طرفداری | نامه چندبندی پیمان حدادی خطاب به ارکان پرسپولیس، نشان از آغاز یک جراحی اجباری در بدنه تیمی دارد که طبق آمار، ضعیفترین عملکرد سالهای اخیر خود در نیم فصل دوم را ثبت کرده است. کسر ۲۰ درصد از قرارداد اعضای تیم، در کنار تفویض اختیار به سرمربی برای عبور از نامها و استفاده از پتانسیل آکادمی، واکنشی مستقیم به افت فاحش بازیکنانی است که به نظر میرسد انگیزه و توان رقابت در مسیر قهرمانی را از دست دادهاند.
نامه مدیریت باشگاه پرسپولیس خطاب به معاون ورزشی خود
در بند پنجم، مدیریت با اشاره به پتانسیل تیم امید و جوانان، عملاً از سرمربی خواسته تا در صورت تداوم نتایج فعلی، از «نامها» عبور کند. این اقدام که پس از تجربه موفق اضافه شدن امیرحسین محمودی به ترکیب اصلی رخ میدهد، اعترافی دیرهنگام به فرسودگی مهرههای فعلی پرسپولیس، بهویژه در مرکز خط هافبک است؛ جایی که پرسپولیس عملاً هیچ مهره تعیینکنندهای ندارد و با لشکری از بازیکنان مسن و بیاثر در جریان بازی، پویایی خود را از دست داده است.
هرچند این «تفویض اختیار» میتواند شائبه دخالت در امور فنی را ایجاد کند، اما سوال اصلی این است که اگر فشاری برای بازی دادن به برخی مهرههای خاص وجود نداشته، چرا مدیریت اکنون باید چنین اطمینانخاطری به سرمربی بدهد؟ به نظر میرسد باشگاه به این جمعبندی رسیده که زمان عبور از یک سری از نامها فرا رسیده، هرچند که برای این جراحی بسیار دیر شده است.

اما شاهبیت این نامه، بند پایانی آن است؛ جایی که پیمان حدادی، مدیرعامل پرسپولیس، خواستار شفافسازی فرایند نقلوانتقالات «نیمفصل» شده است. اینجا باید پرسید چرا هیچ اشارهای به فرایند نقلوانتقالات «ابتدای فصل» نمیشود؟ مگر پیمان حدادی در آن زمان رئیس هیئتمدیره نبود؟ چرا کسی پاسخ نمیدهد که چرا در تابستان، تعداد زیادی بازیکن در پستهای مشابه جذب شدند که تقریباً هیچکدام به کار تیم نیامدند؟ بهجز محمد عمری که دوران خدمت سربازیاش در ملوان تمام شد و برگشت، ۹ بازیکن جدید دیگر کدام ضعف پرسپولیس را پوشاندند؟
جالبترین بخش این استراتژی غلط، جذب پیام نیازمند بود. در حالی که پرسپولیس الکسی گندوز را به عنوان گلر اول تیم ملی الجزایر در اختیار داشت و او عملکرد خوبی هم ارائه میداد، مدیریت نیازمند را جذب کرد که در بهترین حالت، خروجی مشابه گندوز دارد. این یعنی حتی «بهترین خرید» تابستانی پرسپولیس هم برای رفع ضعفهای اصلی تیم (مثل همان خط هافبک از کار افتاده) نبود و تنها جابهجایی مهره در پستی صورت گرفت که در آن مشکل عدیدهای وجود نداشت.

اما در پسِ این اولتیماتومها، واقعیتی تلختر نهفته است؛ مدیرعامل فعلی باشگاه که حالا حکم به اصلاح و جریمه میدهد، خود از باقیماندههای روند پرایراد خصوصیسازی است که بدون هیچ سابقه ورزشی و صرفاً با تکیه بر سوابق بورسی، از سوی سازمان خصوصیسازی به این باشگاه تحمیل شد. او که ماندگاریاش در صندلی مدیریت را مدیون نقشآفرینی در واگذاری باشگاه به کنسرسیوم بانکی و نمایندگی بانک ملت است، در حالی برای فنیترین ارکان باشگاه تعیین تکلیف میکند که تنها سابقه ورزشیاش پیش از تکیه بر این صندلی، تماشای بازیهای پرسپولیس از روی سکوها بوده است؛ رزومهای که قطعاً برای مدیریت یکی از بزرگترین باشگاههای فوتبال ایران و آسیا کافی نیست و نتیجهاش، چیزی جز سردرگمی امروز نخواهد بود.
مدیریت پرسپولیس با تمرکز بر «نقل و انتقالات نیمفصل» و «لیست مصدومان»، آدرس غلطی به هواداران میدهد تا پشتِ مقصر جلوه دادن کادر فنی و بازیکنان پناه بگیرد. اما مدیرانی که امروز حکم به جریمه و اصلاح میدهند، نباید فراموش کنند که با استخدام وحید هاشمیان و حضور احساسی در بازار نقل و انتقالات تابستانی (مثل از دست دادن سردار دورسون بدون جذب جایگزین)، شانس رقابت برای قهرمانی را پیش از سوت آغاز فصل به حراج گذاشتند.
پرسپولیسِ امروز، تاوان مدیریتی را میدهد که حالا با جریمه مالی و شعارِ نمایشی «جوانگرایی»، سعی دارد روی کارنامه قبلی خود پرده بکشد؛ اقداماتی که پیمان حدادی به عنوان بخشی از بدنه تصمیمساز وقت، نمیتواند خود را از مسئولیت آن مبرا بداند.