اونجا که ما موندیم خم میشه حتی کاج سرو
حرس چی تهش میشیم زیر خاک دفن
به خودت نگاه بنداز از زهر میسازیم پادزهر
مینویسم باز جو تو جوگیری میخونی باز جو
محکوم به سکوتم شاکیم نمیده رضایت
هنرو گرفته حسادت میمیری میپیره حسادت جون
حرفا تیز تر از تیغ حجامت بی عدالت چشم گوله رو میکنه هدایت
میپاچه به محض اثابت خون ازت گله ای ندارم بی خبری قضاوت کن
از تو فوهش از من متانت شدم زیر ذره بین نظارت
زیر منگنه هر دو طرف لح شدم نظام مردم
میشم قهرمان وقتی یه چی بگم بشه جنازم گم
مثل درختی که خودش دسته کرده نثار اره
الان اره تنشو میبره تبر نظاره گره
اعتماد کردی به یه مشت گرگ توله واسه بره
قضاوت شدی و سزات ناسزای خلقه
ازم دور شدن همه مثل مریضای طاعون زده
سر من و تو رو میزنه که خودش تاوون نده
میمونی ساکت وقتی که صابون به تنت مالوندن



