طرفداری | کارلوس کازلی (Carlos Caszely) زاده پنج ژوئیه 1950 در شهر سانتیاگوی شیلی است. او در پست‌های مهاجم نوک، وینگر راست و مهاجم دوم بازی می‌کرد. رنه کازلی، پدر کارلوس، کارمند راه‌آهن و مادرش، اولگا گاریدو، خانه‌دار بود. او در کودکی و دوران تحصیل، فوتبال بازی می‌کرد و به همین گونه با ورزش خو گرفت. ملحق‌شدن به تیم‌های پایه کولوکولو باعث شد تا کازلی، استعدادش را به مربیان فوتبال شیلی اثبات کرده و در سال 1967، راهی تیم بزرگسالان این باشگاه شود. نخستین بازی رسمی کازلی برای کولوکولو برابر سانتیاگو مورنینگ برگزار شد. چهار بازی در فصل 1967، 22 بازی و 20 گل در فصل 1968، 23 بازی و 13 گل در فصل 1969، 25 بازی و 14 گل در فصل 1970، 15 بازی و چهار گل در فصل 1971، 28 بازی و 14 گل در فصل 1972 و 15 بازی و 10 گل در فصل 1973، حاصل همکاری چندین فصله کازلی با کولوکولو بود که به دو قهرمانی لیگ برتر شیلی منتهی شد. کازلی به همراه باشگاهش در لیبرتادورس نیز حضور داشت و بهترین فصلش را در سال 1973 تجربه کرد؛ جایی که او با ثبت 9 گل در 12 بازی به نایب قهرمانی آن رسید. گلزنی در دیدار سوم فینال (به دلیل تساوی در دو بازی ابتدایی)، مهم‌ترین اتفاق فصل او در مسابقات قاره‌ای بود. کازلی با همین تعداد گل توانست تا به آقای گلی این تورنمنت برسد.

کارلوس کازلی در کولوکولو

درخشش در کولوکولو باعث شده بود تا آوازه کازلی به خارج از مرزهای شیلی نیز برسد. در روزهایی که شیلی درگیر تغییرات سیاسی، از سالواتور آلنده به ژنرال آگوستو پینوشه بود، کازلی با مبلغی قابل توجه راهی لوانته در سطح دوم فوتبال اسپانیا شد. کازلی در لوانته عملکرد بسیار خوبی داشت و به آمار 24 بازی و 15 گل رسید اما سقوط این باشگاه به سطح سوم اسپانیا، این درخشش را به نتیجه‌ای خوب نرساند. با وجود سقوط، این مهاجم شیلیایی در لوانته ماندگار بود و در سطح سوم اسپانیا، آمار 32 بازی و 26 گل را به ثبت رساند. در سال 1975، باشگاه اسپانیول که در لالیگا حضور داشت، تصمیم به خریداری این بازیکن گرفت و او را به سطح برتر اسپانیا آورد. نخستین بازی کارلوس برای اسپانیول در دربی کاتالونیای هفته 13 لالیگا برابر بارسلونا صورت گرفت. او در دومین بازی خود برای تیم جدیدش برابر گرانادا بریس کرد تا خط و نشان خود را از همین بازی بکشد. گلزنی در شش بازی متوالی، از هفته 16 تا 21، اوج کار کازلی در این فصل بود که با بریس برابر سالامانکا و گلزنی در دیدار برگشت برابر بارسلونا، تکمیل شد. 21 بازی و 13 گل، فصل نخست حضور این بازیکن در کاتالونیا را بسیار موفقیت‌آمیز کرد.

کارلوس کازلی در لوانته

این بازیکن، دو فصل دیگر در اسپانیول حضور داشت و آمارهای 14 بازی و هشت گل در فصل 77-1976 و 16 بازی و دو گل در فصل 78-1977 را به ثبت رساند. او در این دو فصل، گلزنی در جام یوفا برابر نیس فرانسه را تجربه کرد و پیشنهادی نیز از سوی رقیب یعنی بارسلونا دریافت کرد اما از پذیرش آن، خودداری کرد. کازلی در سال 1978 به کولوکولو بازگشت و توانست تا پس از 16 بازی و هشت گل در نیمه فصل 1978، سه آقای گلی متوالی شیلی را با آمارهای 34 بازی و 27 گل در فصل 1979، 47 بازی و 32 گل در فصل 1980 و 26 بازی و 20 گل در فصل 1981، به دست بیاورد. در فصول بعدی همکاری نیز آمارهای 24 بازی و هشت گل در فصل 1982، 44 بازی و 23 گل در فصل 1983، 30 بازی و 11 گل در فصل 1984 و 21 بازی و چهار گل در فصل 1985، به کارنامه این بازیکن اضافه شد. کسب سه قهرمانی دیگر شیلی، افتخارات کازلی با کولوکولو را به پنج جام رساند. او در سال 1986 راهی بارسلونای اکوادور شد تا پس از 9 بازی و پنج گل در این باشگاه، تصمیم به خداحافظی از دنیای فوتبال بگیرد.

کارلوس کازلی در اسپانیول

نخستین بازی ملی کازلی برای شیلیایی‌ها در سال 1970 برابر تیم ملی برزیل به ثبت رسید. او پس از آن توانست تا با گلزنی برابر پرتغال و ایرلند، در رده ملی نیز درخشان باشد. صعود به جام جهانی 1974 باعث شد تا کازلی برای نخستین بار بتواند در بالاترین سطح تورنمنت‌های ملی، بازی کند. او در نخستین بازی خود و کشورش برابر آلمان، در حالی که در دقیقه 13 بازی، کارت زرد را از داور بازی دریافت کرده بود، به دلیل خطای خطرناکش در دقیقه 68 بازی، با کارت قرمز مستقیم داور مواجه شد. این کارت قرمز باعث شد تا کازلی به نخستین بازیکنی تبدیل شود که با سیستم «کارت زرد+کارت قرمز مستقیم»، در جام جهانی اخراج می‌شود. کازلی پس از این بازی و تحمل محرومیت، تنها در یک بازی ممکن برابر استرالیا به میدان رفت و تورنمنت را به پایان رساند. این بازیکن، جام جهانی بعدی را به دلیل اختلافاتش با رژیم پینوشه، از دست داد و در کوپا آمریکای 1979 به تیم ملی کشورش بازگشت. گلزنی در مرحله گروهی برابر کلمبیا و بریس در دیدار رفت نیمه نهایی برابر پرو، باعث شد تا کازلی، سهمی قابل توجه از نایب قهرمانی کشورش در این جام داشته باشد. او در جام جهانی 1982 نیز حضور داشت و همانند دوره قبلش، در دو بازی به میدان رفت؛ اتفاق قابل توجه برای کازلی در این تورنمنت، از دست دادن پنالتی برابر اتریش بود. آخرین بازی ملی او برابر تیم ملی برزیل در سال 1985 صورت گرفت و آمارش را در 31 بازی، 13 گل و سه پاس گل، متوقف کرد. کازلی از بزرگترین بازیکنان تاریخ شیلی است که به سبب چهارچوب‌شناسی خود به «پادشاه متر مربع» معروف است. 

کارلوس کازلی در تیم ملی شیلی

کازلی عقاید سیاسی و ایدئولوژی خودش را داشت و همواره به آن پایبند بود. این مهاجم گلزن شیلیایی، همسو با چپ‌های کشورش بود و از حزب «وحدت مردمی»، حمایت می‌کرد؛ حزبی که با سالواتور آلنده، هم‌پیمان بود. پس از خودکشی آلنده و رسیدن قدرت به ژنرال آگوستو پینوشه، کازلی به یکی از معروف‌ترین مخالفان دولت وقت شیلی تبدیل شد. نخستین برخورد کازلی با پینوشه، پیش از شروع جام جهانی 1974 بود که این بازیکن، از دست دادن با فردی که به سرکوب مخالفانش متهم شده بود، خودداری کرد. با این وجود، روایات این واقعه باعث شد تا پس از جام جهانی، کازلی به بلک‌لیست پینوشه وارد شده و این بازیکن، وارد مخالفت‌های سیاسی با رژیم کشورش شود. گفته می‌شود که در سال 1974، مادر کازلی توسط مأموران امنیتی پینوشه، مورد ضرب و شتم قرار گرفت و این موضوع، آتش اختلافات این بازیکن با پینوشه را شعله‌ورتر کرد. پس از موفقیت مردم شیلی در برگزاری همه‌پرسی، او یکی از افراد مهمی بود که به ژنرال پینوشه، رأی «نه» داد و باعث سرنگونی رژیم او شد. پس از پایان ماجراهای سیاسی، کازلی علاقه‌اش به موسیقی را با حضور در آهنگ‌های حمایتی از شیلی در جام جهانی 1982، به همگان نشان داد. او در ادامه، موفق شد تا در چندین پروژه سینمایی و تلویزیونی، به عنوان بازیگر همکاری کند. یک اپیزود از سریال «مارتس 13»، فیلم‌های سینمایی «پیاده‌روی در دفتر»، «شهروند کرامر» و «ازدواج در قرنطینه» و مجری‌گری در چند برنامه ورزشی، از جمله پروژه‌های تصویری کازلی بوده است. او در رشته‌های تحصیلی روزنامه‌نگاری و هنر نیز فارغ‌التحصیل شده است. 

ما را پیش از شروع جام جهانی به یک مهمانی دعوت کردند، آگوستو پینوشه می‌خواست شخصاً به ما برای صعود به جام جهانی، تبریک بگوید. صدای قدم‌هایی را شنیدم و ناگهان، درها باز شدند. چهره‌اش شبیه به یک شیطان بود؛ نمی‌توانستم با همچنین فردی دست بدهم. وقتی دستش را به سویم دراز کرد، نگاه کردم و گفتم: «آیا از رنج زندانیانت خبر داری؟» و او، انگشتانش را در گوش‌هایش گذاشت و گفت: «درموردش صحبت نکن. نمی‌خواهم چیزی بشنوم». انگار هزاران ساعت گذشته بود اما این اتفاق، فقط 10 ثانیه طول کشید. من این وظیفه را به عنوان یک انسان داشتم تا آن‌چه را که فکر می‌کردم درست است، بیان کنم.

 کارلوس کازلی در تیم ملی شیلی


از سری خاطرات فوتبالی