قسمت 7


مفتش اعظم عنوانی بود که توسط یک شوالیه جدای مرد از نژاد پائوآن که به جنبه تاریک نیرو روی آورد و رهبر مفتش‌ها شد، گروهی از شکارچیان جدای که به امپراتوری کهکشانی خدمت می‌کردند، برگزیده شد. مفتش اعظم زمانی از نگهبانان معبد جدای بود و در وقایع مربوط به بمباران معبد جدای در طول جنگ‌های کلون، دستگیری پادوان بی‌گناه و بعداً تبرئه شده آسوکا تانو و همچنین مجرم واقعی، باریس اوفی، دست داشت. پس از سقوط او به جنبه تاریک، مفتش اعظم مسئول شکار و از بین بردن جدای‌ها در طول پاکسازی بزرگ جدای‌ها بود. او که توسط امپراتور، دارث سیدیوس، برای مقام مفتش اعظم انتخاب شده بود، شخصاً به ارباب تاریکی سیت، دارث ویدر، خدمت می‌کرد و از او دستورات خود را دریافت می‌کرد. در طول دوران تصدی خود، او ثابت کرد که یکی از ماهرترین ابزارهای رژیم در ریشه‌کن کردن آخرین اعضای فرقه جدای است، زیرا با سوابق معبد جدای کاملاً آشنا بود.

مفتش اعظم علاقه‌ی زیادی به از بین بردن خدمه‌ی شورشی سفینه‌ی فضایی گوست، به ویژه جدای کنان جاروس و پادوانش، ازرا بریجر، داشت. او در چندین مورد با این دو جدای روبرو شد، از جمله دوئل در استایگون پرایم و دوئل در پایگاه سیارکی فورت آناکسس. پس از اینکه مفتش اعظم و دولت لوتال، که شورشیان از آنجا عملیات خود را انجام می‌دادند، به طور مداوم قادر به از بین بردن شورشیان نبودند، ماف بزرگ ویلهوف تارکین برای شکار شورشیان به لوتال آمد. آنها با هم، جاروس را اسیر کردند و امیدوار بودند از او برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد یک جنبش شورشی بزرگتر که در کهکشان فعالیت می‌کرد، استفاده کنند. آنها جاروس را به موستافار آوردند، جایی که شورشیان یک مأموریت نجات در مدار ترتیب دادند. در طول این عملیات، مفتش اعظم با جاروس و بریجر در نبرد شمشیر نوری درگیر شد و جاروس در نهایت او را شکست داد. مفتش اعظم به جای مواجهه با خشم ننگین لرد ویدر به خاطر شکست‌های مکررش، ترجیح داد که به کام مرگ فرو رود.

با وجود مرگ فیزیکی مفتش اعظم، اما دارث ویدر همچنان از او بهره گرفت و از رفتن روح او جلوگیری کرد و در عوض آن را در پایگاه جدای در سیاره تمپس حبس کرد. روح او در آنجا باقی ماند و تمام افرادی که به دنبال دانش جدای بودند را می‌کشت. با از دست دادن شمشیر نوری خود، پسر ویدر یعنی لوک اسکای‌واکر با روح این مفتش در تمپس روبرو شد. این دو دوئلی کردند که اسکای‌واکر جوان پیروز آن شد. ویدر به عنوان مجازاتی برای فرار این پسر، از آزاد کردن مفتش از زندانش امتناع کرد و او را رها کرد تا برای همیشه از این پایگاه نگهبانی کند.