وقتی «هیچ نشانه‌ای نیست»، باید نگران بود

مرور تیترهای ۲۴ ساعت پیش از حمله اسرائیل به جمهوری اسلامی ایران، بیش از آن‌که روایتگر واقعیت میدانی باشد، تصویری از یک الگوی تکرارشونده در سیاست و جنگ را نشان می‌دهد. مجموعه‌ای از پیام‌های آرام‌کننده، اظهارات دوپهلو و انکارهای رسمی که همگی در یک جهت عمل می‌کنند: کاهش ادراک ریسک.

«نمی‌خواهم درگیر شوم»، «به توافق نزدیک هستیم»، «نشانه‌ای از حمله قریب‌الوقوع وجود ندارد»؛ این‌ها جملاتی هستند که نه برای اطلاع‌رسانی، بلکه برای مدیریت انتظارات افکار عمومی و بازارها به کار می‌روند. تجربه نشان داده در آستانه بسیاری از درگیری‌های بزرگ، دقیقاً چنین فضایی ساخته می‌شود؛ فضایی که آرامش آن، بیش از حد طبیعی است.

جنگ ۱۲روزه نیز از همین الگو پیروی کرد. پیش از آغاز درگیری، تهدیدها کوچک‌نمایی شد، منابع رسمی از نبود خطر فوری سخن گفتند و پیام‌های سیاسی متناقض، تشخیص واقعیت را دشوار کرد. نتیجه، شوکی بود که بسیاری را غافلگیر کرد؛ نه به این دلیل که نشانه‌ای وجود نداشت، بلکه چون نشانه‌ها به‌درستی خوانده نشدند.

در سیاست بین‌الملل، مخصوصاً در شرایط پیش‌درگیری، آنچه گفته می‌شود الزاماً بازتاب آنچه قرار است رخ دهد نیست. گاهی «نبود نشانه» خود مهم‌ترین نشانه است. برای تحلیل‌گران، فعالان اقتصادی و حتی افکار عمومی، این یک درس تکرارشونده است: وقتی همه‌چیز بیش از حد آرام توصیف می‌شود، زمان احتیاط فرا رسیده است.