به نام خدا

قالب:غزل

وزن:بحر هزج مثمن سالم 

.

دریغا لاله در باغ است و ما با خار می‌سازیم 

به جای همدلی افسوس ما دیوار می‌سازیم 

.

نمی‌دانم چرا از صلح و سازش دور می‌گردیم؟

مسیر دشمنی را بهرِ چه هموار می‌سازیم؟

.

به جای مهربانی کینه ورزی کرده و آنگاه 

هزاران قلبِ پر رنج و غم و بیمار می‌سازیم 

.

شعار یک دلی سر می‌دهیم و بدتر از قبلیم 

چنین باشد که صد ها حرفِ بی کردار می‌سازیم 

.

چرا از اشتباهات گذشته پند عاید نیست؟

پر از عیبیم و از نو عیب را تکرار می‌سازیم!

.

درون را بنگری مملو ز کُفریم و خطا کاریم 

برون را با ریا و ادّعا دین دار می‌سازیم 

.

خیانت می‌کنیم و ننگ و ایرادی نمی‌بینیم 

درخت عاشقی را بی بُن و بی بار می‌سازیم 

.

چرا تا جای بخشش باشد و از حق گذر کردن

سراغ مرگ رفتیم و طناب دار می‌سازیم؟

.

امیدی نیست بر بهبودمان تا گُنگ باشد «خویش»

دریغا خودشناسی را بسی دشوار می‌سازیم 

.