طرفداری | در دی‌ماه سال ۱۳۵۵، زمانی که تیم ملی فوتبال ایران برای دیدار مقدماتی جام جهانی ۱۹۷۸ راهی ریاض شد، در ورزشگاهی برابر عربستان به میدان رفت که چمن طبیعی نداشت؛ زمینی با نوعی چمن مصنوعی شبیه به موکت که هنگام دویدن بازیکنان، از آن خاک بلند می‌شد. بازیکنان تیم ملی آن زمان می‌گفتند این زمین بیشتر از آنکه شبیه چمن مصنوعی باشد، به زمین خاکی شباهت دارد.

در همان سال‌ها ایران ورزشگاه آزادی را در اختیار داشت؛ ورزشگاهی که عربستانی‌ها، قطری‌ها و اماراتی‌ها آرزوی بازی در آن را داشتند و دوست داشتند در تهران و در این ورزشگاه مقابل ایران قرار بگیرند. علاوه بر آن، ورزشگاه‌هایی مانند امجدیه سابق، تختی تهران، باغشمال تبریز و همچنین ورزشگاه‌های اصفهان، اهواز، شیراز و مشهد نیز از نظر شرایط، وضعیت بهتری نسبت به ورزشگاه‌های عربستان و قطر داشتند.

ورزشگاه آزادی

اما امروز شرایط تغییر کرده است. حالا این ما هستیم که تمایل داریم تیم‌هایمان در ورزشگاه‌های قطر، امارات و عربستان بازی کنند. هرچند حق میزبانی از فوتبال ایران گرفته شده، اما حتی اگر میزبان هم بودیم و استقلال، سپاهان و تراکتور در شهرهای خود بازی می‌کردند، شرایط چندان مساعد نبود. استقلال ورزشگاه اختصاصی ندارد و در تبریز و اصفهان هم با وجود در اختیار داشتن بهترین ورزشگاه‌های فعلی ایران، ساختار استادیوم‌ها قدیمی و خارج از استانداردهای روز است؛ فاصله تماشاگران تا زمین مسابقه نیز در آن‌ها از بیشترین فاصله‌ها در میان استادیوم‌های فعلی دنیا محسوب می‌شود.

اکنون حتی بخشی از هواداران استقلال و دیگر تیم‌های ایرانی نیز ترجیح می‌دهند بازی‌ها در زمین‌های قطر، امارات و عربستان برگزار شود. این‌که ما دچار پسرفت شده‌ایم و آن‌ها پیشرفت کرده‌اند، ریشه در دلایل متعدد مدیریتی ورزشی و غیرورزشی دارد. تنها می‌توان هر از گاهی با یادآوری این تفاوت‌ها حسرت خورد که چه اندازه از جریان توسعه فوتبال جهان عقب مانده‌ایم.

۲۸ سال پیش، در مقدماتی جام جهانی ۱۹۹۸، خبرنگاران قطری با شگفتی در ورزشگاه آزادی حضور پیدا کرده بودند؛ زمانی که بهترین ورزشگاه قطر، خلیفه، وضعیتی شبیه امجدیه امروز داشت. در این فاصله زمانی، آن‌ها جهشی بزرگ را تجربه کرده‌اند و ما دست‌کم ۲۸ سال درجا زده‌ایم؛ روزی آن‌ها مبهوت عظمت ورزشگاه آزادی و حضور تماشاگران بودند و امروز ما حسرت داشتن تنها یکی از ۱۱ ورزشگاه مدرن دوحه را می‌خوریم.