یکی از زیباترین اشعاری که در مدح نادرشاه سروده شده است، قصیدۀ فتح دهلی سرودۀ ملک الشعرای بهار است که بخشی از آن به شرح زیر است:

 

جهاندار نادر شه تیزچنگ / خدیو عدو بند لشکرشکن

 

به کردارهای گزین مشتهر / به پیکارهای قوی مفتتن

 

نه پهلوی او سیر دیده دَواج / نه چشمان او سیر دیده وَسَن

 

چو لشکر بخسبید، خسبد ملک / نهاده تبرزین به زیر ذقن

 

ز گُردان جز او کیست کاندر وغا / برد حمله باگرزهٔ ‌پنج من

 

ز شاهان جز او کیست کز موزه‌اش / دمد جو، ز ناسودن و تاختن

 

در آن تیره عهدی کز افغان و روم / در ایران فغان خاست از مرد و زن

 

شده پادشه کشته در اصفهان / شه نو به درد و بلا مفترن

 

در این ساعت از کوهسار کلات / برآمد یکی نعرهٔ کوه‌کن

 

فرشته فرود آمد از آسمان / گرفته عنان یکی پیلتن

 

پسِ پشتِ او لشگری شیردل / همه آهنین چنگ و روئینه تن

 

فرشته عنانش رها کرد و گفت / به نام ایزد، ای نادرِ مُمتحَن

 

تو را گفت یزدان که بستان خراج / ز شام و حلب تا ختا و ختن