ما بدین وسیله این پس از مرگ را انجام می دهیم
We hereby conduct this post-mortem
او یک گل گرمخانه برای من در فضای باز بود
He was a hothouse flower to my outdoorsman
بیماری های ما به حدی بود که نتوانستیم آنها را درمان کنیم
Our maladies were such we could not cure them
و بنابراین لمسی که حق اصلی من بود، خارجی شد
And so a touch that was my birthright became foreign
یکی بیا همه بیا
Come one, come all
دوباره داره اتفاق می افته
It's happenin' again
گرسنگی همدلانه فرود می آید
The empathetic hunger descends
به هیچ کس نمی گوییم
We'll tell no one
به جز همه دوستانمان
Except all of our friends
ما باید بدانیم
We must know
چگونه تمام شد؟
How did it end?
(اوه اوه)
(Uh-oh)
(اوه-او-او-اوه)
(Uh-oh-oh-oh)
ما نسبت به شرایط پیش بینی نشده کور بودیم
We were blind to unforeseen circumstances
ما مراحل صحیح رقص های مختلف را یاد گرفتیم (اوه)
We learned the right steps to different dances (oh)
و قربانی نگاه های مداخله جویان شد
And fell victim to interlopers' glances
بازی شانس را باخت، شانس چقدر است؟
Lost the game of chance, what are the chances?
به زودی آنها به خانه نزد شوهرانشان خواهند رفت
Soon they'll go home to their husbands
راضی هستند، زیرا می دانند که می توانند به او اعتماد کنند
Smug 'cause they know they can trust him
سپس با تب با پسرعموهای خود تماس می گیرند (اوه)
Then feverishly calling their cousins (oh)
حدس بزنید در مغازه ها با چه کسی برخورد کردیم؟
Guess who we ran into at the shops?
راه رفتن در دایره ها انگار گم شده است
Walking in circles like she was lost
نشنیدی؟
Didn't you hear?
همه را لغو کردند
They called it all off
یک نفس و بعد
One gasp and then
چگونه تمام شد؟
How did it end?
یک بار دیگر با احساس بگو
Say it once again with feeling
چگونه مرگ و خروش نفس نفس می کشد
How the death rattle breathing
در حالی که روح در حال رفتن بود ساکت شد
Silenced as the soul was leaving
کاهش تورم رویاهای ما
The deflation of our dreaming
من را بی حال و در حال رها کردن
Leaving me bereft and reeling
روح محبوب من و من
My beloved ghost and me
نشستن روی درخت
Sitting in a tree
D-Y-I-N-G
D-Y-I-N-G
دوباره داره اتفاق می افته
It's happenin' again
چگونه تمام شد؟
How did it end?
نمی توانم طوری وانمود کنم که می فهمم
I can't pretend like I understand
چگونه تمام شد؟
How did it end?
یکی بیا همه بیا
Come one, come all
دوباره دارد اتفاق می افتد
It's happening again
گرسنگی همدلانه فرود می آید
The empathetic hunger descends
به هیچ کس نمی گوییم
We'll tell no one
به جز همه دوستانمان
Except all of our friends
اما من هنوز نمی دانم
But I still don't know
چگونه تمام شد؟
How did it end?

