تمام انتظارات شما از عشق من غیر ممکن است

All your expectations of my love are impossible

 

حتما میدونی

Surely, you know

 

که نگه داشتن من آسان نیست

That I'm not easy to hold

 

چقدر ناراحت کننده است که چقدر ناتوان است

It's so sad how incapable

 

از یادگیری رشد من هستم

Of learning to grow I am

قلب من در پازل و رمز صحبت می کند

My heart speaks in puzzle and codes

 

من تمام زندگی ام را برای حل کردن تلاش کردم

I've been trying my whole life to solve

 

فقط خدا میدونه چجوری گریه کردم

God only knows how I've cried

 

تحمل شکست دیگری را ندارم

I can't take another defeat

 

دفعه بعدی پایان من خواهد بود

A next time would be the ending of me

 

حالا که می بینم

Now that I see

این عشق بازی است برای احمق ها

That love is a game for fools to play

 

و من گول نمی زنم (فریب می زنم)

And I ain't fooling (Fooling)

 

چه چیز بی رحمانه ای (چیز بی رحمانه)

What a cruel thing (Cruel thing)

 

تا خود را به این درد تحمیل کند

To self-inflict that pain

عشق بازی است برای احمق ها

Love is a game for fools to play

 

و من دوباره گول نمی زنم (Fooling)

And I ain't fooling again (Fooling)

 

چه چیز بی رحمانه ای (چیز بی رحمانه)

What a cruel thing (Cruel thing)

 

تا خود را به این درد تحمیل کند

To self-inflict that pain

چقدر باور نکردنی (باور نکردنی)

How unbelievable (Unbelievable)

 

از اینکه من گرفتار دروغ هایی شوم که می گویم؟

Of me to fall for the lies that I tell?

 

(دروغ می گویم)

(Lies I tell)

 

رویایی که می فروشم (رویایی که می فروشم)

The dream that I sell (Dream I sell)

 

وقتی درد دل من، اجتناب ناپذیر است (ناگزیر)

When my heartache, it's inevitable (Inevitable)

 

اما من در انجام آن خوب نیستم

But I'm no good at doing it well

 

نه اینکه برایم مهم باشد (برام مهم نیست)

Not that I care (I don't care)

 

چرا باید هر چیزی در مورد آن منصفانه باشد؟

Why should anything about it be fair?

وقتی عشق بازی ای است برای احمق ها

When love is a game for fools to play

 

و من گول نمی زنم (فریب می زنم)

And I ain't fooling (Fooling)

 

چه چیز بی رحمانه ای (چیز بی رحمانه)

What a cruel thing (Cruel thing)

 

تا خود را به این درد تحمیل کند

To self-inflict that pain

عشق بازی است برای احمق ها

Love is a game for fools to play

 

و من دوباره گول نمی زنم (Fooling)

And I ain't fooling again (Fooling)

 

چه چیز بی رحمانه ای (چیز بی رحمانه)

What a cruel thing (Cruel thing)

 

تا خود را به این درد تحمیل کند

To self-inflict that pain

بدون مقدار عشق

No amount of love

 

می تواند مرا راضی نگه دارد (راضی، راضی)

Can keep me satisfied (Satisfied, satisfied)

 

من نمی توانم ادامه دهم (نمی توانم ادامه دهم، نمی توانم ادامه دهم)

I can't keep up (I can't keep up, I can't keep up)

 

وقتی مدام نظرم را تغییر می دهم

When I keep changing my mind

 

(نظرم را عوض کن، نظرم را عوض کن)

(Change my mind, change my mind)

 

احساسات من را تا اوج هیچ سازش سرازیر می کند

The feelings flood me to the heights of no compromise

 

عشق بازی است برای احمق ها

Love is a game for fools to play

 

و من گول نمی زنم (فریب می زنم)

And I ain't fooling (Fooling)

 

چه چیز بی رحمانه ای (چیز بی رحمانه)

What a cruel thing (Cruel thing)

 

تا خود را به این درد تحمیل کند

To self-inflict that pain

عشق بازی است برای احمق ها

Love is a game for fools to play

 

و من گول نمی زنم (فریب می زنم)

And I ain't fooling (Fooling)

 

چه چیز بی رحمانه ای (چیز بی رحمانه)

What a cruel thing (Cruel thing)

 

تا خود را به این درد تحمیل کند

To self-inflict that pain

اوه می دانی، من همه این کار را دوباره انجام خواهم داد

Oh you know, I'd do it all again

 

الان هم مثل اون موقع دوستش دارم

I love it now like I loved it then

 

من برای آن احمق هستم

I'm a fool for that

 

شما می دانید که من هستم، می دانید که من این کار را انجام خواهم داد

You know I'm, you know I'm gonna do it

 

اوه اوه اوه

Oh-oh-oh-oh

 

همه را دوباره انجام خواهم داد، مثل آن زمان

I'd do it all again, like I did then