سریع، سریع
Quick, quick
یه چیز وحشتناک بهم بگو
Tell me something awful
مثل اینکه شما شاعری هستید که در بدن یک مرد مالی به دام افتاده اید
Like you are a poet trapped inside the body of a finance guy
تمام رازهایت را به من بگو
Tell me all your secrets
تمام چیزی که همیشه خواهید بود این است
All you'll ever be is
جایزه تسلیت ابدی من
My eternal consolation prize
می بینید که من در یک زندگی دیگر اولین بود اما
You see I was a debutant in another life but
حالا انگار از بیرون رفتن می ترسم
Now I seem to be scared to go outside
اگر راحتی یک سازه است
If comfort is a construct
من به شانس خوب اعتقادی ندارم
I don't believe in good luck
حالا که میدونم چیه
Now that I know what's what
از اینجا متنفرم پس میرم
I hate it here so I will go to
باغ های مخفی در ذهن من
secret gardens in my mind
مردم برای رسیدن به یک کلید نیاز دارند
People need a key to get to
تنها مال منه
The only one is mine
زمانی که کودکی نابالغ بودم در این مورد در کتابی خواندم
I read about it in a book when I was a precocious child
هیچ امید شهری متوسط و ترس از شهر کوچک وجود ندارد
No mid-sized city hopes and small town fears
من بیشتر سال آنجا هستم
I'm there most of the year
چون از اینجا متنفرم
Cause I hate it here
از اینجا متنفرم
I hate it here
دوستان من قبلاً یک بازی انجام می دادند که در آن
My friends used to play a game where
ما یک دهه را انتخاب می کنیم
We would pick a decade
آرزو داشتیم بجای این زندگی کنیم
We wished we could live in instead of this
میتوانم بگویم دهه 1830، اما بدون همه نژادپرستها و ازدواج کردن برای آن
I'd say the 1830s but without all the racists and getting married off for
بالاترین پیشنهاد
the highest bid
همه به پایین نگاه می کردند
Everyone would look down
چون الان جالب نبود
Cause it wasn't fun now
به نظر می رسد در آن زمان هرگز حتی سرگرم کننده نبود
Seems like it was never even fun back then
دلتنگی یک ترفند ذهن است
Nostalgia is a mind's trick
اگه اونجا بودم ازش متنفر بودم
If I'd been there, I'd hate it
در قصر یخ می زد
It was freezing in the palace
از اینجا متنفرم پس میرم
I hate it here so I will go to
دره های قمری در ذهن من
Lunar valleys in my mind
وقتی سیاره بهتری پیدا کردند
When they found a better planet
فقط مهربان زنده ماند
Only the gentle survived
در تاریکی خوابش را دیدم
I dreamed about it in the dark
شبی که احساس کردم ممکن است بمیرم
The night I felt like I might die
هیچ امید شهری متوسط و ترس از شهر کوچک وجود ندارد
No mid-sized city hopes and small town fears
من بیشتر سال آنجا هستم
I'm there most of the year
چون از اینجا متنفرم
Cause I hate it here
از اینجا متنفرم
I hate it here
من تنهام اما خوبم
I'm lonely but I'm good
من تلخم اما قسم می خورم که خوبم
I'm bitter but I swear I'm fine
من تمام رمانتیسم را برای زندگی درونی ام ذخیره می کنم و در آن گم خواهم شد
I'll save all my romanticism for my inner life and I'll get lost on
هدف
purpose
این مکان باعث شد احساس بی ارزشی کنم
This place made me feel worthless
رویاهای شفاف مانند برق، جریان از من عبور می کند،
Lucid dreams like electricity, the current flies through me,
و در خیالاتم از آن بالاتر می روم
and in my fantasies I rise above it
و تا آنجا، من واقعا آن را دوست دارم
And way up there, I actually love it
از اینجا متنفرم پس میرم
I hate it here so I will go to
باغ های مخفی در ذهن من
Secret gardens in my mind
مردم برای رسیدن به یک کلید نیاز دارند
People need a key to get to
تنها مال منه
The only one is mine
زمانی که کودکی نابالغ بودم در این مورد در کتابی خواندم
I read about it in a book when I was a precocious child
هیچ امید شهری متوسط و ترس از شهر کوچک وجود ندارد
No mid-sized city hopes and small town fears
من بیشتر سال آنجا هستم
I'm there most of the year
چون از اینجا متنفرم
Cause I hate it here
از اینجا متنفرم
I hate it here
سریع سریع
Quick quick
یه چیز وحشتناک بهم بگو
Tell me something awful
مثل اینکه شما شاعری هستید که در بدن یک مرد مالی به دام افتاده اید
Like you are a poet trapped inside the body of a financ guy



