✍️ محمود فخرالحاج
حوصله انتخاب تیتر برای این شکست را نداشتیم، و چقدر تکرار شدن این تیتر حالمان را بدتر می کند، در بازی و شبی که از دیدن سبک بازی استقلال مان به شدت لذت بردیم، از مالکیت توپ و میدان و از ایجاد موقعیت های خطرناک و از دو گلی که زدیم و داوری مردود اعلام کردند، از جنگیدن تا دقیقه آخر حتی پس از گلی که دریافت کردیم و در دقایق پایانی بخصوص وقت های تلف شده پایان بازی که دیگر مشخص و واضح بود که هیچ کدام از بازیکنان نای دویدن که چه عرض کنیم، حتی راه رفتن هم نداشتند و خیلی زود باید تسلیم این شکست می شدیم. هر چقدر از خوب بودن استقلال مان تا قبل از گلی که دریافت کنیم لذت برده بودیم، اما بازی خوب هیچگاه بدون گل زیبا نمی شود، بازی خوب هیچگاه بدون بردن معنی و مفهوم پیدا نمی کند، و در اصل به تیمی که خوب و زیبا بازی می کند و شکست می خورد هیچگاه آفرین نمی گویند. اینبار برعکس تمام شکست های دیگر، طور دیگری از استقلال مان حرص خوردیم، اینبار شیوه حرص خوردمان شاید برعکس تمام حرص خوردن های گذشته بود که بد بازی می کردیم و شکست می خوردیم و همه چیز را روی سر بازیکنان و سرمربی خالی می کردیم، اما اینبار شکست خوردیم اما بد بازی نکردیم، پس نمی دانیم چه بگوییم؟ خیلی دوست داریم بگوییم فدای سرتان، بازی برگشت مطمئنا این شکست را جبران خواهیم کرد و از این جور حرفها، اما واقعا نمی توانیم بگوییم، چون بازی برگشت هرگز قابل پیش بینی نیست، آن هم در زمین اردنی ها که به مراتب سخت تر و سنگین تر و دلهره آورتر از بازی امشب در امارات خواهد بود. نمی دانیم بگوییم و بنویسیم که در شبی که حق به حقدار نرسید شکست خوردیم، اما چه فایده!!! دیگر حتی از این تیترها هم خسته شده ایم، چون باورش را نداریم، چون حتی به این تیتر زدن هم التیام آور درد شکست نیست.



