آن کاترین سواینفورد لمبتون (Ann Katherine Swynford Lambton) متولد ۸ فوریه ۱۹۱۲، یکی از برجسته‌ترین شرق‌شناسان بریتانیایی بود که تخصصش در زبان فارسی و تاریخ ایران بود. او که به عنوان مطرح کننده نظریه "ولایت فقیه" شناخته می شود دکترای خود را در رشته زبان فارسی و تاریخ ایران دریافت کرد و در اواسط دهه ۱۹۳۰ برای تکمیل مطالعات خود برای اولین بار به ایران سفر کرد..

 

او در ایران زبان فارسی خود را تکمیل کرد؛ ابتدا لهجه عامیانه تهران را فراگرفت و خیلی زود به زبان فارسی محاوره‌ای و کوچه‌ بازاری تسلط یافت؛ به طوری که مخاطبش نمی‌توانست تشخیص بدهد که او انگلیسی است. در ادامه به اصفهان رفت و در آن شهر نیز لهجه‌های اصفهانی و بختیاری را آموخت. در مراجعت از این سفر، چون حادثه شهریور 1320 نزدیک می‌شد از طرف سفیر انگلیس در تهران مأمور اداره اطلاعات و مطبوعات سفارت انگلیس در ایران گردید. لمبتون علاوه بر زبان فارسی به زبان‌های عربی و ترکی نیز به خوبی تکلم می‌کرد و لهجه محلی این زبان‌ها را هم می‌دانست. او از 1939 تا 1945 وابسته مطبوعاتی سفارت انگلیس در تهران و از ۱۹۵۳ تا ۱۹۷۹، استاد زبان فارسی دانشگاه لندن (School of Oriental and African Studies) بود و کرسی مطالعات آسیایی و آفریقایی را در اختیار داشت.

در گزارشی از جلسه انجمن سلطنتی آسیای مرکزی در سالن انجمن پادشاهی بولینگن هاوس پیکادمی به تاریخ چهارشنبه هفتم دسامبر 1960، «سر ویلیام دیکسن» مارشال نیروی هوایی و رئیس انجمن، مدال سر پرسی سایکس مموریال را از طرف انجمن به وی اهدا کرد. او در این مراسم بیان کرد:«ما بر خود می‌بالیم که در خدمت پروفسور لمبتون هستیم، زیرا وی بزرگ‌ترین شخصیت صاحب‌نظر انگلیسی در مورد مسائل مربوط به ایران است. لمبتون اطلاعات وسیعی پیرامون تاریخ، عرف و عادات و زبان ایران دارد و گران‌بهاترین عامل ارتباط بین انگلیس و ایران محسوب می‌شود.»

فعالیت‌ها در ایران

در جریان جنگ جهانی دوم و عزل رضاشاه  لمبتون به عنوان وابسته مطبوعاتی سفارت بریتانیا در تهران فعالیت داشت. در جریان ملی شدن صنعت نفت و سقوط دولت محمد مصدق، بارها به عنوان مشاور وزارت امور خارجه بریتانیا مورد استناد قرار گرفت.

او اطلاعات بسیار گسترده‌ای درباره تاریخ، قومیت‌ها فرهنگ و مسائل اجتماعی ایران داشت و مورد اعتماد مقامات انگلیسی مانند سر ریدر بولارد سفیر انگلستان در تهران بود.

آثار و دیدگاه ها

لمبتون چندین کتاب درباره زبان فارسی و تاریخ و جامعه ایران نوشت، از جمله کتاب "مالک و زارع در ایران"

او انتقادهای صریحی به انقلاب سفید داشت به باور او، مدرن شدن ساختار اجتماعی، صنعتی فرهنگی و سیاسی ایران می‌توانست کنترل بریتانیا و دیگر قدرت‌های صنعتی بر منابع منطقه را محدود کند.

 او همچنین در کتاب "دولت و حکومت در اسلام" منتشر شده در سال 1981 نظریه ولایت فقیه و ظرفیت ایجاد یک حکومت شیعی در ایران را به تفسیر مورد بررسی قرار می‌دهد.

او در نوشته هایش حکومت دینی را نه صرفاً به‌عنوان یک تئوری سیاسی معاصر، بلکه به عنوان یک پدیده تاریخی در اسلام مطرح می‌کند.

او رابطه دین و قدرت سیاسی در طول تاریخ اسلام را بسیار متنوع دانسته و بدون محدودیت و پیروی از یک الگوی واحد برای همه شاخه‌ها می‌داند.

او همچنین به تفاوت نظریه حکومت اسلامی از دیدگاه اهل تسنن و تشیع می‌پردازد و اینطور عنوان می‌کند: "در جامعه سنی، قدرت سیاسی و مشروعیت دینی از هم تفکیک شده‌اند و مرجعیت دینی نقش مشورتی دارد و به صورت کلی سنت و اجماع جامعه جایگزین مشروعیت فقهی مستقیم فقها می‌شود، درحالیکه این دیدگاه در تشیع به شکل متفاوتی مطرح می‌شود.

در شیعه اثناعشری و به ویژه در ایران، یک سنت فقهی بسیار گسترده و منسجم حکمفرماست که از دوران صفویه آغاز شده است. این سنت فقهی بر نقش فقها در تفسیر شریعت، هدایت اجتماعی و مشروعیت سیاسی تأکید دارد که این ساختار تاریخی به شیعه امکان می‌دهد تا نظریه‌هایی مانند ولایت فقیه را در طول زمان توسعه دهد به گونه‌ای که قدرت دینی و مشروعیت سیاسی به هم گره خورده است، درحالی‌که نظریه‌ای مشابه ولایت فقیه در سنت سنی شکل نگرفته و ظرفیت تاریخی آن محدود است."

 

 

دیدگاه سیاسی نسبت به ایران

لمبتون با هر دو دولت شاه و مصدق مخالف بود، زیرا معتقد بود مصدق ضدانگلیسی است و شاه نیز قادر به اداره کشور نیست.

به نقل از او:

"مذاکره با مصدق امکان‌پذیر نیست زیرا موضع او به طور کلی بر احساسات ضدانگلیسی قرار دارد و هرگونه توافق بی‌فایده است زیرا در نهایت او دبه درخواهد آورد."

"شاه آدم بیهوده‌ای است چون نه خودش قادر به حکومت است و نه اجازه می‌دهد دیگران حکومت کنند."

در بحبوحه نزاع سال ۱۳۳۲، تز لمبتون مطرح شد:

"نه شاه و نه مصدق، بلکه حکومت اسلامی شیعی."

 

آن لمبتون در سال ۱۳۴۲ با همکاری برنارد لوئیس، مورخ و محقق خاورمیانه و جهان اسلام و نویسنده بیش از 30 کتاب و صد ها مقاله درباره تاریخ اسلام برای نخستین بار دکترین “ولایت فقیه” را مطرح کرد و برقراری یک حکومت اسلامی در ایران را پیش‌بینی کرده و مقاله مشترکی تحت عنوان "ولی فقیه دوازده امامی در یک حکومت اسلامی" منتشر کردند.

 

لمبتون یکی از کارشناسان برجسته مسائل ایران، اسلام و جهان عرب بود و در بسیاری موارد، ایرانیان را بهتر از خود ایرانی‌ها می‌شناخت.

او معتقد بود سه عامل زنده ماندن فرهنگ و هویت ایرانی عبارت‌اند از: «زبان فارسی، پایبندی‌های اخلاقی و میهن‌پرستی ایرانی».

بینش سیاسی او نسبت به ایران، بازتابی از نگاه استعمارگرایانه انگلیس و تمایل آن به سوگیری نهاد حاکم در جهت خواسته های بریتانیا می‌باشد و حضور لمبتون در ایران نیز به ویژه در فاصله سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲، نشان‌دهنده تأثیر مستقیم سیاست استعماری بریتانیا در تاریخ سیاسی معاصر ایران بود.

پی نوشت : عکس از کنفرانس مشهور گوادالوپ و یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران