« آیا وایتلیست شدیم؟»
«در مدل امروز دیگر با فیلترینگ به معنای مسدودسازی محتوا طرف نیستیم، بلکه مسیر دسترسی به اینترنت بهصورت پیشفرض بسته شده و فقط تعدادی مقصد مشخص اجازه عبور ترافیک را پیدا کرده اند؛ یعنی بستههای داده اساسا Route نمیشوند.» در ادبیات شبکه بهعنوان «Default-Deny Network» شناخته میشود؛ «مدلی که در آن همه دسترسیها بهصورت پیشفرض مسدود هستند و فقط مقاصد از پیشتأییدشده اجازه ارتباط دارند.» در این مدل، مسیر دسترسی به اینترنت بهصورت پیشفرض بسته میشود . در مدل وایتلیست شما اجازه دارید از لیستی از سرویسهای مجاز استفاده کنید. مثل همین صفحه ویترین گوگل که امروز میتوانید روی اون کلیک کنید. اما بیشتر؟ نه. در وایتلیست کردن قرار نیست میلیاردها سایت و سرویس و پروتکل را از دسترس خارج کرد. به همین خاطر هم لازم نیست اسامی سایتهای مسدودشده را یکییکی مشخص کنند. فقط برای برخی از مقاصد و کاربران گروهی از سایتها را استثنا قائل میشوند. ایدهای که میتواند نمایشی سطحی از ارتباط با دنیای آزاد ارائه بدهد ولی روند عادی شدن وضع اینترنت را سختتر میکند. ایده بستن همه سایتها و باز کردن بعضی از آنها بسته به سن و سال و هویت افراد خیلی ایده نوظهوری نیست. در توضیح ریشههای تاریخی پروژه وایتلیست به نکته مهمی اشاره میشود که پیش از این قرار بود در طرح صیانت هر فردی بسته به نیازش به سایتهای مختلف دسترسی داشته باشد: «طبق این طرح قرار بود با یک ویپیان احراز هویتشده این کار را انجام بدهند ولی در وایتلیستینگ امروز، نسخه آزمایشگاهی همان مدل را بدون احراز هویت رسمی و مستقیما در لایه شبکه اجرا کردند.» بازگشایی مرحله به مرحله سایتها در حالی که دسترسی ما همچنان به اینترنت بینالملل قطع است و فرقی با قبل نکرده خطرناک است. این یعنی در این دوره، رفع اشکال این طرح را انجام میدهند تا اگر برخی از سرویسها این بار مختل شد دفعات بعد بتوانند خدمات ارائه بدهند؛ طوری که با قطعی اینترنت کل کشور در دفعه بعد، چت جیپیتی قطع نشود. این میتواند هشداری باشد برای این که دفعه بعد خیلی راحتتر دسترسیها را قطع کنند. البته حتی در این حالت هم بسیاری از این سرویسها به دلیل وابستگی به APIها، CDNها، سرویسهای ابری و زیرساختهای جانبی، بهصورت ناقص یا ناپایدار کار خواهند کرد. شاید در نگاه اول اینطور به نظر برسد که کار مردم راه میافتد اما وقتی طولانیمدت به آن نگاه کنید قطعی اینترنت را به «انتخاب دم دستیتری» تبدیل میکند. یا به زبان دیگر «بزرگترین خطر این رویکرد، عادیسازی قطع اینترنت است؛ بهطوری که قطع سراسری دیگر یک بحران تلقی نشود، بلکه به وضعیتی در دسترس و قابل مدیریت برای تصمیمگیران تبدیل شود.» «دور زدن این شکل از مسدود شدن برای مردم عادی سختتر خواهد شد؛ چراکه دسترسی کامل به اینترنت در دیتاسنترها قطع خواهد شد و فقط ارتباطات محدود و وایتلیستشده باقی میماند.» «دهههای پیشین برخی از سرویسها را که فیلتر میکردند، ویپیانها به سروری خارج از کشور وصل میشدند که این محدودیت را دور بزنند. اما بهمرور فیلترینگ کاراییاش را از دست داد، چون فیلترینگ مبتنی بر مسدودسازی مقصد، در برابر ابزارهای رمزنگاریشده و تونلسازی انعطافپذیری لازم را نداشت.» دور زدن این شکل از مسدود شدن دیگر برای مردم عادی سختتر خواهد شد. چراکه دسترسی کامل به اینترنت در دیتاسنترها قطع خواهد شد «در سال ۱۳۹۸ وقتی اینترنت را قطع کردند مردم راه دیگری پیدا کردند. آن زمان اینترنت در دیتاسنترها برای زیرساختهای فنی متصل بود. به همین خاطر هم ویپیانها به دو سرور متصل میشدند؛ یکی از داخل به سرور ایران و از سرور ایران به سرور خارج از کشور اصطلاحا تانل میزدند.» در حال حاضر در قطعی اینترنت امسال سرور داخلی هم اینترنت نداشت که فیلترشکن را به سرور خارجی وصل کند. یا به زبان دیگر دیتاسنتر هم کاراییاش را از دست داده بود. با گسترش وایتلیستینگ، محدودیتهای نرمافزاری دیگر اجازه دور زدن فیلترینگ را نخواهند داد. اتفاقی که میتواند منجر به رشد کاربران استارلینک و سایر روشهای فیزیکی برای عبور از زیرساختهای مسدودشده باشد. . نوشته : نگین باقری منبع با تلخیص : https://www.zoomit.ir/report/455804-blacklist-whitelist-shift-internet-control/



