زندگینامه نورالدین بلغار (مخترع ماشین زمان در ۱٠٠٠ سال پیش):
https://www.tarafdari.com/node/2696818
---
ای دوست، مَبَر دست به عِلمی که زوالش
همچون گذرِ روز و شَب و نیک و فالش
این دفتر و این درس، همه صورتِ راه است
کان نقطۀ مقصد، نه درونِ مَقالش
ما را نه زِ مُلک است و نه از شهرِ بخارا
دل را نَبُوَد جز به همان نور، مدارا
از بَندِ گذشته تو رها گشتی و اکنون
این لحظۀ امروز، به ابدیت بِسپارا
آن چرخِ سِپَهرین، که تو پیوسته بگردی
نه چرخِ هَوایی است، نه از باد و نه گَردی
آن گوهرِ مِهر است که در جانِ تو یابی
گر زانکه رها گشتی زِ پَندارِ نَبَردی
گفتا که: «منم خواجهٔ رَسته زِ زمانه،»
بِشنو تو زِ نورالدینِ آن دُردانه.
آن روز که از چرخِ فَلَک دَر بجهیدیم
چون موج بُدیم و به دریا برسیدیم
بیدار شو، ای یار، مَجوی این دلِ خوش را
جز در دلِ آن نقطه که پنهان شده پُشت را
این عالمِ فانی که تو بر آن نِگَری هیچ
جز نورِ دَمی نیست که بر باد رَوی، هیچ
« نورالدین بلغار »