طرفداری | آرسنال خسته کننده؟ این برچسبی است که میکل آرتتا و بازیکنانش در بخش بزرگی از این فصل با آن دست به گریبان بودهاند؛ چرا که تماشاگران بیطرف و هواداران تیمهای رقیب از نبود هیجان در ورزشگاه امارات گلایه دارند. پل اسکولز، هافبک پیشین منچستریونایتد، حتی پا را فراتر گذاشته و مدعی شده که آرسنال میتواند خسته کنندهترین قهرمان تاریخ لیگ برتر لقب بگیرد.
البته کسی نمیتواند به اسکولز یا دیگر منتقدان بگوید که در قبال یک مسابقه فوتبال چه احساسی داشته باشند. به هر حال، زیبایی پدیدهای نسبی و سلیقهای است. آنها حق دارند چنین دیدگاهی داشته باشند و بیراه نیست اگر بگوییم مسابقات آرسنال اغلب فاقد آن ضربآهنگ رفت و برگشتی و درام پرکشش است.
اما مشکل اصلی زمانی آغاز میشود که آرسنال را مقصر این وضعیت بدانیم. استنباط منتقدان این است که آرتتا به عنوان کسی که در آکادمی لاماسیای بارسلونا پرورش یافته و سالها دستیار پپ گواردیولا بوده، آگاهانه به دنبال بازیهای بیروحی است که با یک ضربه ایستگاهی گرهگشایی شوند. صراحتاً باید گفت که این اتهامات بیاساس است. هیچکس به اندازه آرتتا مشتاق این نیست که به بوکایو ساکا اجازه داده شود در نبردهای یک در مقابل یک به مدافع چپ حریف یورش ببرد و با سرعت و مهارتش سکوها را به آتش بکشد.
آرتتا بیش از هر کسی آرزو دارد مارتین اودگارد در یک میانه زمین باز و بدون لایههای دفاعی، با نبوغ تکنیکی و پاسهای خطشکناش تماشاگران را خیره کند، یا گابریل مارتینلی با فرارهای انفجاری به پشت دفاع حریف، دروازهها را فرو بریزد. دلیل اینکه این صحنهها هر هفته تکرار نمیشوند، این است که رقبای آرسنال به شکلی کاملاً منطقی اجازه چنین فضایی را به آنها نمیدهند. تقریباً تمامی تیمهای لیگ برتری در مواجهه با توپچیها از یک الگوی تاکتیکی واحد پیروی میکنند: تجمع در نیمه دفاعی، قرار دادن تمام بازیکنان پشت توپ، بستن فضاها و در نطفه خفه کردن جریان سیال بازی.
خلاصه بازی آرسنال 3-1 بایرن مونیخ
آمارها نشان میدهند آرسنال در سه فصل گذشته، بیش از هر تیم دیگری در لیگ برتر با لایههای دفاعی فشرده و دفاع اتوبوسی حریف مواجه شده است. رقبا به سادگی جرئت نمیکنند آرسنال را در یک بازی باز به چالش بکشند. حتی منچسترسیتی پپ گواردیولا که به پرستش مالکیت توپ شهره است، از تقابل رودررو با تیم آرتتا هراس داشت. در بازی سپتامبر گذشته، سیتی با عقبنشینی کامل، تنها ۳۳ درصد مالکیت توپ را در اختیار داشت؛ که این کمترین میزان مالکیت در تمام دوران مربیگری گواردیولا محسوب میشود.
سند نهایی برای اثبات این ادعا، نمایشهای خیرهکننده آرسنال در لیگ قهرمانان این فصل است؛ جایی که آنها بیشترین گل زده را در میان تمامی تیمها دارند. در اروپا، رقبای آنها معمولاً با جسارت و رویکردی تهاجمیتر وارد زمین شدهاند و نتیجه آن برای بینندگان بیطرف، مسابقاتی جذاب بوده است. دیدارهای آرسنال برابر بایرن مونیخ و اینتر (صدرنشینان بوندسلیگا و سری آ) نمونهای بارز از یک سرگرمی ناب فوتبالی بود.
اما متأسفانه برای کسانی که خواهان بازیهای باز در لیگ برتر هستند، همین مسابقات اروپایی بهترین دلیل را به تیمهای انگلیسی داد تا در امارات اتوبوس پارک کنند. بایرن و اینتر، آرسنال را به چالش کشیدند، سعی کردند از بالا پرس کنند و از عقب زمین بازیسازی کنند، اما هر دو تیم با شکست سنگین ۳ بر ۱ زمین را ترک کردند.
پس جای تعجب نیست که تیمهایی مثل وولورهمپتون یا وستهم علاقهای به بازی باز مقابل آرتتا ندارند. به زبان ساده: رقیبان آرسنال بازی خستهکننده را ترجیح میدهند، چون میدانند یک بازی مهیج و باز، به احتمال قریب به یقین با پیروزی قاطع آرسنال همراه خواهد بود. تبحر آرسنال در ضربات ایستگاهی را نیز باید از همین زاویه دید. بخشی از دلیل گلزنیهای پیاپی آنها از روی ایستگاهیها، تعداد انبوه کرنرها و ضربات آزادی است که به خاطر دفاع بسیار عقبنشسته حریفان به دست میآورند. آنها تا پیش از بازیهای این هفته، ۱۵۳ کرنر کسب کرده بودند که تنها از آمار نیوکاسل کمتر بود.
خلاصه بازی اینتر 1-3 آرسنال
جالب اینجاست که رقیب دیرینه آنها، تاتنهام، در واقع روی ضربات ایستگاهی هجومی بهرهوری بالاتری دارد. اسپرز به ازای هر ۱۰.۵ کرنر یک گل زده، در حالی که این آمار برای آرسنال یک گل به ازای هر ۱۰.۹ کرنر است. آرسنال گلهای بیشتری از روی کرنر زده (۱۴ در مقابل ۱۲) نه چون در اجرای آنها بهتر است، بلکه چون به دلیل فشار مستمر، کرنرهای بیشتری تصاحب میکند.
استراتژی ضربات ایستگاهی آرسنال، در واقع پادزهری برای خنثی کردن دفاعهای چندلایه و خفهکننده حریفان است. اگر نتوان با بازی روی زمین از سد دفاع بتنی گذشت، باید از راه هوا اقدام کرد. همین تنوع تاکتیکی است که توضیح میدهد چرا آنها با ۶ امتیاز اختلاف در صدر جدول تکیه زدهاند.
آرسنال لزوماً به دنبال بازیهای پرهرجومرج و انتحاری (مشابه سالهای آخر ونگر یا دوران امری) نیست. آنها مانند لیورپول کلوپ، تیمی مبتنی بر انتقالهای سریع و بیمحابا نیستند؛ آرتتا کنترل مطلق بر توپ و میدان را میخواهد. اما این ادعا که او تعمداً به دنبال بازیهای ملالآور است، نشان از درک نادرست اصول بنیادین این باشگاه دارد.
برای خلق یک نمایش مهیج، نیاز به دو تیمی است که قصد حمله داشته باشند. در مسابقات آرسنال، اغلب فقط یک تیم حمله میکند. شاید خروجی کار برای بیننده ملالآور باشد، اما این نه مشکل آرسنال است و نه تقصیر آنها. ریشه این کسالت را باید در رویکرد هراسان رقبای آنها جستوجو کرد.
به قلم سم دین، خبرنگار تلگراف