توجه: ابتدا در اینترنت کلمه ی " دروغ و بزرگنمایی نبرد چالدران " را سرچ نمایید بعد داستان و شعر را بخوانید.
---
زندگینامه عرفانی سلطان سلیم عثمانی رومی ملقب به سلطان العارفین:
https://www.tarafdari.com/node/2700811
---
ارتباط با حشاشین:
https://www.tarafdari.com/node/2708618
---
غزل در تمنایِ دیدار
بنمای رخ که حشمتِ بستانم آرزوست
بگشای لب که لعلِ بدخشانم آرزوست
ای آفتابِ حُسن، برونتاز از این غبار
کآن فرّ و تابِ چهرِ درخشانم آرزوست
کوسِ سفر زدند و به میدان شدیم باز
بر دستِ شاه، ساعدِ سلطانم آرزوست
وآن تندیِ رقیب وُ دفع گفتنِ حجیب
آن ناز وُ قهرِ تندِ نگهبانم آرزوست
زین همرهانِ سست وُ سپاهِ هویپرست
تیغِ علی وُ بازویِ دستانم آرزوست
حبس است شهر وُ سکه وُ فرمان به نامِ من
آوارگی وُ دولتِ پنهانم آرزوست
دی شیخ با چراغ همی گشت گِرد شهر
کز دیو و دَد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند: «یافت مینشود، جستهایم ما»
گفت: «آنکه یافت مینشود، آنم آرزوست»
مُهر است بر دهانِ سلیمی ز رشکِ خلق
خاموشی وُ حضورِ سلیمانم آرزوست
« سلطان یاووز سلیم »



