"کلمهسازی" حسرتِ زبانِ فارسی !
ـ Laggies
به کلمهی بالا دقت کنید ! در هیچ دیکشنری ای معنایش را نخواهید یافت. بسیاری از کلماتِ انگلیسی در ابتدا در دیکشنریهای معتبر نبودهاند، اما بعد از همهگیر شدن در جامعه، دیکشنریهایی مثلِ آکسفورد، خودشان را موظف میدانند این کلمات را معنا کنند و در بسترِ زبان بپذیرند !
معنای کلمهی بالا یعنی : از جمع یا گروه یا روندی عقب افتادن و تاخیر داشتن در بلوغ و زندگی و کار و شغل ...
این کلمه را اولین بار نویسندهای نه چندان سرشناس به نامِ
ـAndrea Seigel
که بسیار جوان هم هست ساخته است.
تاریخچهی کلمهسازی در نویسندگانِ انگلیسی بسیار قدیمیست، به طوری که شکسپیر کلماتی بسیار زیاد برای زبانِ انگلیسی خلق کرده است.
این فرایندِ کلمهسازی است که باعث میشود زبان ، حالتِ موجز بودن و رسا بودنش را به روز کند. نکته این است که هیچ کلمهای در ابتدا معنا نداشته و کلِ زبان یک سیستمِ قراردادی است و کاملا بنا به نیازِ روز قابلِ تغییر است . ارتجاعی بودن، خاصیتِ زبان است و زبان اگر خشک و غیرِ منعطف باشد، محکوم به مرگ است !
بسیاری از کلمات در ابتدا بر مبنای آوای عناصرِ طبیعی ساخته شدهاند و بعد از آوا شدن، بنا به حسی که در انسان ایجاد میکردهاند ، مورد استفاده قرار گرفتند :
مثلا کلمهی «آبشار» کاملا صدای شُرهی آب را در خودش دارد و کلمهی «سوزن» با تیز کردنِ زبان و لب، یاد آورِ تیزی سوزن است !!!
به همین دلیل است که احمدِ شاملو میگوید: شاعرترین افراد، کسانیاند که اول بار کلمات را اختراع کردند ...
اینکه مقابل اختراع کلمات جدید در ادبیات ما مقاومت می شود ، این ریشه در روحیهی پدرسالارانهی ایرانی دارد. روحیهای که همواره قدیمی و پیرتر و بزرگتر را مقدس و محترم دانسته است ! در جوامعِ پیشرفته، همواره نگاه به جوانان است و رشد متعلق به جدیدتر هاست.
حتا در اساطیرمان هم برعکسِ غرب که پدرکشی دارد، ما پسر کشی داریم و رستم که نمادِ کهنگی و پیریست، سهراب را میکشد. این روحیه همواره در ما بوده و تا حذف کردنش راهی زیاد داریم و چه بسا نیاز به اسطورهسازی داشته باشیم که اسطوره سازی خود نیازمندِ کلمهسازیست و دوریست که رهایی از آن دشوار است.
در ادبیات مردم ما هم ، کلماتی بوده است که با وجود مقاومت ها جای خود را بهرحال باز کرده اند : مثلِ کلمهی «خفن» که در ابتدا توسطِ گروهِ رپِ "زدبازی" که ساختهی یک نوجوان بود خلق شد. این کلمه جا افتاد و نیازِ زبانیِ خیلِ عظیمی از جامعه را مرتفع کرد.
یا کلمهی «پاچهخاری» را که برادرانِ قاسمخانی به زیبایی به زبانِ ما هدیه کردند.
مادامی که یک کلمه آنقدر خوب ساخته شود که جامعه با آغوشِ باز پذیرای آن شود، آن کلمه باید و بسیار محکم باید در فرهنگِ لغات جای بگیرد ...


