بشارت به ظهور منجی با شمشیر ذو الفقار در زبور

«مقدّسان از جلال فخر بنمایند. و بر بسترهای خود ترنّم بکنند. / تسبیحات بلند خدا در دهان ایشان باشد. و شمشیر دو دمه در دست ایشان. / تا از امّت‌ها انتقام بکشند و تأدیب‌ها بر طوایف بنمایند.»[4]

بشارت به ظهور منجی و دعوت به انتظار او در کتاب حبقوق نبی

«پس خداوند مرا جواب داد و گفت: رؤیا را بنویس و آن را بر لوحها چنان نقش نما که دونده آن را بتواند خواند./ زیرا که رؤیا هنوز برای وقتِ معین است و به مقصد می‌شتابد و دروغ نمی‌گوید. اگر چه تأخیر نماید برایش منتظر باش؛ زیرا که البتّه خواهد آمد و درنگ نخواهد نمود / ... بلکه جمیع امّت‌ها را نزد خود جمع می‌کند و تمامی قوم‌ ها را برای خویشتن فراهم می‌ آورد / ... زیرا که جهان از معرفت جلال خداوند مملّو خواهد شد، به نحوی که آبها دریا را مستور می‌سازد.»[5]

بشارت به ظهور منجی و غیبت او در انجیل متا

«و فورا بعد از مصیبت آن ایام، آفتاب تاریک گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ریزند و قوّتهای افلاک متزلزل گردد. / آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد و در آن وقت، جمیع طوایف زمین سینه زنی کنند و پسر انسان را بینند که بر ابرهای آسمان، با قوّت و جلال عظیم می‌آید؛ / و فرشتگان خود را با صور بلند آواز فرستاده، برگزیدگان او را از بادهای اربعه از کران تا بکران فلک فراهم خواهند آورد / ... اما از آن روز و ساعت هیچ کس اطلاع ندارد، حَتی ملائکه آسمان جز پدر من و بس.  / ... پس بیدار باشید؛ زیرا که نمی‌دانید در کدام ساعت خداوند شما می‌آید. / لیکن این را بدانید که اگر صاحب خانه می‌دانست در چه پاس از شب دزد می‌آید، بیدار می‌ماند و نمی‌گذاشت که به خانه ‌‌اش نقب زند. / لهذا شما نیز حاضر باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نبرید، پسر انسان می‌آید.»[6]

بشارت به ظهور منجی و غیبت او در انجیل مَرقُس

«و در آن روزهای بعد از آن مصیبت، خورشید تاریک گردد و ماه نور خود را بازگیرد، / و ستارگان از آسمان فرو ریزند و قوای افلاک متزلزل خواهد گشت. / آنگاه پسر انسان را بینند که با قوت و جلال عظیم بر ابرها می‌آید. / در آن وقت، فرشتگان خود را از جهات اربعه از انتهای زمین تا به اقصای فلک فراهم خواهد آورد. / ... ولی از آن روز و ساعت غیر از پدر هیچ کس اطّلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم. / پس برحذر و بیدار شده، دعا کنید؛ زیرا نمی ‌دانید که آن وقت کِی می‌شود. / مثل کسی که عازم سفر شده، خانه خود را واگذارد و خادمان خود را قدرت داده، هر یکی را به شغلی خاص مقرر نماید و دربان را امر فرماید که بیدار بماند. / پس بیدار باشید زیرا نمی‌دانید که در چه وقت صاحب خانه می‌آید، در شام یا نصف شب یا بانگ خروس یا صبح. / مبادا ناگهان آمده شما را خفته یابد. / اما آنچه به شما می‌گویم، به همه می‌گویم: بیدار باشید.»[7]

بشارت به ظهور منجی و غیبت او در انجیل لوقا

«کمرهای خود را بسته، چراغهای خود را افروخته بدارید. / و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می‌کشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند تا هر وقت آید و در را بکوبد، بی درنگ برای او باز کنند. / خوشا بحال آن غلامان که آقای ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد. هر آینه به شما می‌گویم که کمر خود را بسته، ایشان را خواهد نشانید و پیش آمده، ایشان را خدمت خواهد کرد. / و اگر در پاس دوم یا سوم از شب بیاید و ایشان را چنین یابد، خوشا بحال آن غلامان. / اما این را بدانید که اگر صاحب خانه می‌دانست که دزد در چه ساعت می‌آید، بیدار می ‌ماند و نمی‌گذاشت که به خانه ‌‌اش نقب زنند. / پس شما نیز مستعد باشید؛ زیرا در ساعتی که گمان نمی ‌برید پسر انسان می ‌آید.»[8]

بشارت به ظهور منجی و غیبت او در مکاشفه یوحنّا 

«در این وقت علامت بزرگی در آسمان ظاهر شد، زنی را دیدم که ملبس به آفتاب بود‌. او تاجی از دوازده ستاره بر سر داشت و ماه در زیر پاهایش بود‌ / ... آن زن پسری به دنیا آورد که قرار بود با عصایی آهنین بر همهً ملل حکومت کند‌. اما کودک او به سوی خدا و تخت او ربوده شد / ... از این رو اژدها نسبت به آن زن خشمگین شد و رفت تا با بقیهً فرزندان او که فرمانهای خدا را نگاه می‌دارند و به عیسی شهادت می‌دهند بجنگد و اژدها در کنار دریا به انتظار ایستاد‌.»[9]

منابع