ترانهٔ «قصهٔ من»، از آخرین ترانه‌های سروده شدهٔ لیلا کسری بود که با صدای هایده، ملودی فرید زلاند و تنظیم آندرانیک در سال ۱۳۶۳ اجرا و منتشر شد. این ترانه به‌نوعی سرگذشت خود اوست و ماجرای دست‌وپنجه نرم کردنش با بیماری سرطان را روایت می‌کند. علاوه‌بر مصداق یافتن این ترانه در مورد خود هدیه، خیلی زود و با مرگ نابه‌هنگام هایده، این ترانه در مورد خوانندهٔ اثر نیز مصداق یافت.

 

 

 

لیلا کسری در ترانهٔ «قصهٔ من»، داستان زندگی خود را بازگو کرده و درباره ۱۱ سال جنگ نافرجام با سرطان گفته‌است.

 

 

 

مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد حتی باغبون نفهمید که چه آفتی به من زد

 

رگ و ریشه‌هام سیاه شد تو تنم جوونه خشکید اما این دل صبورم به غم زمونه خندید

 

آسمون مست جنونی، آسمون تشنه خونی آسمون مست گناهی، آسمون چه روسیاهی

 

اگه زندگی عذابه، یه حباب روی آبه من به گریه‌ها می‌خندم میگم این همش یه خوابه

 

آسمون تو مرگ عشق و توی یاخته‌هام نوشتی این یه غمنامه تلخه که تو سر تا پام نوشتی

 

من به لحظه شکستن اگه نزدیک اگه دورم از ترحم تو بیزار که خودم سنگ صبورم

 

آسمون تیشه‌ت شکسته من دیگه رو پام می‌مونم منو از تنم بگیری تو ترانه‌هام می مونم