپ را روی پای راستش آورد و شوتی کات‌دار و دقیق زد که از دست‌های آرئولا گذشت و با صدایی وحشتناک به تیر افقی خورد و برگشت.

شادی گل ناتینگهام فارست
مورگان گیبس وایت، در دقیقه ۸۹ پنالتی حیاتی را برای ناتینگهام فارست گل کرد

در میان آن همه بی‌رمقی، این لحظه تنها روزنهٔ امید برای فارست بود. با این حال، پنج دقیقه بعد از آغاز نیمهٔ دوم، وست هم و هوادارانش که با سوت‌های دائم داور، که عمدتاً به سود فارست بود، به ستوه آمده بودند، خیال کردند سرانجام مزد برتری‌شان را گرفته‌اند؛ گل دوم از راه رسید، جایی که سامرویل با شلیکی محکم از پشت محوطهٔ جریمه توپ را به تور دوخت. اما فارست با دخالت VAR نجات یافت؛ زیرا مشخص شد یکی از بازیکنان فارست در جریان شکل‌گیری حمله، سانتی‌متری در موقعیت آفساید قرار داشته است.

وست هم سزاوار گل دوم بود، اما فوتبال گاهی بر محور همین لحظه‌های ریزِ بخت و اقبال می‌چرخد. تنها یک دقیقه بعد، فارست بازی را به تساوی کشاند. الیوت اندرسون، مانند وست هم، کرنری را از سمت چپ فارست روی دروازه فرستاد، نیکولاس دومینگز با ضربهٔ سر توپ را لمس کرد و توپ در قوسی بلند به سمت تیر دوم روانه شد. واکر پیترز کنار تیر دروازه حضور داشت، اما انگار زمان‌بندی پرش او درست نبود و توپ از بالای سر او گذشت و از خط دروازه عبور کرد. کنار خط، نونوی بیچاره فقط سرش را به نشانهٔ ناباوری تکان داد؛ حیران از این‌که فوتبال گاهی تا چه حد می‌تواند قلب آدم را به درد بیاورد. دو گل از دو کرنر، برای دو تیمی که با ۱۰ و ۱۲ گل، بیشترین گل‌های حاصل از کرنر را در این فصل لیگ برتر متحمل شده‌اند و این خاطرنشان می‌کرد که بی‌جا نیست این دو تیم در مکان‌های ۱۵ و ۱۶ جدول قرار دارند.

اعتراض بازیکنان وست هم به داور
     سوت‌های داور، بازيكنان و طرفداران وست هم را به ستوه آورده بود

از همین‌جا حال‌ و هوای بازی عوض شد. ورزشگاه ساکت‌تر از قبل شد؛ سکوتی سنگین که از دلش اضطراب بیرون می‌زد. فارست بوی ترس و وحشت را در وست هم احساس کرد؛ ترسی که پیش از گل تساوی خبری از آن نبود. آن‌ها جلو کشیدند، با اعتماد به‌ نفس بیشتری بازی کردند و با هدف و انسجام بیشتری رو به جلو حرکت کردند.

وست هم در دقایق پایانی بیدار شد و دوباره جان گرفت. سلز در چند دقیقه، دو مهار پیاپی روی شوت‌های کاستیانو و واکر پیترز انجام داد و آخرین امیدهای آن‌ها را نقش بر آب کرد. اما پنج دقیقه مانده به سوت پایان، ضربهٔ ایستگاهی فارست همه‌ چیز را زیر و رو کرد؛ آرئولا برای دفع توپ به هوا پرید تا با مشت آن را دور کند، اما به‌ جای توپ، مورگان گیبس وایت را خرد و خمیر کرد. گیبس وایت نقش زمین شد و داور پس از مشورت با VAR، در دقیقهٔ ۸۹ نقطهٔ پنالتی را نشان داد.

گیبس وایت خودش پشت توپ ایستاد. ضربه را با تمام قوا به وسط دروازه کوبید، آرئولا به سمت راست شیرجه زد و توپ، تور دروازه را منقبض کرد.

هواداران وست هم با خشم و اندوه هو و آه کشیدند، غرغر و ناله کردند و دسته‌ دسته سکوها را ترک کردند. در استادیوم، هوایی از پیشگویی مرگی از پیش اعلام‌ شده موج می‌زد.

نونو اسپیریتو
نونو اسپیريتو سانتو؛ مربی خوبی كه شايد برای دومين‌بار در يک فصل از پست خود اخراج شود!

زمستانی طولانی و سخت در راه است. در ارتباط با فارست و به‌ خصوص شان دایچ، او خوش‌ شانس بود تا موقتاً مالک یونانی به او اجازه دهد به کار خود ادامه دهد. و برای وست هم، هواداران و نونو، اگر اصلاً به او اجازه دهند روزهای بیشتری مانند این در کنار خط نظاره‌گر کابوسی رقت‌بار باشد، درد و رنج و عذاب به‌ زودی پایان نخواهد داشت.

با توجه به این‌که تیم شان دایچ درست بین وست هم و آن خطوط نقطه‌چینِ هراس‌آورِ منطقهٔ سقوط قرار داشت، این بازی (با وجود این‌که هنوز ۱۷ مسابقه تا پایان فصل باقی مانده) یک جدال شش‌ امتیازی حیاتی در نبرد برای بقا بود. بعد از این شکست در این نبرد بقا و زندگی، رهایی وست هم از این منجلاب تقریباً غیرممکن به نظر می‌رسد!