طرفداری تایمز | در 20 مارس سال 2003 و دو روز پس از اولتیماتوم جرج بوش به صدام حسین و پسرانش برای ترک عراق، بغداد مورد بمباران یک ائتلاف بینالمللی به رهبری ارتش ایالات متحده آمریکا قرار گرفت. این ائتلاف غیر از آمریکا متشکل از بریتانیا و لهستان بود.
ارتش عراق تنها پس از سه هفته در هم شکست و حکومت صدام حسین پس از 32 سال سقوط کرد. با سقوط بغداد و شکست ارتش عراق، جرج دبلیو بوش روی عرشه ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در غرب سن دیگو اعلام کرد عملیات با موفقیت پایان یافته است. با اینحال این پایان کار ارتش آمریکا نبود چرا که حضور آنها در عراق حدود هشت سال طول کشید و بسیاری اعتقاد داشتند آمریکا با گرفتار شدن در باتلاق عراق، پیروز این جنگ نبوده است اما چرا آمریکا و متحدانش به عراق حمله کردند؟
بوش و اعلام پیروزی روی عرشه ناو آبراهام لینکلن
آمریکا که دو سال پیش و بهدنبال حملات 11 سپتامبر 2001 پایش به افغانستان برای مبارزه با تروریسم باز شده بود، با وجود جنگ با نیروهای طالبان و القاعده در این کشور تصمیم گرفت در جبهۀ دیگری هم وارد جنگ شود. با وجود جنگ در افغانستان، جرج بوش برای حملۀ به عراق دو دلیل مهم داشت؛ ظن به ارتباط صدام حسین با القاعده (دشمن اصلی در پروندۀ 11 سپتامبر) و اطمینان از نابود کردن سلاحهای کشتار جمعی براساس توافق 1991.
ظن ارتباط صدام با القاعده
به دنبال حملات 11 سپتامبر، جرج بوش به طالبان هشدار داد اعضای گروه تروریستی القاعده را از افغانستان به آمریکا تحویل دهد اما طالبان امتناع کرد و آمریکا در اکتبر 2001 تصمیم به حمله به افغانستان گرفت. آمریکا قصد داشت گروه القاعده را نابود کند و در نتیجه دشمن حامیان و پشتیبانان این گروه نیز بود.
در آمریکا این فرضیه وجود داشت که دولت صدام یکی از پشتیبانان القاعده است. پل وولفوویتز، رئیس سابق بانک جهانی که او را معمار جنگ آمریکا و عراق میدانند، در پنتاگون واحدی به نام «دفتر طرحهای ویژه» ایجاد کرد. دونالد رامسفلد، وزیر دفاع وقت آمریکا نیز به این گروه مأموریت داد تا اطلاعات لازم در زمینۀ همکاری دولت عراق و القاعده فراهم کنند و این اطلاعات تحویل دولت بوش شود. در واقع یکی از مشاوران پنتاگون، دفتر طرحهای ویژه برای این ایجاد شد تا وولفویتز و رئیسش رامسفلد بتوانند ادعای ارتباط نزدیک صدام با القاعده را با مدرک ثابت کنند.
اگرچه بعدها مشخص شد این فرضیه بیاساس بوده و صدام حسین پشتیبانی خاصی از القاعده نداشته است.
اولتیماتوم آخر بوش به صدام برای ترک عراق و دست کشیدن از حکومت
بهانه سلاحهای کشتار جمعی عراق
برای شروع جنگ با ارتش قدرتمند عراق اما نیاز به یک بهانه محکمتر بود و ماجرای سلاحهای کشتار جمعی عراق که بازرسیهای ویژه پیرامون آن از سال 1991 شروع شده بود، پیش کشیده شد. مبارزه با سلاحهای کشتار جمعی، اصلیترین دلیل حمله بوش به عراق بود.
برنامه سلاحهای شیمیایی، بیولوژیک و اتمی
عراقِ صدام حسین واقعاً برنامههای فعال سلاحهای شیمیایی، بیولوژیک و حتی اتمی داشت. در جنگ با ایران، حکومت صدام علیه مردمان کُرد خود در شهر حلبچه از گاز خردل و اعصاب استفاده کرد و ارتش عراق در جنگ هشت ساله با ایران، بارها از گازهای سارین و تابون علیه نیروهای ایرانی نیز استفاده کرده بود. عراق روی تولید عوامل بیماریزا مثل سیاهزخم برنامه داشت. با اینحال برنامه حکومت صدام برای ساخت بمب اتمی هرگز عملیاتی نشد چرا که در سالهای 1359 نیروی هوایی ایران شدیداً به راکتور اتمی عراق در اوسیراک (تموزا) آسیب زد و یک سال بعد نیروی هوایی اسرائیل، این راکتور را به کلی نابود کرد.
راکتور اتمی نابود شده عراق پس از بمباران هوایی اسرائیل در دهه 60 خورشیدی
عراق که در سال 1986 (1364) پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) را امضا کرد، همچنان در تلاش بود تا از مواد باقیمانده بتواند سلاحهای اتمی بسازد اما کارشناسان فرانسوی غنیسازی اورانیوم که با دولت بغداد همکاری میکردند، مواد را طوری دستکاری میکردند تا برای ساخت سلاح اتمی کارساز نباشد. از طرفی اسرائیل باور داشت عراق همچنان قادر است با پلوتونیومهای باقیمانده، سلاح اتمی تولید کند. تا سال 1991 عراق پروژه خود را پیش برد اما هرگز نزدیک به ساخت بمب اتمی نشد.
پس از شکست خوردن عراق در جنگ کویت، سازمان ملل دولت عراق را مجبور کرد تا تمام سلاحهای کشتار جمعیاش را از بین ببرد. بازرسان روی نابودی هزاران تن مواد شیمیایی، موشک و تجهیزات آزمایشگاهی نظارت داشتند و تا سال 1998 یعنی اواخر دولت بیل کلینتون، تقریباً کل زیرساختهای تسلیحات کشتار جمعی عراق نابود شده بود. با وجود این صدام همکاری کاملی نشان نمیداد و بازرسان در سال 1998 عراق را ترک کردند.
از 1998 تا 2002 صدام عمداً ابهام ایجاد میکرد و در مورد داشتن چنین تسلیحاتی بلوف میزد تا در برابر ایران و اسرائیل بتواند بازدارندگی نشان دهد و اقتدارش در داخل را ثابت کند. این در حالی است که او بعد از 1991 اکثر برنامههای فعال را بدون اعلام عمومی متوقف کرده بود.
چرا آمریکا هنوز عقیده داشت عراق دارای سلاح کشتار جمعی است؟
دولت بوش عقیده داشت عراق هنوز هم انبارهای فعال مخفی از سلاحهای شیمیایی و بیولوژیک دارد، پرونده اتمیاش را رها نکرده است، موشکهایی برای حمل این تسلیحات دارد و علاوهبراین قصد دارد این سلاحها را در اختیار تروریستهای القاعده قرار دهد. دولت تونی بلر در بریتانیا حتی عقیده داشت چنین سلاحهایی فقط در عرض 45 دقیقه آماده میشوند! دولت فرانسه هم باور داشت عراق مقادیر زیادی از عوامل سیاهزخم و بوتولیسم در اختیار دارد.
هانس بلیکس، سرپرست بازرسان سازمان ملل در ژانویه 2003 گفته بود شک دارد عراق واقعاً به خلع سلاح واقعی تن دهد و سند قانعکنندهای مبنی بر نابودی 8500 لیتر عامل سیاهزخم که وجودشان ثابت شده بود، وجود ندارد. این موضوع دیگری بود که آمریکا را نسبت به فرضیهاش ثابتقدم نگه میداشت.
این ادعاها اولین بار از سوی کالین پاول در شورای امنیت سازمان ملل سال 2003 مطرح شد اما گذر زمان نشان داد بخش عمده این اطلاعات، غلط یا اغراقآمیز بوده است و عراق انبار مخفی بزرگی از تسلیحات کشتار جمعی در اختیار ندارد.
کالین پاول در جلسه شورای امنیت و نمایش دادن یک ویال از نمونه ماده شیمیایی سمی که ادعا شده بود در آزمایشگاههای عراق تولید شده است
در واقع جنگ آمریکا و عراق براساس منابع ضعیف اطلاعاتی و بعضاً ساختگی دولت بوش شروع شد و اطلاعاتی که تهدید را اغراقآمیزتر نشان دهد، جرقه جنگ را زد. آمریکا بعدها معترف شد که دستگاههای اطلاعاتی دچار یک شکست تحلیلی بزرگ شده است.
به عبارت سادهتر، عراق در دهه 1980 میلادی واقعاً سلاحهای کشتار جمعی در اختیار داشت اما پس از بازرسیهای سازمان ملل، آنها را در طول دهه 90 نابود کرد. با وجود این آمریکا با اطلاعات اغراق شده، همین موضوع را بهانه قرار داد و به عراق حمله کرد.
چرا آمریکا دچار خطای اطلاعاتی شد؟
دو عراقی تبعیدی نقش زیادی در دادن اطلاعات غلط به سرویسهای اطلاعاتی آمریکا داشتند؛ احمد چلبی و رافد احمد علوان. چلبی یک سیاستمدار مخالف صدام و ساکن آمریکا بود که ارتباط عمیقی با پنتاگون و دولت محافظهکار بوش داشت.
او شبکهای از منابع ساختگی ایجاد کرد تا روایتهایی در رابطه با انبارهای مخفی سلاح شیمایی، آزمایشگاههای سیار تولید سلاح بیولوژیک، برنامه مخفی اتمی و ارتباط صدام با القاعده را مطرح کند. این اطلاعات بدون راستیآزمایی در اختیار پنتاگون قرار میگرفت اما CIA به شدت نسبت به این منابع مشکوک بود و هشدار داد که این اطلاعات در بهترین حالت بزرگنماییشده هستند.
احمد علوان با نام مستعار (Curveball) که به سرویس اطلاعاتی آلمان پناهنده شده بود نیز مدعی بود عراق کارخانههای سیار بیولوژیک دارد که CIA آن را پذیرفت و در نهایت همین ادعا، منبع صحبت کالین پال در سازمان ملل شد. پال مدعی بود عراق با لولههای آلومینیومی در تلاش برای غنیسازی اورانیوم است اما با وجود رد این فرضیهها از قبل، روی آنها پافشاری شد.
در حقیقت منابع چلبی و Curveball قابل اتکا نبودند، آمریکا جاسوس خاصی در عراق نداشت و منابع اطلاعاتی فقط شواهد تأییدکننده را دیدند. گزارشهای رسمی کمیسیون 2005 و کمیته سنا در 2004 شروع جنگ عراق را یکی از بزرگترین شکستهای اطلاعاتی تاریخ آمریکا نامیدند.
شروع جنگ آمریکا و عراق، تایملاین جنگ و نتایج آن
در نهایت آمریکا بدون اعتنا به قطعنامه 1441 شورای امنیت که فقط تهدید به اقدام نظامی میکرد، به عراق یورش برد. هدف آمریکا از این جنگ خلع عراق از سلاحهای کشتار جمعی، قطع ارتباط با شبکههای تروریسم و آزادی مردم عراق بود. با وجود این، برخی مدعی هستند اینها صرفاً بهانههایی سطحیاند و دولت بوش از قبل تصمیم داشت بنا به دلایل ژئوپلیتیک، نفت، پشتیبانی از اسرائیل و دموکراتیکتر کردن خاورمیانه دست به تغییر رژیم در عراق بزند.
پیوستن بریتانیا و لهستان به ائتلاف
دولت بلر در بریتانیا برای حفظ جایگاه جهانی و قدرت سنتی لندن در عرصه سیاست، خودش را به واشنگتن گره زد تا با یک اتحاد مستحکم، بر تصمیمات آمریکا نیز نفوذ داشته باشد. بلر در تلاش بود به جهان ثابت کند بریتانیا هنوز یک قدرت درجه یک جهانی است، نه صرفاً یک قدرت اروپایی. لهستان نیز پس از فروپاشی شوروی بابت تهدید احتمالی روسیه، تضمین میخواست و یکی از متحدان اصلی آمریکا شد. پیوستن به جنگ عراق، راهی مناسب برای اتحاد با آمریکا و ناتو برای لهستان بود و آنها امیدوار بودند در ازای حمایت نظامی بتوانند امتیازهای اقتصادی و امنیتی بگیرند. این تصمیم در راستای سیاست عمدۀ لهستان برای نزدیکی با بلوک غرب بود.
تونی بلر و جرج بوش، دو متحد واقعی
روز اول جنگ چگونه بود؟
خلاف انتظارات جنگ با بمباران گسترده شروع نشد. اول آمریکا تلاش کرد با یک حملۀ دقیق، صدام حسین و حلقه اصلی فرماندهی را همان ساعات اولیه ترور کند. ساعت 5:30 به وقت بغداد اولین موشکها به جایی شلیک شد که گمان میرفت صدام آنجا حضور دارد. چند ساعت بعد موج سنگین حملات هوایی با موشکهای کروز تاماهاوک از ناوها و زیردریاییها شلیک شد. سیستم دفاعی هوایی عراق همان موقع فلج شد و ارتش نتوانست پاسخ مناسبی دهد.
در ادامه نیروهای ائتلاف از خاک کویت وارد عراق شدند و تفنگداران دریایی آمریکا سریعاً به بصره رسیدند. خطوط دفاعی عراق در جنوب، مقاومتی نداشت. آمریکا با ارسال پیامهای رادیویی و هشدارهای مستقیم به فرماندهان عراقی از آنها خواست تسلیم شوند. در واقع آمریکا با یک ضربه ناگهانی، برتری هوایی کامل و شوک روانی توانست در عرض سه هفته، بغداد را فتح کند.
صبح روز اول جنگ
دستگیری صدام
دولت و ارتش صدام فقط 20 هفته دوام آوردند. آمریکا حداقل دو بار تلاش کرد صدام را از طریق حملات هوایی بکشد اما موفق نشد. اگرچه آنها موفق شدند عدی و قصی، دو پسر صدام را به قتل برسانند. پیشتر نیز تعداد زیادی از عوامل دولت و ارتش صدام نیز کشته یا دستگیر شده بودند. یک سال و سه ماه پس از شروع جنگ، صدام حسین در عملیات سپیدهدم سرخ در یک پناهگاه زیرزمینی در نزدیکی زادگاهش در تکریت دستگیر شد و او را به دولت موقت عراق به رهبری پل برمر تحویل دادند.
سربازان آمریکایی و کشف محل اختفای صدام
پل برمر، رئیس حکومت ائتلاف موقت عراق دستور ممنوعیت اعضای حزب بعث در دولت جدید را ابلاغ کرد و این دستور باعث شد حدود 100 هزار عراقی بیکار شوند. در این میان 40 هزار معلم صرفاً برای حفظ شغلشان عضو حزب بعث شده بودند.
با دستگیری صدام و سرکوب اولیه گروههای شورشی این حس وجود داشت که ائتلاف به رهبری آمریکا پیروز شده است.
انتقال صدام به دادگاه در سال 2004
خلأ قدرت و گسترش گروههای شورشی
ورود گروهکهای افراطی سنی مذهب به عراق مثل القاعده که توسط ابومصعب الزرقاوی هدایت میشد، ناآرامیها را در عراق گسترش میداد. در اثر بمبگذاری این گروهکهای تندرو، صدها پلیس و شهروند عراق کشته شدند. از طرف دیگر گروه شبهنظامی جیشالمهدی به رهبری مقتدی صدر، روحانی جوان شیعه حملاتی علیه نیروهای ائتلاف انجام میداد.
تصویر مقتدی صدر در دست حامیانش
در تابستان 2004 حکومت موقت ائتلاف پایان یافت تا دولت موقت عراق از میان همه اقوام و مذاهب با نخستوزیران کوتاهمدت بتواند کشور را اداره کند. در همین حال نیروهای ائتلاف برای قتل مقتدی صدر و نابودی جیشالمهدی به نجف لشکر کشیدند و با مقاومت این شبهنظامیان، جنگ پیرامون اماکن مقدس شیعیان یک ماه طول کشید. نیروهای ائتلاف موفق به کشتن مقتدی صدر نشدند و با فرسایشی شدن نبرد و رایزنی سیاستمداران شیعه، توافقاتی بین دو طرف در نجف منعقد شد.
نیروهای ائتلاف در زمستان 2004 به شبهنظامیان سنی حمله کردند و بازهم در شهر فلوجه یک نبرد سنگین شکل گرفت و پس از 46 روز جنگ، نیروهای ائتلاف پیروز شدند. پس از مرگ 95 سرباز آمریکایی، 1350 شورشی عراقی شهر فلوجه کاملاً نابود شد اما تلفات غیرنظامیان کم بود چون پیش از نبرد از شهر خارج شده بودند.
تصویری آخرالزمانی از شهر ویرانشدۀ فلوجه
انتخابات، جنگ مذهبی و قانون اساسی
در آوریل 2005، انتخاباتی برگزار شد تا پیشنویس قانون اساسی آماده شود؛ انتخاباتی که خلاف تحریم سنیها با استقبال شیعیان و کردها مواجه شد. با اینحال فضا برای گذار دموکراتیک آماده نبود چون در مه 2005 خونینترین ماه عراق از زمان حمله آمریکا رقم خورد تا امیدهای آمریکا برای خروج زودهنگام نقشبرآب شود.
بمبگذاران انتحاری از میان اعراب سنی عراقی، سوری و سعودی کل کشور را ناامن کردند و هدفشان تجمعات شیعیان یا غیرنظامیان بود. در نتیجۀ این خشونتها بیش از 700 غیرنظامی عراقی و 79 سرباز آمریکایی کشته شدند. در اکتبر 2005، قانون اساسی عراق تصویب شد و مقرر شد کشور به شکل فدرالی و با استانهای خودمختار اداره شود.
در سال 2006، انفجار حرم عسکریین، اماکن مقدس شیعیان در شهر سنینشین سامرا به آتش خشونتها دامن زد. با وجود اینکه این انفجار تلفات جانی نداشت اما باعث تخریب ساختمان حرم شد. برخی بر این باور بودند سنیهای القاعده دست به این اقدام زدهاند. یک روز بعد، جنازه بیش از 100 سنی مذهب که به ضرب گلوله کشته شده بودند، پیدا شد. این کشتار به جیشالمهدی بابت تلافی تخریب حرمین عسکریین نسبت داده شد.
انفجار حرم امام هادی در سامرا
در تابستان 2006، ابومصعب الزرقاوی، رهبر القاعده عراق به دست نیروهای آمریکایی کشته شد. دولت عراق نیز در بهار به قدرت رسید و نوری المالکی شیعه، نخستوزیر عراق شد.
تصویر کشته شدن تروریست ابومصعب الزرقاوی در دست سرباز آمریکایی
اعدام صدام
در روز ماقبل پایانی سال 2006 (زمستان 1385) صدام حسین، رئیسجمهور سابق عراق به اتهام جنایت علیه بشریت از جمله کشتار 148 تن از مردم دجیل در سال 1361 مجرم شناخته و به دار مجازات آویخته شد. هنگام محاکمه وقتی قاضی از صدام خواست خودش را معرفی کند، او خود را رئیسجمهور عراق معرفی کرد و این را یک حقیقت غیرقابلانکار دانست. پس از صدور حکم اعدام نیز صدام از دادگاه خواست او را تیرباران کنند چون قانون اعدام یک ارتشی تیرباران است اما دادگاه خواسته او را نپذیرفت.
ساعت 6 صبح 9 دی 1385 و در روز عید قربان، صدام در اردوگاه عدالت کاظمین عراق به دار آویخته شد. او که دو روز پیش از اعدامش با انتشار بیانیهای از طریق وبسایت حزب بعث مردم عراق را به اتحاد دعوت کرده بود، در محل اعدام آخرین سخنانش را اینگونه گفت:
مرگ بر اشغالگران. من یک مبارز هستم و ترسی ندارم. تمام عمرم مشغول جهاد و مبارزه با اشغال بودهام. کسی که در این راه قدم گذاشته هیچ ترسی ندارد. ملت پیروز است و فلسطین عربی است.
پایان دیکتاتور
جسد صدام یک روز بعد با یک هلیکوپتر نظامی آمریکایی به تکریت فرستاده شد و در سه کیلومتری محل دفن پسرانش به خاک سپرده شد. سالها بعد و با هجوم داعش به عراق، مقبره او ویران و نبش قبر شد.
تشییع جنازه نمادین صدام در میان هواداران فلسطینیاش
تلاش آمریکا برای برقراری امنیت و خروج
در سال 2007، آمریکا 30 هزار نیروی اضافه به عراق فرستاد تا امنیت بغداد و مناطق حساس را تأمین کند. این اقدام تا حدی باعث کنترل خشونت تا سال 2009 شد اما ثبات پایداری ایجاد نکرد. بهدنبال همکاری قبایل سنی با آمریکا، القاعده به شدت ضعیف شد اما بقایای آنها بعدها داعش را تشکیل دادند. در سال 2008، آمریکا با دولت عراق توافق کرد تا در پایان سال 2011، تمام نیروهای آمریکایی از خاک عراق خارج شوند.
باراک اوباما تأیید کرد مأموریت جنگی نیروهای مسلح آمریکا در عراق در 31 اوت 2010 پایان مییابد اما یک نیروی انتقالی به شمار 50 هزار نفر تا پایان سال 2011 در عراق خواهند بود تا نیروهای عراقی را آموزش دهند و عملیات ضد تروریستی را هدایت کنند. جنگ عراق 8 سال و 8 ماه و 28 روز به طول انجامید.
توافق اوباما و نوری المالکی برای خروج نیروهای آمریکایی از عراق
پیامدهای جنگ عراق
ائتلاف در ظاهر موفق به سرنگونی دولت صدام حسین شد اما شورشها، ظهور گروههای تروریستی و بروز جنگهای داخلی باعث شد بحرانهای انسانی، نقض فاحش حقوق بشر، کشتار غیرنظامیان و آوارگی بسیاری رقم بخورد. اقتصاد عراق شدیداً ضربه خورد و بعداً گروههای تکفیری مثل داعش تشکیل شدند تا عراق سالهای بسیاری را در سایۀ ناامنی طی کند.
آمریکا که بیش از 300 هزار نیرو به عراق ارسال کرده بود، با تلفات بیش از چهار هزار نفر روبهروشد اما آمار در خصوص تلفات عراقی بسیار متغیر است. منابع مختلف از کشته شدن حدود 300 هزار نفر نظامی (از نیروهای نظامی عراق گرفته تا شورشیان و شبهنظامیها) و غیرنظامی عراقی در این جنگ خبر میدهند اما آمارهای نهادهای مختلف بسیار متغیر است.
سازمان ملل در سال 2007 گزارش داد حدود 40% از مردم طبقه متوسط عراق فرار کردهاند و به کشورهای دیگر پناهنده شدهاند. هزینه مالی جنگ برای آمریکا حدود 1.7 تریلیون دلار تخمین زده شده است و در عراق مشکلات انسانی گستردهای رقم خورد. 28% کودکان عراقی تا سال 2007 دچار سوءتغذیه بودند. حدود 60 تا 70 درصد کودکان عراقی دچار مشکلات روانی شدند و در پی کمبود آب، وبا شیوع یافت.
چهره جنگ
نتایج لشکرکشی آمریکا به عراق
1. شاید آمریکا توانست از لحاظ نظامی پیروز شود اما این یک پیروزی نظامی کوتاهمدت همراه با شکست راهبردی دراز مدت بود. درست است که رژیم صدام سریعاً سقوط کرد اما پلیس، ارتش و ساختار حکومت عملاً از بین رفتند و خلأ قدرت باعث بروز ناامنی گسترده و شورشهای خشونتبار شد.
2. انسجام ملی عراق از بین رفت و با درگیریهای میان شیعیان و سنیها شکافهای قومی و مذهبی شدت یافت. ضمن اینکه تروریسم سازمانی در این بیثباتی رشد کرد؛ القاعده ظهور کرد و بعدها با تبدیل شدن به داعش، نهتنها عراق بلکه کل منطقه را سالها دچار ناامنی و بیثباتی کرد.
3. با صدها هزار کشته، میلیونها آواره، نابودی زیرساختها و اقتصاد، کیفیت زندگی در عراق به پایینترین حد ممکن رسید و این نتیجۀ ملموس جنگ برای قشر متوسط بود.
4. دموکراسی صادراتی بوش شکست خورد چون نهتنها عراق به ثبات نرسید بلکه فساد و ناکارآمدی ادامه یافت و عراق هنوز هم نتوانسته به کشوری پیشرو در منطقه تبدیل شود.
5. اعتبار آمریکا از نظر سیاسی، اطلاعاتی و اخلاقی در سطح جهانی خدشهدار شد. سرنگونی صدام هدفی بود که محقق شد اما آمریکاییها پیشبینی نمیکردند با چنین بحرانهایی در عراق مواجه شوند.