قسمت 8


دارث سیدیوس، با نام اصلی شیو پالپاتین و همچنین به سادگی با نام امپراتور شناخته می‌شود، یک انسان مذکر، ارباب تاریکی سیث و امپراتور امپراتوری کهکشانی بود که سلطنتش از ۱۹ سال پیش از میلاد تا ۴ سال پس از میلاد ادامه داشت. این ارباب سیثِ پنهان‌کار، که به عنوان سناتور نابو در سنای کهکشانی به قدرت رسید، دو هویت سیدیوس و پالپاتین را در خود پرورش داد و از هر دو برای پیشبرد حرفه سیاسی خود و فریب دادن راه خود برای رسیدن به هدفش استفاده کرد.

سیدیوس که در سال ۸۴ پیش از میلاد، همزمان با پایان دوران جمهوری بزرگ، در سیاره نابو در حاشیه میانی زمین متولد شد، ارتباط قوی با نیرو داشت و مخفیانه توسط دارث پلاگیس به روش‌های سیث آموزش دید. او سرانجام به استاد سیث خود خیانت کرد و او را کشت تا شاگرد سیث خود، دارث ماول، را آموزش دهد، زیرا قانون دو، رتبه آنها را در هر زمان به دو ارباب سیث محدود می‌کرد. در نتیجه تهاجم نابو، بحرانی که توسط سیدیوس ترتیب داده شده بود، سنا پالپاتین را به عنوان صدراعظم عالی انتخاب کرد. بحران جدایی‌طلبان و جنگ‌های کلون توسط سیدیوس و شاگرد جدیدش، دارث تیرانوس، در تلاش برای دستیابی به سلطه کهکشانی، طراحی شدند. پس از تلاش برای دستگیری صدراعظم، پاکسازی بزرگ جدای با اجرای دستور ۶۶ توسط سیدیوس آغاز شد.

با انقراض تقریباً کامل جدای‌ها، سیدیوس نظم نوین را به جای جمهوری برقرار کرد و خود را امپراتور کهکشانی نامید و به هزاره دموکراسی پایان داد. اندکی پس از خیانت و کشتن تیرانوس، او شاگرد جدیدی را به خدمت گرفت و آناکین اسکای‌واکر، شوالیه جدای، را به سمت تاریکی کشاند و او را به دارث ویدر تبدیل کرد. سلطنت آنها عملاً برای یک نسل بدون چالش بود تا اینکه اتحاد برای بازگرداندن جمهوری تشکیل شد. در طول جنگ داخلی کهکشانی، امپراتور با جایگزینی ویدر با پسر دومی، لوک اسکای‌واکر، به دنبال خیانت به او بود. با این حال، نقشه سیدیوس نتیجه معکوس داد، زیرا ویدر در نهایت از سمت تاریکی دست کشید و سیدیوس را برای محافظت از لوک کشت. بنابراین، با نابودی سیت، نیرو به تعادل بازگشت و سرنوشت آناکین به عنوان برگزیده پیشگویی شده محقق شد.

با این حال، سیدیوس از طریق آموزه‌های استادش، ذات خود را به یک کشتی کلون ناقص که از روی بدن اصلی‌اش مدل‌سازی شده بود، منتقل کرد. او با پیش‌بینی احتمال شکست، نیروی Contingency را ایجاد کرد تا در صورت چنین شکستی، امپراتوری کهکشانی را نابود کرده و آن را با یک امپراتوری جدید سیث جایگزین کند. نقشه‌های او به نابودی جمهوری جدید و ظهور محفل اول، ایجاد رهبر عالی اسنوک، که بن سولو - وارث خط خونی اسکای‌واکر - را به سمت تاریکی سوق داد، و تأسیس محفل نهایی منجر شد.

هنگامی که امپراتور در سال ۳۵ پس از میلاد مسیح بازگشت خود را به کهکشان اعلام کرد، مقاومت به سیاره اکسگول، دژ پنهان سیدیوس در مناطق ناشناخته، حمله کرد. در طول نبرد، امپراتور احیا شده، یک زوج در نیرو را به شکل پیوند بین سولو و ری، یک پاداوان که از خط خونی پالپاتین زاده شده بود، کشف کرد. رویای مادام‌العمر او برای حکومت ابدی سرانجام زمانی نقش بر آب شد که ری با توسل به قدرت جدای‌های گذشته، پدربزرگش را شکست داد و با استفاده از قدرت خود علیه او، سیدیوس و پیروان فرقه سیت اترنال او را نابود کرد.