زندگینامه عرفانی سلطان سلیم عثمانی ملقب به سلطان العارفین:
https://www.tarafdari.com/node/2700811
---
نه تاج خواستم و نه نشانِ تخت و کلاه
که پادشاهشدم از سایهٔ نگاهِ نگاه
نه عقل مانده و نه دفتر و نه قیل و قال
که گم شدم ز خودم در هوای چاهِ چاه
دل از جهان بریدم، چو آفتاب شدم
که سوختن بودم آرزوی شبِ سیاهِ سیاه
به بادهٔ دگرم ده، که باده نیست این
شراب ماست که آید ز ساغرِ بیگناه
اگرچه قرن دگر شد، هنوز ره باقیست
به خویش باز رسد هرکه رفت راهِ راه
به نام عشق، سلیم، از خودی سفر کن باز
که ذات ماست همان لالهٔ پُر آهِ آه
《 سلطان یاووز سلیم 》



