سه داستان در قالب یک داستان..
تاریخ رئال مادرید از دیدگاه هوادارن ابدی باشگاه...
بیش از 70 سال به عنوان عضو باشگاه ، سرخیو نیتو(Sergio Nieto)،اولین عضو،مانوئل فرناندز- خویساسولا(Manuel Fernández-Guisasola)، عضو 54ام،و لوییز اندالز(Luis Andaluz)،عضو 64ام، همراه باشگاه محبوبشان برای تمام عمر بودند...
هنگامیکه هر سه پسر بچه بودند 11 مرد سفید پوش رو پیدا کردند که در مستطیل سبر اثر هنری خلق می کردند.
در ابتدا چامارتین قدیمی ،سپس چامارتین جدید و در نهایت ان ها توانستند بازی ها و جام ها و افتخارات رئال مادرید رو در سنتیاگو برنابئو ببینند
سرخیو ،لوییز و مانوئل به یاد می اورند که چگونه اوایل دهه 40 پدرانشان به ان ها اجازه می دادند تا با دیدن بازی های رئال مادرید از بعدازظهر روز های یکشبه خودشان لذت ببرند.
کمی بعد از ان با عضو شدن در باشگاه محبوبشان رویاشون به حقیقت پیوست در حالیکه هنوز چند پسر بچه بودند که تازه 7 سالگی خودشون رو تموم کرده بودند.
خاطره های زیادی برای گشنیدن هست از این 3 نفر...
"رفتن به استادیوم و فوتبال دیدن در روز های یکشبنه یک ایین مذهبی بود."
"ان موقع ها زمین های بازی نور افکن نداشت و بازی ها بعد از ظهر انجام میشد"
"در طول زمستان وقتیکه هوا سرد می شد تماشاگران روزنامه ها رو می سوزوندند تا گرم بشوند"
وقتی بازی تمام می شد، ان ها روز خود رو با رفتن به سینما یا قدم زدن در پارک ریترو تمام می کردند.
هر 3 ان ها به خوبی سنتیاگو برنابئو را به یاد می اورند و چندین دفعه با او صحبت کرده اند. به خصوص مانوئل که هر سال در ماه ژوئن وقتی لالیگا تموم می شد در مراسمی که بین اعضای باشگاه و سنتیاگو برنابئو تشکیل می شد شرکت می کرد.
او می گوید:" حرف زدن با برنابئو افتخار بزرگی بود. او ایده های بزرگی داشت"
سرخیو این شانس را داشته است که پیراهن سفید مادرید را بپوشد و در تیم زیر 13 ساله ها بازی کند. او همراه تیم اماتور چندین دفعه تمرینات صبح خود را در کنار تیم اصلی اصلی انجام داده جاییکه در کنار الفردو دی استفانو و پوشکاش تمرین کرده است.
یک رقیب هنگام تمرین و یک هوادار در جایگاه...جاییکه هر یکشنبه ان جا بود و هر بازی رو همانند یک فینال می دید.
بیش از 70 سال هواداری دیوانه وار که به دسیما منتهی می شود.
"بهترین خاطره من بر می گرده به سال 1943 هنگامیکه مادرید در بارسلون 3-0 در جام حذفی اسپانیا شکست می خوره ولی در دور برگشت بازی رو 11-1 همین جا می برد"
"دسیما یکی از سخت ترین بازی هایی بود که تا به حال ان را باید می دیدم. ولی بعد از بازی...من خوشحال ترین در تمام عمرم بودم چون هیچکس انتظار اون ضربه سر رو از راموس نداشت"
"من تمام عمر هوادار مادرید بودم و حالا ان ها در حال بردن دسیما بودند...پس این عنوان، عنوانی بود که بیشترین تاثیر رو رو من داشت"
هزاران خاطره زیبا در میان شکست 11-1 بارسلونا بیش از 70 سال قبل و دسیماییکه راموس همانند یک قهرمان ظاهر شد...
سرخیو می گوید:" برای من مادرید خیلی معنا دارد زیرا تمام عمر یک هوادار مادرید بودم"
لوییز می گوید"من تمام عمر خود دیوانه مادرید بودم"
برای تمام این خاطرات و بیشتر شاید بهترین جمله برای خلاصه کردن ان، جمله ای باشد که هر 3 ان ها به ان اعتقاد دارند.
جمله ای که مانوئل با لبخندی زیبا و چشمانی اشکبار گفت.....
"رئال مادرید بهترین باشگاه در جهان است....."