بادی که ز کوی آن نگارین خیزد
از خاک جفا صورت مهر انگیزد
آبی که ز چشم من فراقش ریزد
هر ساعتم آتشی به سر بربیزد
سنایی
- دیوان اشعار
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۴۳
???
---
آن را که جمال ماه پیکر باشد
در هرچه نگه کند منور باشد
آیینه به دست هرکه ننماید نور
از طلعت بیصفای او در باشد
سعدی
- دیوان اشعار
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۴۳
???
---
باز ماه رمضان آمد و بر بام فلک
میزند بانگ منادی که گنه کار کجاست؟
سفره رنگین و خدا چشم به راه من و توست
تاکه معلوم شود طالب دیدار کجاست
ژولیده_نیشابوری
???
---
بازآ که در فراق تو چشم امیدوار
چون گوش روزه دار بر الله اکبر است
دانی که چون همیگذرانیم روزگار
روزی که بی تو میگذرد روز محشر است
سعدی
- غزل ۶۴
???
---
دی بر سر گور ذله غارت گردم
مر پاکان را جنب زیارت کردم
شکرانهٔ آنکه روزه خوردم رمضان
در عید نماز بی طهارت کردم
ابوسعید_ابوالخیر
- رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران
- رباعی شمارهٔ ۴۲۱
???
---
دل گرسنهٔ عید تو شد چون رمضان
وز عید تو شد شاد و همایون رمضان
وانگه عمل کمان به مو وابسته است
گر مو شود اندیشه نگنجد به میان
مولانا
- دیوان شمس
- رباعیات
- رباعی شمارهٔ ۱۴۷۱
???



