سروده‌ای با الهام از زبان پارسی باستان (عصر هخامنشی)

کاری از Epic Music (@EpicIranianMusic)

این اثر، تلاشی هنرمندانه برای شنیدنِ دوباره‌ی نجوای تاریخ است. شعری که با استفاده از واژگان و ساختارِ زبانِ هخامنشیان بازسازی شده تا درد، اندوه و امیدِ سرزمینی کهن را فریاد بزند.

اگرچه دایره واژگانِ به جا مانده از کتیبه‌های آن دوران محدود است، اما در اینجا سعی شده با پیوند دادن کلمات اصیل و بازسازی ریشه‌های زبانی، پلی میانِ شکوهِ گذشته و دردهای امروز زده شود.

این نوایی است برای «ایران»، به یادِ خون‌هایی که برای آبادی و آزادی ریخته شد و امیدی که هرگز نمی‌میرد.

‌ای سرزمین آریا! چه دروغ و بدی بر قلب توست؟

هنگامی که نام تو می‌آید، قلب من می‌گرید.

از این زمانه، سهم ما غم بود.

از این زمانه، قلب من تا ابد دردمند است.

ای سرزمین آریا! چه بلایی بر سرت آمد؟

تو مانند من، قلبی پر از اندوه داری

که خواب خوش به چشم من نمی‌آید.

تو سرگذشتی تلخ و مبهم داری.

 

ای سرزمین آریا! به‌خاطر تو می‌میرم.

مباد پس از این، غم تو را ببینم.

جان مرا بگیر، ای جان!

مبادا درد و ماتم تو را ببینم.

 

مردمان عاشقی که جان دادند.

به شوق دیدن کمی آزادی.

چه سینه‌هایی که با آتش سوخت و خانه‌هایی...

که ویران شد به‌خاطر آبادی.

تیر عشق را از پا نمی‌اندازد.

به عشق تو هزار بار می‌میریم.

اگرچه رود خون آنگاه جاری شود

به شوق تو، دوباره جان می‌گیریم.

 

ای سرزمین آریا! به‌خاطر تو می‌میرم.

مباد پس از این، غم تو را ببینم.

جان مرا بگیر، ای جان!

مبادا درد و ماتم تو را ببینم.

دانلود و پخش آنلاین آهنگ ای سرزمین آریا