وقتی چاره‌ای جز فروریختن نیست... دل که می‌شکند، کلمه‌ها در گلو یخ می‌زنند و بار گناهِ تمامِ ناگفته‌ها، می‌افتد به گردنِ چشم‌ها. تماشا کن؛ این لرزشِ مژه‌ها، ترجمه‌ی تمامِ دردهایی است که هیچ لغت‌نامه‌ای بلد نبود.