بعد از سقوط آخرین شاهان صفوی واقعی، ایران پر از آشوب و هرج و مرج بود. طهماسب دوم که حدود ۳۰ ساله بود، تاجگذاری کرد، اما قدرت واقعی نداشت و ارتش مرکزی ضعیف بود. او مجبور بود برای بازگرداندن سلطنت و مشروعیت سلسله، به یک ژنرال قدرتمند تکیه کند.
نادر افشار یک فرمانده محلی و طایفهای از خراسان بود که ارتشی کوچک ولی منظم داشت.او با شکست افغانها و شورشیان محلی، شهرت زیادی پیدا کرد.
روحانیان و شاهزادگان صفوی او را به طهماسب معرفی کردند تا مشروعیت سلطنت صفوی حفظ شود. نادر در نقش حامی شاه و فرمانده ارتش وارد شد و طهماسب را به سلطنت رساند. نادر بعد از مطلع شدن از جنگ ناکام شاه تهماسب دوم با عثمانی و قرارداد نامساعد صلح به اصفهان آمد و به بزرگان و سرداران ثابت کرد که شاه تهماسب دوم لیاقت سلطنت ندارد و در نتیجه شاه تهماسب دوم را از سلطنت خلع و به مشهد تبعید کرد و فرزند خردسالش شاه عباس سوم را به جانشینی برگزید و برای حفظ قدرت، خود را نایبالسلطنه نامید.هدف از تاجگذاری او حفظ ظاهر مشروعیت صفوی و تداوم نام صفویان بود، چون نادر هنوز میخواست مشروعیت سلطنت را حفظ کند.پس از تقریباً ۴ سال شورای کبیر مغان برای تصدیق سلطنت نادر تشکیل و در ۲۴ شوال ۱۱۴۸ (۱۷۳۶ میلادی) پادشاهی از خاندان صفویه به نادر منتقل شد و نادرشاه دودمان افشاریه را بنیان گذاشت.
در سال ۱۱۵۲ قمری (۱۷۳۹ میلادی)زمانی که شایعه مرگ نادرشاه در هندوستان آمد،عباس سوم در سن هفت سالگی و پدرش تهماسب دوم به فرمان رضاقلی میرزا(پسر ارشد نادرشاه )در سبزوار به قتل میرسند
