شبی از شب‌های آرام مدینه…

نسیمی ملایم می‌وزید و شهر در سکوتی معنوی فرو رفته بود. در آن شب نورانی، پیامبر رحمت ﷺ در کنار یکی از یاران صمیمی‌شان نشسته بودند؛ صحابی‌ای که صدایش با قرآن جان می‌گرفت: عبدالله بن مسعود (رضی‌الله عنه).

پیامبر ﷺ به او فرمودند:

برایم قرآن بخوان.

ابن مسعود با ادب و تعجب عرض کرد:

ای رسول خدا! آیا من برای شما بخوانم، در حالی که قرآن بر شما نازل شده است؟

پیامبر ﷺ فرمودند:

دوست دارم آن را از دیگری بشنوم.

ابن مسعود شروع به تلاوت سوره نساء کرد. صدایش آرام، شمرده و آمیخته با خشوع بود. آیات الهی در فضای شب می‌ پیچید و دلها را نرم میکرد.

او میخواند…

و پیامبر ﷺ با تمام وجود گوش می‌دادند…

تا این‌که به این آیه رسید:

(فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَىٰ هَـٰؤُلَاءِ شَهِيدًا)

(سوره نساء، آیه ۴۱)

پس چگونه خواهد بود هنگامی که از هر امتی گواهی بیاوریم و تو را بر اینان گواه قرار دهیم؟

عبدالله میگوید: وقتی این آیه را خواندم، پیامبر ﷺ فرمودند:

حسبُك… بس است.

نگاه کردم، دیدم اشک از چشمان مبارکشان جاری است.

نه یک اشک معمولی…

گریه‌ ای عمیق، از عمق مسئولیت.

چرا گریه میکردند؟

از ترس شخصی نبود، از شوق هم نبود، او به یاد روز قیامت افتاده بود…

روزی که باید درباره امت خود شهادت دهد.

درباره نمازهای ما، درباره امانت‌داری ما، درباره اخلاق ما، درباره رفتار ما با خانواده، همسایه، فقیر، یتیم…

او میدانست که در آن روز بزرگ، شاهد اعمال ما خواهد بود.

پیامبری که خداوند ﷻ گناهان گذشته و آینده‌ اش را آمرزیده بود،

در دل شب از یاد قیامت اشک می ریخت،

پس ما چه کنیم؟

رمضان ماه بیداری دلهاست.

ماه شب‌ هایی که قرآن نازل شد.

ماه اشک‌ هایی که دل را زنده میکند.

گاهی مشکل ما این نیست که قرآن نمی‌ خوانیم؛

مشکل این است که با آن زندگی نمی‌ کنیم.

اگر دلمان سخت شده، اگر اشک در چشم‌ هایمان کم شده،

اگر آیات فقط بر زبان می چرخد و به قلب نمی‌ رسد.

بیاییم در این شب‌ ها، آرام‌ تر بخوانیم، عمیق‌ تر فکر کنیم…

و خود را در آینه آیات ببینیم.

 

 پیام داستان: 

 

اشکی که از فهم قرآن جاری شود، دل را زنده میکند. قرآن فقط برای ختم کردن نیست؛

برای تغییر کردن است. شاید یک آیه، یک لحظه تأمل، یک اشک صادقانه، سرنوشت ابدی انسان را تغییر دهد.

ایمان روشنایی دلهاست، با نور آن به سوی حقیقت قدم بگذاریم.