مقصد نهاییِ هایپر قیصرهای فوتبال شهرستان آران و بیدگل در قصر هما؛
✍ دکتر سید محسن زهری
پاسی از شبجمعه ۲۵ دیماه گذشته بود؛ باتوجه به حوادث اخیر، کلافه و سردرگم و بی حوصله و گریزان از هر جمعی بودم؛ آنهایی که تنها (بلحاظ فیزیکی اصلا مدنظر ما نیست بلکه در نوع تفکر و جهانبینی تنهایند) هستند به خوبی میدانند که حال و روز آخر شبجمعه حتی از غروب جمعه نیز غمانگیزتر است. در این بلواهای و پیچیدگیها و آشوب زمانه، تنها دیدن یک فیلم کمی من را آرام میکرد: قیصر. فیلمی که ۵۶ سال پیش یک انقلابی در سینمای ایران به راه انداخته بود. فیلمی که هربار میبینم با خود میگویم کاش در همان نقطه معنای مرام و معرفت فریز میشد و ما ایرانیهای نسل معاصر با هر نوع تفکر و گرایش سیاسی و مذهبی، اینقدر غیر انسانی نمیشدیم. دلم حال و هوای آن ایام را میخواست. نمیدانم و دقیقا نمیدانم دلم چه مرگش بود.
در همین اثنا، به سراغ مخاطبین گوشیام رفتم. از اول حروف الفبا شروع کردم و واقعا کسی نبود که حرف زدن با آن من را آروم کند. هرچه به انتهای لیست نزدیک میشدم، ضربان قلبم بیشتر میشد، که نکند هیچ کسی در این لیست هزار نفرهی من نباشد که آرومم کند، تا به یک نام خوش آوازه در انتهای لیست رسیدم؛ "حاج حسین معینی". چقدر نام این خاندان برای این روزهای من آشناست؛ بگمانم یک کار ابرانسانی و ابراخلاقی برای من کردهاند! تماس گرفتم و گفتم حاجی! دلم خیلی آشوب است، چه کنم؟ فرمودند که فردا صبح تشریف بیاریید بازی فینال پیشکسوتان فوتبال شهرستان را ببینید و تماشای این بازی، قطعا حالتان را بهتر میکند. با اینکه از فوتبال بشدت گریزان بودم و مخصوصا از فوتبالیهای شهرستان گلهمند: ولی دستور جناب سرهنگ به یک سرباز بود که باید بصورت تام و تمام اجرا میشد. جمعه صبح به مجموعه وزین علی اصغر شهرستان آمدم و گزارش خود را از این بازی اینگونه نگاشتم:
در جلوی درب مجموعه، تریلیهای مجازی صف کشیده بودند و انگار بازی مسابقات فوتبال صنف رانندگان ماشینهای غولپیکر بود و برایم بسیار تعجب برانگیز بود که علتش را نمیدانستم! با یک نگاه اجمالی و بدون تأمل اینگونه به نظر میرسید که یک بازی بین فوتبالیستهای تاریخ مصرف گذشتهی قدیمی شهرستان صرفا قرار است برگزار شود؛ اما زاویهی دید تخیّل جامعهشناختی به من میگفت که اینجا یک فستیوال و کارناوال فوتبالی هست و قرار است امروز بازی نهایی برگزار شود؛ زیرا هرکس در شهرستان آران و بیدگل و کاشان، فوتبال را جویده و رنده کرده بود، در آنجا دیده میشد. جو بسیار سنگین و سترگ بود و قطعا به قشنگی میدانستم که چقدر واژه حقیر است که بنگارم و باید هجاهای تازه بیاورم که بتوانم حجم فسفرسوز و پرمغز فوتبال شهرستان را به تصویر بکشم.
دو تیم خوب کلاسیک و بااصالت به فینال راه یافته بودند و مقابل هم در عین رفاقت و صمیمیت، صفآرایی کرده بودهاند. تیم باشکوه سپاهان از محلهی نامبروانِ دهنو با این ستارگان به میدان آمده بودند؛
مهدی سلمانی، مهدی داروغه، علیمحمد دهقانی، حسن دهقانی،علی فخرل، محمد جواد جعفری، محسن غلامعلیپور، سید عباسعلی ساجدین، نعمتالله رهبریفر
با سرمربیگری سید اصغر ساجدین.
و اما؛ در سمت دیگر میدان، اسطورههای تیم کویر را که اغلب میکس بازیکنان همای پرآوازه بیدگل و رسالت کوبندهی شهرستان تشکیل میدادند بدین شرح بود:
حاج مهدی ذکاری، مهدی عبدالمجیدی، علی مجیدی، احسان خورشیدی، ابوالفضل ذکاری، مهدی رحمانی، امیر عصاری مفرد.
مسابقات پیشکسوتان شهرستان آران و بیدگل، گرامیداشت یاد و خاطره ورزشکاران بااخلاق و نمونه، برادران مرحوم؛ فریدون، فرامرز و فریبرز ستاری بیدگلی؛ پیشکسوتان باشگاه فرهنگی ورزشی شاهین کویر بیدگل در آذر و دی ۱۴۰۴، باشکوه برگزار شده بود. در بازی فینال این دوره، حضور گرم و صمیمی شخصیت اول شهرستان؛ جناب آقای مهندس یوسفیان فرماندارِ باکلاس شهرستان آران و بیدگل، عظمت این دوره مسابقات را به حد اعلی رسانده بود. در ابتدای مراسم با تلاوتی از کلامالله مجید، نام خدا را بر زبان شهروندان شهیدپرور شهرستان آران و بیدگل جاری ساخت. سپس هنگامی که سرود ملی طنینانداز شد، نشانگر عهد و میثاق پیشکسوتان با وطن ایرانی_ اسلامی بود. نوازندگی اکبریان، استاد و هنرمند سنتی شهرستان نیز جو را رویایی کرده بود.
بالاخره راس ساعت ۱۰ و ۴۰ دقیقه صبح جمعهی دلانگیز ۲۵ دیماه، قاضی القضات فوتبال شهرستان آران و بیدگل (احسان چاقیان) با آن نوع سبک سوتزدن مخصوص خودش مجوز شروع بازی فینال پیشکسوتان را به همراه جواد اميری صادر کردند. بازی درابتدا سنگین شروع شد و این امر بدلیل فینال و حساس بودن بازی یک امر طبیعی جلوه میکرد. هر دو تیم در حال سبک و سنگین کردن و محک تیم حریف بودند. شوتهای نه چندان بااهمیت و بیشتر ضد حملات هر دوتیم در ده دقیقه اول بازی بیشتر به چشم میخورد.
تا در دقیقه ۱۱ بازی، این مهندس فوتبال شهرستان بود که با یک پاس گل طلایی نشان داد که هنوز ترک عادت نکرده است. پاس زیبای مهدی عبدالمجیدی را رحمانی به آسانی به گل اول تیم کویر تبدیل کرد. بعد از این گل شیران سپاهان تازه بیدار شدند و بعد از یک ضدحمله فوری، صاحب یک خطا در پشت محوطه جریمه شدند. آقا معلم فوتبال شهرستان (عباسعلی ساجدین) به زیبایی هرچه تمامتر این توپ را تبدیل به گل کرد. در نیمه دوم، قدرت برابر هر دوتیم گویای این بود که هر دو تیم به رفتن بازی به ضربات مرگبار پنالتی بیشتر راضی هستند تا اینکه بخواهند بیمحابا در زمین حریف ظاهر شوند. دراواخر بازی موقعیت عالی کویر و صحنه دو بر یک کویر مقابل سپاهان را مهدی عبدالمجیدی به طرز عجیبی برعکس همیشه پاس نداد و ترجیح داد خودش ضربه نهایی را بزند و رحمانی را صاحب گل قهرمانی برای کویر نکند. بعد از این موقعیت، نعمتالله رهبریفر یک توپ در زمین خود سپاهان را تصمیم به ضربه مستقیم گرفت که ضربه عالی و بلند وی بطور خارقالعادهای به تیر دروازه کویر برخورد و یک صحنه بسیار مهيج را خلق کرد.
طبق پیشبینی اغلب تماشاگران فوتبالفهم، بازی بعد از تساوی یک بر یک به ضربات نفسگیر پنالتی کشیده شد. مجیدی و ذکاری از کویر، ضربات خود را نتوانستند به ثمر برسانند و این نعمتالله رهبریفر از سپاهان بود که همچون یک نعمت الهی با اعتماد به نفس کامل ضربه خود را به طاق دروازه کویر رساند و با اعلام گل توسط داور، قهرمان این دوره از مسابقات همانند اغلب مسابقات فوتبال دیگر شهرستان همون همیشگی بود.
پس از پایان مسابقه یک مراسم باشکوه اختتامیه همراه با پذیرایی برگزار گردید که از ترینهای این دوره مسابقات و زحمتکشان توسط کمیته مسابقات پیشکسوتان (جناب آقای سید مجتبی مرتضوی) تجلیل به عمل بیاید و افراد گزینش شده هدایای خود را از دستان فرماندار گرفتند.
بهترین بازیکن بازی فینال مسابقات، نعمتالله رهبریفر بود و بهترین بازیکن این دوره از مسابقات نیز سید عباسعلی ساجدین از تیم سپاهان برگزیده شدند. در یک اقدام بسیار روحیهبخش از سید اصغر ساجدین( کاپلوی فوتبال شهرستان) بعنوان پیشکسوتترین پیشکسوتان تجلیل به عمل آمد.
در ادامه، از ابرمرد دوستداشتنی، بیادعا و تمامنشدنی و ابدی فوتبال شهرستان (حبیب آقای امینیان) بعنوان یک زحمتکش این دوره تشکر شد. از آقایان بهروان و حبیب نجاتینژاد بعنوان نماینده باشگاهی که میزبان عالی این دوره بودند نیز قدردانی شد. در یک حرکت بسیار نمادین و نوستالوژیک، کاپ اخلاق این مسابقات به برادران مرحوم ستاری که نام این دوره منقش به اسم این بزرگواران بود واگذار گردید که آقای جلوداریان بعنوان نماینده باشگاه شاهین آن را تحویل گرفت.
احسان خورشیدی بعنوان نماینده باشگاه کویر آمد و کاپ و مدال نائب قهرمانی را گرفت. گوینده ورزشگاه نام حسن دهقانی را بعنوان قائم مقام باشگاه تیم قهرمان اعلام کرد.
در پایان شایسته و بایسته است که از دو نفری که بیشترین زحمت ممکن این مسابقات را کشیدند و کمتر دیده شدند، تشکر و قدردانی شود؛ که من بعنوان کسی که حداقل یکی دو پیراهن ورزشی به تن کردهام از این عزیزان سپاسگزاری میکنم؛ سید مجتبی مرتضوی، رضا نجاری.
اتفاق ویژه این دوره مسابقات؛
در این دوره مسابقات، احسان چاقیان توانست بدون استفاده از اسلحههای زرد و قرمز خویش به همراه جواد خانی (که همهی مسابقات را این ۲ نفر قضاوت کردند) بازیها را به خوبی و قشنگی به پایان برسانند. این نکته علاوه بر نخبهبودن و مدیر بودن شخص احسان چاقیان، یک علت بارز دیگر دارد که اتفاقا حلقه مفقودهی فوتبالیستهای نسل فعلی نیز هست: مرام و معرفت پهلوانی و انسانی که در نسل قبلی وجود داشت و حتی بعد از شکست بدون هیچ گونه حاشیهای با خوشوبش با تیم حریف و داوران و مسولین برگزاری به انسانیت خود امتداد میدادند.
فاکتوری که دقیقا در دو دوبازی نیمه نهایی مسابقات فوتبال فعلی اصلا شاهد نبودیم و نسل فعلی زمین مسابقه فوتبال را با چاله میدان اشتباه گرفتهاند. نسل قبلی فوتبال را فقط یک بهانه برای دوستی و صمیمیت بیشتر در نظر میگرفتند و نسل حاضر فوتبال را یک میدان تسویه حساب حوزههای دیگر میدانند؛ چه مشمئزکننده! با دیدن مسابقات فینال پیشکسوتان صد افسوس خوردم که چرا دیگر نمیتوانم فوتبال بازی کنم، اما با وقتتلف کردن
خویش برای تماشای دیدن هر دو بازی نیمه نهایی امسال فوتبال، صد هزار مرتبه خدا را شکر میکنم که دیگر نمیتوانم فوتبال بازی کنم؛ چه حس پارادوکسیکالی نسبت به فوتبال! الگوهای نسل قبلی، قیصر و فردین و تختي بود که مرام و معرفتشان جلوتر از تمام ویژگی های خود راه میرفتند و الگوهای نسل جدید، تتلوهای خیابانی است که نمیدانند با خودشان چندچندند و اساسا آنها به دنبال چه چیزی هستند؟! یک سوال من را متحیر کرده است؛ چگونه ما از قیصر به تتلو رسیدیم؟!!!
هان! داشت یادم میرفت. جواب خود را از دیدن تریلیهای جلوی مجموعه هما گرفتم. آنها آمده بودند که تعداد قهرمانی و پهلوانیهایی نسل قدیم خود را ببرند. در جمع سیوی بازیکنان فینال بهترین و بزرگترین افتخارات فوتبالی ممکن وجود داشت. اما یک پروژهی افتخارآمیز چشم من را بيش از همه بهم میزد. آزادهی سرافرازی (حاج مهدی ذکادی) که علاوه بر کسب افتخارات و قهرمانیهای فوتبالی، همانند یک پهلوان وزنهی بسیار سنگینی برای گردهماییهای پیشکسوتان محسوب میشود. علاوه بر فعالیتهای ورزشی و مدیر عاملی یک باشگاه، بدون آنکه به چیزی محتاج باشد، در حال دستگیری است. یک پدیده تکرار نشدنی!