دیروز شاهد یکی از آن بازیهایی بودیم که برای سالها در خاطره هواداران فوتبال انگلیس خواهد ماند. تقابل منچسترسیتی و لیورپول همیشه فراتر از سه امتیاز است؛ این نبرد ایدئولوژیها، نبردی بین فلسفه مالکیت توپ پپ گواردیولا و شور انقلابی آرنه اشلوت است. این بار، پیروزی در نهایت با یک چرخش داستانی به سود سیتی رقم خورد که خود شاهدی بر قدرت ذهنی و تاکتیکی آنها بود.
۱. مرور اجمالی: نمایش پویایی از فوتبال سطح بالا
اگر بخواهیم بازی دیروز را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم: بازیای بود که در آن هر دو تیم برای دقایقی مالک جریان بازی بودند، اما سیتی توانست برای لحظه حیاتی، برتری خود را تحمیل کند.
لیورپول با همان سبک همیشگی خود، با پرس از بالا سعی داشت خطوط پاس سیتی را قطع کند و توپ را در مناطق خطرناک پس بگیرد. اما سیتی نشان داد که در برابر تیمهای پرسکننده، انعطافپذیریاش به نقطه قوت تبدیل میشود.
۲. کالبدشکافی فنی: تاکتیکهای خوب و بد
ساختار میانی منعطف: سیتی توانست از طریق مثلثسازیهای مداوم (معمولاً با حضور رودری به عنوان لنگرگاه)، خطوط پرس لیورپول را دور بزند. پاسهای کوتاه و سریع در یک سوم میانی، لیورپول را وادار به دویدنهای بیهوده کرد.
استفاده از نیمفضاها (Half-Spaces): وینگرهای سیتی (چه سمنیو، چه مرموش) دائماً بین خطوط دفاعی و میانی لیورپول فعال بودند. این امر باعث شد مدافعان کناری لیورپول مجبور به خروج از منطقه امن خود شوند و فضا برای نفوذهای بعدی فراهم گردد.
قدرت تمامکنندگی (Halland Effect): بدون شک، توانایی ماتئوس نونز در حفظ توپ و کسب پنالتی در لحظات پایانی، مهمترین عامل برتری بود. این نشان میدهد که حتی اگر تاکتیک اصلی کار نکند، داشتن یک مدافع کناری نفوذ کننده، برگ برنده است.
آسیبپذیری در برابر ضدحملات سرعتی: زمانی که لیورپول توانست توپ را در منطقهای بالا پس بگیرد و با یک پاس عمقی سریع دفاع سیتی را بشکند، لایهی میانی سیتی (خصوصاً در غیاب یک هافبک دفاعی کاملاً متمرکز) کند به نظر میرسید.
نقاط قوت تاکتیکی:
شروعهای انفجاری: لیورپول مانند همیشه بازی را با شدت بالایی آغاز کرد. پرس شدید در ۲۰ دقیقه اول باعث شد سیتی برای خروج از دفاع خود دچار استرس شود.
استفاده از نوار کناری (آیت نوری/ سوبوسلای): در لحظاتی که توپ به جناحین میرسید، سرعت و توانایی آنها در ارسال سانترهای دقیق (یا در صورت تغییر تاکتیک، نفوذ مستقیم) خط دفاعی سیتی را به دردسر انداخت.
نقاط ضعف تاکتیکی:
عدم حفظ شدت پرس: بزرگترین مشکل لیورپول در این بازی، ناتوانی در حفظ شدت پرس در طول ۹۰ دقیقه بود. پس از دقیقه ۶۰، زمانی که بازیکنان لیورپول کمی خسته شدند، سیتی به راحتی کنترل بازی را در دست گرفت.
جایگیری ضعیف در مقابل توپهای بلند: پنالتی دقیقه ۹۲ نشان داد که در لحظات پایانی بازی، تمرکز دفاعی آنها نسبت به بازی با توپزنی طولانیمدت سیتی شکننده بود.
۳. نکات پنهان و اختصاصی: چه چیزی در آمار گم شده بود؟
دو نکته کلیدی وجود داشت که در آمار عمومی شاید کمتر دیده شود:
تغییر فرمیشن سیتی (در دقیقه ۶۱): گواردیولا احتمالاً با دیدن خستگی در خط هافبک لیورپول، با یک جابجایی نامحسوس، تیم را از یک ساختار ۴-۳-۳ به یک ساختار ۴-۲-۳-۱ متمایل کرد تا دو هافبک هجومیتر (مانند چرکی و سیلوا) پشت سر هالند آزادتر عمل کنند. این تغییر، کلید باز شدن قفل بازی بود.
مقاومت روانی لیورپول در برابر تعویضها: در حالی که تعویضهای اشلوت قرار بود انرژی تازهای به تیم تزریق کند، به نظر میرسید که بازیکنان جدید نتوانستند به سرعت با ریتم بازی هماهنگ شوند و این وقفه کوتاه، فرصت تنفس لازم برای سیتی را فراهم کرد.
۴. جمعبندی: سیتی، استاد تنظیم ریتم
در نهایت، پیروزی سیتی یک پیروزی تاکتیکی بود که با روحیه و فردیت (پنالتی دقیقه ۹۲) تکمیل شد. این بازی نشان داد که در فوتبال سطح اول، تیمی که بتواند ریتم بازی را به نفع خود تنظیم کند و در لحظات بحرانی، سیستم خود را تطبیق دهد، برنده خواهد بود. لیورپول خوب بود، اما سیتی برای ۹۰ دقیقه بهتر بود.
۵. توصیه هایی برای دو تیم
لیورپول هم اکنون در رده ششم لیگ جزیره قرار دارد و اگر با این ریتم به بازی در لیگ ادامه دهد بدون شک از کسب سهمیه لیگ قهرمانان و حضور در تاپ فور باز خواهد ماند. خرید هایی که لیورپول در پیش فصل انجام داد به طرز عجیبی ضعیف ظاهر شدند؛جرمی فریمپونگ دیگر مثل زمان حضور در لورکوزن نمی تواند پاس گل دهد و نفوذ های سرعتی انجام دهد البته حضور محمد صلاح به عنوان وینگر همه کاره در سمت راست نیز بر عملکرد وی تاثیر گذاشته است.میلوش کرکز به هیچ وجه نتوانسته در حد رابرتسون در فصول گذشته ظاهر شود و توانایی او در سانتر ها به شدت کم است. فلورین ویرتز به هیچ وجه در ارسال پاس های کلیدی و خط شکن با دقت ظاهر نمی شود و برای رسیدن به بازیکنانی در سطح دیبروینه و پدری خیلی فاصله دارد. با این حال لیورپول یک نقطه قوت در این فصل دارد و آن هم عملکرد بی نظیر سوبوسلای می باشد که آچارفرانسه لیورپول بوده و اگر از اخراجش در ثانیه های پایانی صرف نظر کنیم عملکرد بسیار خوبی چه در این بازی و چه در بازی های گذشته داشته است. در آن سوی میدان پپ توسط استون ویلا و یونایتد تهدید می شود، علی الخصوص با عملکرد خوب یونایتد با کریک احتمال پیشی گرفتن آنها از سیتی و استون ویلا وجود داد، پپ سعی کرده که از مرموش به عنوان یک وینگر استفاده کند در صورتی که مرموش به عنوان تک مهاجم عملکرد بی نظیری دارد نه به عنوان یک وینگر. همچنین اعتماد بیش از حد پپ به خوسانوف می تواند بلای جان او باشد، خوسانوفی که بارها تحت پرسینگ شدید لیورپول پاس اشتباه داد و باعث تهدید شدن دروازه دوناروما شد.در کل به نظر می رسد بازگشت برنده توپ طلای ۲۰۲۴ به ترکیب سیتی می تواند تحول عظیمی در خط هافبک و توانایی قطع توپ این تیم ایجاد کند...


