نکات کلیدی:

گذر به پدرشدن یکی از بزرگ‌ترین تغییرات روانشناختی است که در زندگی یک مرد رخ می‌دهد. تحقیقات نشان داده که بسیاری از مردان این دوره را پیچیده، آشفته و چالش‌برانگیز می‌دانند و خیلی از مردان در طول بارداری همسر خود، احساسات دوگانه و متناقضی (مثل خوشحالی در کنار ترس و تردید) را ابراز می‌کنند.

شاید یکی از دلایل این احساسات این باشد که در سال‌های اخیر، از پدران انتظار می‌رود نسبت به نسل‌های قبل، با نوزاد و کودکان خود ارتباط عملی و صمیمی‌تری داشته باشند. یا شاید هم اشتباه می‌کنم. شاید خودشان همیشه می‌خواستند اینقدر فعال و صمیمی باشند - معلوم نیست کدامیک زودتر بوده، آیا انتظار جامعه تغییر کرده یا خواست درونی خود مردها، یا شاید هر دو همزمان دست به دست هم داده‌اند.

و مسلماً، مفهوم پدرشدن همیشه در حال تغییر است و هر بار بر اساس نیازها و خواسته‌های پدرها و مادرها و همچنین هنجارهای اجتماعی و فرهنگی، شکلی تازه به خود می‌گیرد. تحقیقات در این زمینه هم جذاب است... و هم نگران‌کننده.

اول، بیایید نگاهی به تأثیرات هورمونی بیندازیم، درست همانطور که برای مادرشدن به آنها نگاه می‌شود: یک مطالعه نشان می‌دهد که پدران سطح استروژن (هورمون زنانه) بالاتری نسبت به سایر مردان دارند. این تحقیق نشان می‌دهد که مردان هم‌گام با همسر باردار خود، دستخوش تغییرات هورمونی قابل توجهی می‌شوند و این تغییرات به احتمال زیاد با بارداری همسرشان آغاز می‌گردد. افزایش این هورمون از ۳۰ روز قبل از تولد نوزاد شروع شده و تا ۱۲ هفته پس از آن ادامه داشته است.

اگرچه استروژن بیشتر به عنوان هورمون جنسی زنانه شناخته می‌شود، اما در مردان هم به مقدار کم وجود دارد. مطالعات حیوانی نشان می‌دهد که استروژن می‌تواند رفتارهای پرورشی و مراقبتی را در جنس نر القا کند. بنابراین، به نظر می‌رسد که همانطور که بدن زن برای مادری آماده می‌شود، بدن مرد هم او را برای پدرشدن آماده می‌کند. 

و در مورد جنبه‌های روانشناختی گذر به پدرشدن: در یک مطالعه، با مردان در هفته‌های ۳۸ و ۳۹ بارداری همسرشان مصاحبه شد و مشخص گردید که آن‌ها هنگام فکر کردن به پدرشدن، احساس ناکافی بودن و ناتوانی می‌کردند؛ احساس می‌کردند کنار گذاشته شده‌اند و همچنین احساس افزایش مسئولیت می‌کردند. 

در مطالعه دیگری برخی مردان گفتند که قبل از تولد اولین فرزندشان، اضطراب، ترس و عدم اطمینان شدیدی را تجربه کرده‌اند. در این مطالعه، مردان اظهار داشتند که دوران بارداری همسرانشان را دوره‌ای پرتلاطم برای خود می‌دانستند. آن‌ها احساس می‌کردند بى‌تجربه هستند و برای ایفای نقش پدری آمادگی ندارند. بسیاری در این دوران احساس تنهایی، نداشتن حمایت و سرخوردگی می‌کردند. برخی احساس می‌کردند نادیده گرفته شده‌اند و تمام توجهات در آستانه تولد نوزاد، معطوف به همسرشان است.

بعضی‌ها نیز به‌ویژه در اوایل بارداری، نوعی احساس جدایی از بارداری همسر خود را تجربه می‌کردند، احساسی که خودشان هم از آن استقبال نمی‌کردند. دیدن حرکت جنین یا لمس کردنش اغلب به مردان کمک می‌کرد تا ارتباط بیشتری با واقعیت وجود جنین برقرار کنند. بسیاری منتظر به دنیا آمدن نوزاد بودند، چون احساس می‌کردند در آن نقطه، نقششان به عنوان پدر تثبیت و توسط دیگران به رسمیت شناخته خواهد شد. همچنین خیلی‌ها به تولد نوزاد به چشم فرصتی برای ایفای نقش فعال‌تر به عنوان پدر از طریق مراقبت از شیرخوار نگاه می‌کردند. به نظر می‌رسید این وضعیت برای آن‌ها ترجیح داده می‌شود نسبت به اینکه در موقعیت منفعل و انتظار باقی بمانند.

علاوه بر این، بارداری می‌تواند دوران بازسازی و تغییر ساختار عمیق روانی نه تنها برای زنان، بلکه برای همسران مرد آن‌ها که خود را برای پدرشدن آماده می‌کنند نیز باشد. مردانی که توسط محققان مطالعه شدند، اغلب سبک زندگی خود را دوباره ارزیابی می‌کردند، دیدگاه‌شان را نسبت به چیزهایی که برایشان مهم بود تغییر می‌دادند و به این فکر می‌کردند که خودشان چگونه توسط پدرانشان بزرگ شده‌اند. آن‌ها همچنین اغلب در نحوه نگاه به خود و نقشی که در جهان داشتند، تغییراتی ایجاد می‌کردند. به عبارت دیگر، هویت آن‌ها در این دوره دستخوش تحول می‌شد.

برخی تحقیقات دیگر هم حاکی از آن است که بعضی مردان، پدرشدن را فرصتی برای رشد مثبت می‌بینند و با گذر از دوران بارداری همسر و ورود به نقش پدری، خود را نسبت به قبل باوجدان‌تر، خونسردتر، هماهنگ‌تر، صبورتر و فروتن‌تر می‌یابند و خودمحوری‌شان کمتر می‌شود.

این مطالعات از این جهت جذاب هستند که بر روند تحول مردان به پدران نور می‌تابانند - و همچنین نیازهای مردان را چه در دوران بارداری همسر و چه در خود پدرشدن برجسته می‌کنند. بسیاری از مقاله‌های مرتبط با این موضوع به نیاز مردان به حمایت، تشویق و راهنمایی در طول گذر به پدرشدن اشاره می‌کنند - که البته اصلاً تعجب‌آور نیست.

پسرها اغلب با کمترین ارتباط با کودکان کوچک‌تر و نوزادان بزرگ می‌شوند، و تا زمانی که جامعه ما همچنان به کم‌اهمیت جلوه دادن مهارت‌های مراقبتی و پرورشی ادامه دهد، طبیعتاً پسران و مردان بیشتر از چنین تجاربی محروم خواهند شد.

آنری پارنس، روانکاو مشهور کودک، سال‌ها برای آموزش فرزندپروری در مدارس برای دختران و پسران تلاش کرد - اما بی‌فایده بود.

و با این حال، از مردان انتظار می‌رود که به عنوان پدر بدانند چه کار کنند، چگونه از همسر و نوزاد و نهایتاً فرزندان خود مراقبت کنند. از آن‌ها انتظار می‌رود بدانند چگونه با آن‌ها ارتباط برقرار کنند، چگونه با آن‌ها همدل و همراه باشند، چگونه برایشان الگو باشند و...

واضح است که مردان برای پدرشدن و پدر بودن به منابع و اطلاعات بیشتری نیاز دارند. آن‌ها نیاز دارند که ارائه‌دهندگان خدمات درمانی آن‌ها را در ویزیت‌های دوران بارداری، پس از زایمان و ویزیت‌های کودکان مشارکت دهند.

اما همچنین اغلب اینطور است که مردان در دوران بارداری همسر و روزهای اولیه نوزادی فرزندشان، برای دریافت اطلاعات و حمایت به همسر خود تکیه می‌کنند - و این موضوع پیچیده‌ای است. مشکل اینجاست که مردان ممکن است احساسات دوگانه‌ای داشته باشند: از یک سو خواهان حمایت و اطلاعات از سوی همسر خود هستند و به آن نیاز دارند، و از سوی دیگر احساس می‌کنند که می‌خواهند از همسرشان در برابر مسئولیت‌های بیشتر محافظت کنند. همچنین ممکن است مردان خجالت بکشند که در این زمینه از کسی غیر از همسر خود کمک بخواهند.

اما به هر حال، مردان باید راهی پیدا کنند تا به کمک و اطلاعات مورد نیاز خود دسترسی پیدا کنند. اگر مردی هستید که به زودی پدر می‌شوید یا به تازگی پدر شده‌اید، در اینجا چند پیشنهاد برایتان دارم:


منبع: psychologytoday