این چند ساله سریال‌های زیادی درباره‌ی روان‌شناسی و تراپی ساخته شده، ولی Shrinking یه جور دیگه وارد این فضا می‌شه؛ صمیمی‌تر، خودمونی‌تر و بدون ادا. یه کمدی-درام از Apple TV+ که با یه نگاه انسانی و شوخ‌طبع، می‌ره سراغ چیزایی مثل سوگ، رابطه‌ها و خودِ درمان؛ بدون این‌که بخواد نسخه بپیچه یا شعار بده.

بعد از تمام شدن Shrinking، یه حس عجیبی داشتم. از اون حس‌ها که نه خیلی شاده، نه غمگین؛ بیشتر شبیه وقتی که با یکی حرف زدی که واقعاً حالت رو فهمیده. سریال تموم شده بود، ولی انگار هنوز صداش توی ذهنم می‌چرخید.

روان درمانی یا همون Shrinking درباره‌ی یه روان‌درمانگر به اسم جیمی هستش که خودش به‌شدت حالش بده. جیمی همسرش رو از دست داده، رابطه‌ش با دخترش افتضاحه و دیگه اون فاصله‌ی حرفه‌ای همیشگی بین خودش و مراجع‌هاش براش معنا نداره. یه جایی تصمیم می‌گیره همه‌چیز رو بی‌پرده بگه؛ هم به خودش، هم به بقیه. و از همون‌جا، داستانی شروع می‌شه که هم می‌خندونتت، هم یه جاهایی یواشکی چشمات رو خیس می کنه.

کاراکترهایی که زنده‌ان

چیزی که خیلی زود جذبم کرد، کاراکترها بودن. نه به‌خاطر این‌که خاص یا عجیب‌غریبن، بلکه دقیقاً چون خیلی واقعی‌ان. آدم‌هایی که اشتباه می‌کنن، بعضی وقت‌ها حرف اشتباه می‌زنن، بعضی وقت‌ها نیت خوبی دارن ولی نتیجه خراب می‌شه. جیسن سیگل توی نقش جیمی، فوق‌العاده‌ست؛ انگار اصلاً بازی نمی‌کنه، فقط هست. هریسون فورد هم توی نقشی که شاید انتظارش رو نداشتم، یکی از دوست‌داشتنی‌ترین شخصیت‌های سریال رو ساخته: درمانگری خشک، کم‌حرف، ولی عمیقاً انسانی.

هریسون فورد در Shrinking، کولاک کرده

دانستنی‌های روان‌شناسی، بی‌ادعا و کاربردی

سریال Shrinking که الان فصل سومش در حال پخشه پر از موقعیت‌های تراپیه؛ اما نه از اون مدل‌های شعاری یا آموزشی. بیشتر شبیه تکه‌هایی از زندگیه که اتفاقاً توی اتاق درمان می‌افته. چیزهایی از روان‌شناسی یاد می‌گیری، ولی بی‌اینکه حس کنی کسی داره بهت درس می‌ده. شاید مهم‌ترینش اینه که مدام یادت می‌اندازه: درمانگر هم آدمه، آسیب‌پذیره و همیشه جواب درست رو نداره.

از اون سریال‌هاست که موضوعات سنگینی مثل سوگ، افسردگی و تنهایی رو می‌کشه وسط، ولی نمی‌ذاره خفه‌کننده بشه. طنزش به‌جا و انسانی‌ه. نه برای فرار از درد، بلکه برای تحمل‌پذیرتر کردنش.

حال خوب‌کنِ واقعی

خیلی دوست داشتم که هر قسمت مختصر و مفیده. چیزی اضافه نیست، چیزی هم عجولانه رد نمی‌شه. و مهم‌تر از همه، حال خوبی که می‌ده واقعی‌ه. نه از جنس «همه‌چی درست می‌شه»، بلکه از جنس «می‌شه با این حالِ بد هم ادامه داد».

شنیدنی‌ها در مورد Shrinking

گبی و لیز هر کدوم در جای خودشون، به شدت واقعی و دوست داشتنی هستن

نمرات و بازخوردها

بعد از تموم شدنش، رفتم نمره‌ها و نظرها رو نگاه کردم. منتقدها هم تقریباً هم‌نظر بودن: بازیگری قوی، فیلمنامه‌ی دقیق، لحن صادقانه. ولی راستش برای من، Shrinking بیشتر از عدد و امتیاز، یه تجربه‌ی شخصی بود. یه سریال که یه مدت کوتاه کنارم نشست، گوش داد و بدون قضاوت گفت: «می‌فهمم.»

و بعضی وقت‌ها، همین کافیه.